Sorry, no posts matched your criteria.

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

وظایف منتظران – پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام

۱۵ آبان ۱۳۹۷
بدون نظر


وظایف منتظران

بی‌گمان شخصیّت انسان‌ها متأثر از رفتارهایی است که در زندگی انجام می‌دهند. این رفتارها، براساس آموزه‌های دینی، دارای اعتبار و ارزش متفاوتی خواهند بود.از نگاه آیات و روایات معصومان علیهم السلام برترین انسان‌ها، کسانی هستند که با رفتار خود، اسباب خوشنودی پروردگار جهانیان را فراهم می‌آورند.
در این نوشتار کوتاه، برآنیم بخشی از رفتارهای عصر انتظار را که موجب این همه عظمت می‌شود به اختصار بررسی کنیم.
وظایف انسان‌ها در این دوران، به دو دسته تقسیم می شود:

الف. وظایف عام
این وظایف، در سخنان معصومان علیهم السلام در شمار بایسته‌های عصر انتظار یاد شده است؛ امّا ویژه این دوران نیست و لازم است در همه زمان‌ها انجام شود. شاید ذکر آن‌ها در شمار وظایف دوران غیبت، به سبب تأکید بوده است. برخی از این وظایف بدین قرار است:

۱- شناخت امام هر زمان
از وظایفی که در هر زمان، به ویژه در عصر غیبت برای پیروان آموزه‌های اسلامی مورد تأکید و سفارش واقع شده، تحصیل شناخت و معرفت درباره امام آن زمان است.
امام صادق علیه السلام خطاب به فضیل فرمود:
امام خود را بشناس که اگر امام خود را شناختی، دیر و زود شدن این امر، آسیبی به تو نخواهد رساند… .[۲]
بی‌گمان، شناخت امام، از شناخت خداوند متعال جدا نیست؛ بلکه یکی از ابعاد آن است؛ چنان‌که در دعای شریف معرفت، به خداوند متعال عرض می‌کنیم:
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حجّتکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حجّتکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حجّتکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی؛[۳]
خدایا! خودت را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی، پیامبرت را نمی شناسم. خدایا! رسول خود را به من بشناسان که اگر رسول خود را به من نشناسانی، حجّت تو را نمی‌شناسم. خدایا! حجّتت را به من بشناسان که اگر حجّت خود را به من نشناسانی، از دین خود گمراه می‌شوم.
از روایات معصومان علیهم السلام به روشنی استفاده می‌شود که در بندگی خدای متعال، همه فضیلت‌ها و ارزش‌ها به داشتن معرفت امام علیه السلام و ملتزم‌شدن به آن بر می‌گردد؛ به طوری که اگر کسی این اکسیر گرانقدر را در اختیار داشته باشد، از نگاه آن چه مطلوب خداوند متعال است، هیچ کمبودی ندارد.

۲- پایداری بر حبّ اهل بیت علیهم السلام
یکی از وظایف مهم ما در هر عصر و زمان، محبت و دوستی با اهل بیت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم به عنوان دوستان خداوند است. در دوران غیبت واپسین پیشوای معصوم، به سبب پنهان‌زیستی امام ممکن است عواملی انسان را از این وظیفه مهم دور سازد؛ از این رو در روایات، سفارش شده است که بر محبت به آن انوار مقدس، پایدار باشیم.

۳- پرهیزگاری و رعایت تقوای الهی
پروای الهی در همه زمان‌ها لازم و واجب است؛ اما در دوران غیبت، اهمیت بیشتری دارد؛ چرا که در این دوران، عوامل فراوانی دست به هم داده است تا انسان‌ها را به بیراهه کشانده، گمراه سازند.
امام صادق علیه السلام فرمود:
همانا برای صاحب‏الامر غیبتی ‏هست؛ پس بنده تقوای الهی پیشه نماید و به دین او چنگ زند.[۴]
آن حضرت همچنین فرمود:
هر کس شاد می‌شود از آن که از یاران قائم باشد، پس باید پرهیزگار بوده، به نیکویی‌های اخلاقی عمل کند؛ در حالی که منتظر است. پس اگر از دنیا برود و پس از آن، قائم قیام نماید، پاداشی مانند آن کس که قائم را درک کند، خواهد داشت. پس کوشش کنید و منتظر باشید. گوارایتان باد ای گروه مورد رحمت الهی واقع شده!. [۵]

۴- پیروی از دستور‌های امامان علیهم السلام
از آن‌جا که تمام امامان علیهم السلام نور واحد هستند، دستورها و فرموده‌های ایشان نیز یک هدف را دنبال می‌کند؛ بنابراین پیروی از هر کدام، پیروی از همه آن‌ها است و در زمانی که یکی از آن‌ها در دسترس نیست، دستورهای دیگران چراغ راه هدایت است.
امام صادق علیه السلام در پاسخ کسی که گفت: «شنیده‏ایم که صاحب الامر غایب خواهد شد؛ پس چه کنیم؟» فرمود:
چنگ بزنید به آنچه [از پیشوایان قبل] در دستتان است، تا این که امر بر شما آشکار شود.[۶]

۵- دستگیری از ضعیفان و فقیران
کمک به ضعفا و محرومان در همه زمان‌ها کاری بس ارزشمند است و در دین  اسلام به آن سفارش شده است؛ اما به سبب غیبت امام، در دوران غیبت ارزش بیشتری دارد.
امام باقر علیه السلام فرمود:
…هر آینه قوی شما ضعیفتان را کمک کند و ثروتمندتان بر فقیرتان عطوفت ومهربانی نماید و فرد برای برادر دینی خود… خیرخواهی نماید. پس اگر شخص در این حال از دنیا رفت پیش از آن‌که قائم ظهور کند، شهید از دنیا رفته است… .[۷]
البته این فقر گاهی فقر اقتصادی و گاهی فقر فرهنگی و معنوی است.

ب. وظایف ویژه
اما وظایف خاص،  وظایفی است که به نوعی با غیبت حضرت مهدی علیه السلام در ارتباط است.

۱- دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
در روایات فراوانی از پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلمبه محبت و دوستی با اهل بیت علیهم السلام و دشمنی با دشمنان ایشان تأکید شده و این، به همه زمان‌ها مربوط است؛ امّا در برخی روایات به صورت ویژه به دوستی با دوستان حضرت مهدی علیه السلام و دشمنی با دشمنان آن حضرت سفارش شده است.
امام باقر علیه السلام از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم روایت می‌کند که فرمود:
خوشا بر احوال کسی ‏که قائم ‏اهل‏ بیت مرا درک ‏کرده و در غیبت و پیش از قیامش، پیرو او باشد؛ دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد. چنین کسی، روز قیامت از رفقا و دوستان من و گرامی‏ترین امت من خواهد بود[۸].

۲- صبر بر سختی‏های دوران غیبت
امروزه کم نیستند افرادی که به دلیل‌هایی، باور به آن امام غایب و یاد آن حضرت را بر نمی‌تابند. در این راه از هرگونه ایجاد مانع و اذیّت و آزار فرو نمی‌گذارند. از آن‌جا که یکی از آموزه‌های مهم دینی صبر بر مشکلات و مصیبت‌ها است. لازم است در این دوران، بیش از هر زمان دیگر در برابر این مشکلات و مصیبت‌ها شکیبایی داشته باشیم.
عبدالله بن سنان از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: رسول گرامی اسلام صل الله علیه و آله و سلم فرمود: «پس از سپری‌شدن دوران شما، مردمی بر سر کار خواهند آمد که هر فرد آنان، پاداش پنجاه تن از شما را داراست.» عرض کردند: «ای رسول خدا! ما در جنگ بدر و احد و حنین در رکاب شما جنگیدیم و درباره ما آیاتی از قرآن نازل شد.» فرمود: «اگر شما آن چه را آن‌ها تحمّل کردند متحمّل شوید، از صبر و شکیبایی آنان برخوردار نخواهید بود».[۹]
امام حسین بن علی علیهما السلام فرمود:
…اما صبر‌کننده بر اذیّت و تکذیب در غیبت او، بسان مجاهدی است که با شمشیر در رکاب پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم با دشمنان مبارزه کند[۱۰].

۳- دعا برای فرج حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
دعا و نیایش در فرهنگ اسلامی جایگاه والایی دارد. یکی از مصادیق دعا می‌تواند رفع گرفتاری‌های همه انسان‌ها باشد. در نگاه شیعه، این مهم تحقق نمی‌یابد، مگر زمانی که واپسین ذخیره الهی از پس پرده غیبت بیرون آمده جهان را به نور خود روشن سازد؛ از این رو است که در برخی روایات سفارش شده است برای فرج و گشایش، دست به دعا برداریم.
آری؛ کسی که در انتظار آمدن مولای خود به سر می برد، از خداوند تعجیل امر فرج او را درخواست خواهد کرد؛ به‌ویژه آن‌که بداند با فرج و ظهور او زمینه هدایت، رشد و کمال جامعه بشری به طور کامل فراهم می‌شود. در روایت است که خود آن حضرت در بخشی از توقیع شریف فرمود:
وَاَکثِرُوا الدُّعاء بِتَعجیلِ الفَرَجِ؛
وبرای تعجیل‏فرج ‏بسیار دعا کنید.[۱۱]
البته هر کس می‌داند سفارش امام به دعا ، فقط ادای کلمات و لقلقه زبان نیست ـ گرچه خواندن دعا هم ثواب مخصوصی دارد ـ بلکه منظور توجه قلبی دائم به معنا و مفهوم این دعا و توجه به این است که در دوره  غیبت، امر دین و دینداری و اعتقاد صحیح به غیبت و امامت، کار دشواری است که فقط از آدم اهل یقین و با استقامت ساخته است.[۱۲]

۴- آماده باش دائمی
از مهم‌ترین وظایف در دوران غیبت، آمادگی دائمی و راستین است.
امام باقر علیه السلام ذیل آیه شریف gاصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُواf؛ فرمود:
اصْبِرُوا عَلَی أَدَاءِ الْفَرَائِضِ وَ صَابِرُوا عَدُوَّکُمْ وَ رَابِطُوا إِمَامَکُمْ المنتظر؛[۱۳]
بر انجام واجبات، شکیبایی کنید و در برابر دشمنان، یکدیگر را یاری نمایید و برای یاری پیشوای منتظَر، همواره آمادگی خود را حفظ کنید.

وظایف منتظران

۵- بزرگداشت نام و یاد آن حضرت
یکی از مسؤولیت‌های شیعه درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در این دوران، بزرگداشت نام و یاد آن حضرت است. این بزرگداشت، جلوه‌های فراوانی دارد. از تشکیل نشست‌های دعا و نیایش گرفته تا اقدام‌های فرهنگی و ترویجی و از تشکیل حلقه‌های بحث و گفت‌وگو گرفته تا پژوهش‌های بنیادین و سودمند، همه و همه می‌تواند در راستای اعتلا به این نام بزرگ باشد.
۶- پیروی و تبعیت از علمای راستین
یکی از وظایف دوران غیبت پیروی از علمای راستین یا نواب عام است که در دستورات پیشوایان الهی آمده است. امام زمان خود فرمودند: در آینده به راویان احادیث ما (عالمان دینی) مراجعه کنید؛ زیرا آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آن‌ها هستم. [۱۴]

۷- حفظ پیوند با مقام ولایت
حفظ و تقویت پیوند قلبی با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و تجدید دائمی عهد و پیمان یکی دیگر از وظایف مهمی است که هر شیعه منتظر در عصر غیبت بر عهده دارد.
هر آن‌که جانب اهل وفا نگه دارد                   خداش در همه حال از بلا نگه دارد
گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند                     نگاه دار سر رشته تا نگه دارد
امام باقر علیه السلام درباره ثابت قدمان بر امر ولایت فرموده است:
زمانی بر مردم آید که امامشان غیبت کند. خوشا بر افرادی که آن زمان، بر امر ما ثابت بمانند. کمترین ثوابی که برای آن‌ها خواهد بود، این است که باری تعالی به آن‌ها ندا کرده و فرماید: «ای بندگان و ای کنیزان من! به نهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق کردید؛ پس به ثواب نیکوی خود شما را مژده می‌دهم و شما بندگان و کنیزان حقیقی من هستید. از شما می‌پذیرم و از شما در می‌گذرم و برای شما می‌بخشم و به واسطه شما باران بر بندگانم می‌بارم و بلا را از آن‌ها بگردانم و اگر شما نبودید، بر آن‌ها عذاب می‌فرستادم… . [۱۵]‏
شکی نیست که امامان معصوم علیهم السلام سخنی از نزد خود نمی‌گویند و آنچه در این سخن بدان اشاره فرموده‌اند بر گرفته از علومی است که از پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم  و آن حضرت نیز از وحی الهی دریافت کرده است؛ بنابراین جای هیچ تردیدی باقی نخواهد ماند.
بنابراین یکی از کارهایی که این پیوند را ناگسستنی می‌کند، تجدید عهد هر روزه با آن یار سفر کرده است. در این‌باره سفارش شده است در پگاه هر روز، زانوی ادب مقابل ساحت آن امام همام بر زمین نهاده، به دستور امام صادق علیه السلام این عهدنامه را نجوا کنیم. اگر کسی چهل صبح چنین کند، امید است از یاران آن حضرت باشد. دعایی که این گونه آغاز می شود:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلَایَ صَاحِبَ الزَّمَانِ عجل الله تعالی فرجه الشریف أَیْنَمَا کَانَ وَ حَیْثُمَا کَانَ مِنْ مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا عَنِّی وَ عَنْ وَالِدَیَّ وَ عَنْ وُلْدِی وَ إِخْوَانِی التَّحِیَّهَ وَ السَّلَامَ عَدَدَ خَلْقِ اللَّهِ وَ زِنَهَ عَرْشِ اللَّهِ…؛[۱۶]

_____________________________
۱- امام سجّاد علیه السلام در این‌باره فرمود: «مردم زمان غیبت آن امام که معتقد به امامت و منتظر ظهور او هستند، از مردم هر زمانی برترند؛ زیرا خداوند عقل و فهم و معرفتی به آن‌ها داده که غیبت، نزد آنان به منزله مشاهده است …»؛ شیخ صدوق، کمال‏الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۱۹، ح۲٫
۲- شیخ کلینی، کافی, ج ۱، ص ۳۷۱، ح ۲٫
۳- همان، ص ۳۴۲ ،  باب فی الغیبه،  ص ۳۳۵٫
۴- همان، ص ۳۳۶؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج ۱، ص ۵۱٫
۵- نعمانی، الغیبه، ص۲۰۰٫
۶- شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص ۱۵۹، ح ۵ و ۴٫
۷- طبری آملی، محمد بن ابی القاسم ، بشاره المصطفی لشیعه المرتضی، ص ۱۱۳٫
۸-شیخ صدوق، کمال‏الدین و تمام النعمه، ج ۱، ص ۲۸۶، ح ۲٫
۹- شیخ طوسی, کتاب الغیبه, ص۴۵۶؛ الخرائج و الجرائح, ج۳, ص۱۱۴۹٫
۱۰- شیخ صدوق, کمال‏الدین و تمام النعمه، ج ۱، ص ۳۱۷، ح ۳؛  عیون اخبار الرضا علیه السلام ، ج ۱، ص ۶۸، ح ۳۶٫
۱۱- همان، ج ۲، ص ۴۸۳، ح ۴٫
۱۲-  سعادت پرور، علی، ظهور نور، ص۱۰۳٫
۱۳-  نعمانی, الغیبه، ص۱۹۹٫
۱۴- طبرسی، احتجاج، ج ۲، ص ۴۶۹٫
۱۵- شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۳۰، باب ۳۱، ح۱۵٫
۱۶- کفعمی، ابراهیم بن علی ، مصباح کفعمی، ص۵۵۰ نیز ر.ک: شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان.

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


شهادت امام رضا علیه السلام از زبان اباصلت هروی

۱۵ آبان ۱۳۹۷
بدون نظر


شهادت امام رضا علیه السلام از زبان اباصلت هروی

خبر از شهادت خویش به اباصلت 

اباصلت هروی می گوید: من در خدمت حضرت رضا علیه السلام بودم. به من فرمود:« ای اباصلت! داخل این قبّه ای که قبر هارون است، برو و از چهار طرف آن کمی خاک بردار و بیاور.» من رفتم و خاک ها را آوردم.
امام خاک‌ها را بویید و فرمود:« می‌خواهند مرا پشت سر هارون دفن کنند، ولی در آنجا سنگی ظاهر می شود که اگر همه کلنگ‌های خراسان را بیاورند، نمی توانند آن را بکَنند.» و این سخن را در مورد بالای سر و پایین پای هارون فرمود.
بعد وقتی خاک پیش روی هارون یعنی طرف قبله هارون را بویید، فرمود:« این خاک، جایگاه قبر من است. ای اباصلت، وقتی قبر من ظاهر شد، رطوبتی پیدا می شود. من دعایی به تو تعلیم می کنم. آن را بخوان. قبر پر از آب می شود. در آن آب ماهی های کوچکی ظاهر می شوند. این نان را که به تو می دهم برای آنها خرد کن. آنها نان را می خورند. سپس ماهی بزرگی ظاهر می شود و تمام آن ماهی های کوچک را می بلعد و بعد غایب می شود. در آن هنگام دست خود را روی آب بگذار و این دعا را که به تو می‌آموزم بخوان. همه‌ی آب‌ها فرو می روند. همه‌ی این کارها را در حضور مأمون انجام ده.»

سپس فرمود:« ای اباصلت! من فردا نزد این مرد فاجر و تبهکار می روم. وقتی از نزد او خارج شدم، اگر سرم با عبایم پوشانده بودم، دیگر با من حرف نزن و بدان که مرا مسموم کرده است.»
حضرت امام رضا علیه السلام ولایتعهدی را قبول نمی‌کرد و مکرر می‌فرمود: این عهد و بیعت ناتمام خواهد ماند.
روزی مأمون به او گفت: خوب است شما به عراق بروید و من جانشین شما در خراسان باشم.
امام لبخندی زد و فرمود: نه، به جان خودم قسم من در همین جا اقامتی کوتاه دارم و پیش از اینکه از اینجا بیرون نمی‌روم مگر اینکه مرگ مرا در می‌یابد. یا در عهدنامه‌ای که امام به خط خود نوشت، مرقوم داشت که علم جامعه و جفر دلالت دارد بر اینکه این امر به سرانجام نخواهد رسید.
یا گاهی که مأمون می‌نشست و از امامت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام سخن می‌گفت، امام به اصحاب خاص خود می‌فرمود: از این سخن‌ها گول نخورید. به خدا قسم خود مأمون می‌کشد ولی من باید صبر کنم تا هنگام فرمان الهی برسد.
حضرت صادق علیه السلام فرمود: از پسر من، موسی، پسری به دنیا خواهد آمد که نامش نام علی علیه السلام است. او در سرزمین طوس در خراسان با زهر شهید می‌شود و در غربت دفن می‌گردد. هر کس حق او را بشناسد و زیارتش کند، خداوند به او پاداش کسانی را که قبل از فتح مکه انفاق کرده‌اند و جهاد نموده‌اند عطا می‌فرماید.

مسموم شدن امام با انگور 

فردا صبح، امام در محراب خود به انتظار نشست. بعد از مدتی مأمون غلامش را فرستاد که امام را نزد او ببرد. امام به مجلس مأمون رفت و من هم به دنبالش بودم. در جلوی او طبقی از خرما و انواع میوه بود. خود مأمون خوشه ای از انگور به دست داشت که تعدادی از آن را خورده و مقداری باقی مانده بود.
با دیدن امام، برخاست و او را در آغوش کشید و پیشانی اش را بوسید و کنار خود نشاند. سپس آن خوشه انگور را به امام تعارف کرد و گفت:« من از این انگور بهتر ندیده ام.»
امام فرمود:« چه بسا انگورهای بهشتی بهتر باشد.»
مأمون گفت:« از این انگور میل کنید.»
امام فرمود:« مرا معذور بدار.»
مأمون گفت:« هیچ چاره ای ندارید. مگر می خواهید ما را متهم کنید؟ نه. حتماً بخورید.» سپس خودش خوشه انگور را برداشت و از آن خورد و آن را به دست امام داد.
امام سه دانه خورد و بقیه اش را زمین گذاشت و فوراً برخاست.
مأمون پرسید:« کجا می روید؟»
فرمود:« همان جا که مرا فرستادی.»
سپس عبایش را به سر انداخت و به خانه رفت و به من فرمود:« در را ببند.»
سپس در بستر افتاد.

حضور امام جواد بر بالین پدر در لحظه شهادت 

من در وسط خانه محزون و ناراحت ایستاده بودم که ناگهان دیدم جوانی بسیار زیبا پیش رویم ایستاده که شبیه ترین کس به حضرت رضا علیه السلام است. جلو رفتم و عرض کردم:« از کجا داخل شدید؟ درها که بسته بود.»
فرمود:« آن کس که مرا از مدینه تا اینجا آورد، از در بسته هم وارد کرد.»
پرسیدم:« شما کیستید؟» فرمود:« من حجّت خدا بر تو هستم، ای اباصلت! من محمد بن علی الجواد هستم.» سپس به طرف پدر گرامیش رفت و فرمود:« تو هم داخل شو!»
تا چشم مبارک حضرت رضا علیه السلام به فرزندش افتاد، او را در آغوش کشید و پیشانی‌اش را بوسید.
حضرت جواد علیه السلام خود را روی بدن امام رضا انداخت و او را بوسید. سپس آهسته شروع کردند به گفتگو که من چیزی نشنیدم. اسراری بین آن پدر و پسر گذشت تا زمانی که روح ملکوتی امام رضا علیه السلام به عالم قدس پر کشید.

تغسیل امام به دست امام جواد علیه السلام 

امام جواد علیه السلام فرمود: ای اباصلت! برو از داخل آن تخت و لوازم غسل و آب را بیاور.»
گفتم:« آنجا چنین وسایلی نیست.» فرمود:« هر چه می گویم، بکن!» من داخل خزانه شدم و دیدم بله، همه چیز هست. آنها را آوردم و دامن خود را به کمر زدم تا در غسل امام کمک کنم.
حضرت جواد فرمود:« ای اباصلت! کنار برو. کسی که به من کمک می کند غیر از توست.» سپس پدر عزیزش را غسل داد. بعد فرمود:« داخل خزانه زنبیلی است که در آن کفن و حنوط است. آنها را بیاور.»
من رفتم و زنبیلی دیدم که تا به حال ندیده بودم. کفن و حنوط کافور را آوردم.
حضرت جواد پدرش را کفن کرد و نماز خواند و باز فرمود:« تابوت را بیاور.»
عرض کردم:« از نجاری؟» فرمود:« در خزانه تابوت هست.» داخل شدم. دیدم تابوتی آماده است. آن را آوردم.
امام جواد، پدرش را داخل تابوت گذاشت و سپس به نماز ایستاد.

پرواز تابوت به سوی آسمان 

هنوز نمازش تمام نشده بود که ناگهان دیدم سقف شکافته شد و تابوت از آن شکاف به طرف آسمان رفت. گفتم:« یا ابن رسول الله! الان مأمون می آید و می گوید بدن مبارک حضرت رضا چه شد؟»
فرمود:« آرام باش! آن بدن مطهّر به زودی برمی گردد. ای اباصلت! هیچ پیامبری در شرق عالم نمی میرد، مگر آنکه خداوند ارواح و اجساد او و وصی‌اش را به هم ملحق فرماید، حتی اگر وصیّ اش در غرب عالم بمیرد.»
در این هنگام دوباره سقف شکافته شد و تابوت به زمین نشست.
سپس حضرت جواد، بدن مبارک پدرش را از تابوت خارج کرد و به وضعیت اولیّه خود در بستر قرار داد. گویی نه غسل داده و نه کفن شده بود. بعد فرمود:« ای اباصلت! برخیز و در را برای مأمون باز کن.»

مأمون در کنار پیکر مطهر امام 

ناگهان مأمون به همراه غلامانش با چشمی گریان و گریبانی چاک کرده داخل شد. همان طور که بر سر خود می زد، کنار سر مطهّر حضرت رضا علیه السلام نشست و دستور تجهیز و دفن امام را صادر کرد.
تمام آنچه را که امام رضا به من فرموده بود، به وقوع پیوست. مأمون می گفت:« ما همیشه از حضرت رضا در زنده بودنش کرامات زیادی می دیدیم. حالا بعد از وفاتش هم از آن کرامات به ما نشان می‌دهد.»
وزیر مأمون به او گفت:« فهمیدید حضرت رضا به شما چه نشان داد؟»
مأمون گفت:« نه.»
گفت:« او با نشان دادن این ماهی‌های کوچک و آن ماهی بزرگ می خواهد بگوید سلطنت شما بنی عباس با تمام کثرت و درازیِ مدت، مانند این ماهی های کوچک است که وقتی اجل شما رسید، خداوند مردی از ما اهل بیت را به شما مسلّط خواهد کرد و همه شما را از بین خواهد برد.» مأمون گفت:« راست گفتی.» بعد مأمون به من گفت:« آن چه دعایی بود که خواندی؟»
گفتم:« به خدا قسم، همان ساعت فراموش کردم.» واقعاً هم فراموش کرده بودم.

آزادی اباصلت از زندان به دست مبارک امام رضا علیه السلام

ولی مأمون مرا حبس کرد و تا یک سال در زندان بودم. دیگر دلم به تنگ آمده بود. یک شب تا صبح دعا کردم و خدا را به حق محمد و آل محمد خواندم که ناگاه حضرت جواد علیه السلام داخل زندان شد و فرمود:« ای اباصلت، دلتنگ شده ای؟» گفتم:« به خدا قسم، آری.» فرمود:« بلند شو!» زنجیر را باز کرد و مرا از زندان خارج فرمود. محافظین مرا می‌دیدند ولی نمی‌توانستند چیزی بگویند. فرمود:« برو در امان خدا که دیگر دست مأمون به تو نخواهد رسید.» و تا کنون من دیگر مأمون را ندیده ام.
منابع:
بحار الانوار، ج ۴۹، ص ۳۰۰، ح ۱۰٫ از عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۲۴۲٫
بحار الانوار، ج ۴۹، ص ۱۴۵، ح ۲۲٫ از غیبت شیخ، ص ۵۲٫
بحار الانوار، ج ۴۹، ص۱۵۳٫
بحار الانوار، ج ۴۹، ص ۱۸۹، ح ۱٫ از عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۸۴- ۱۸۵٫

 

منبع: راسخون

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


جریان سفر اعرابی از زبان امام حسن علیه السلام

۱۴ آبان ۱۳۹۷
بدون نظر


جریان سفر اعرابی از زبان امام حسن علیه السلام

من هم اکنون تو را از جریان این سفرت آگاه می‏نمایم (و چگونگی آمدنت را بیان می‏کنم):

تو در شبی که هوا صاف و روشن بود بیرون آمدی، ناگهان طوفان شدیدی وزید، تاریکی همه جا را فرا گرفت، آسمان تاریک گشت، ابرها تحت فشار قرار گرفتند، تو همانند اسب سرخ رنگی در تنگ‏نا قرار گرفتی که اگر پا جلو گذارد گردنش زده می‏شود و اگر برگردد پی خواهد شد.

نه صدای پای کسی را می‏شنیدی، و نه صدای زنگی، در عین حال ابرها تو را احاطه کرده و ستارگان از دیدگان تو پنهان شده بودند که نه می‏توانستی به وسیله‏ی ستاره‏ای درخشان راه را بیابی و نه دانشی  بود که تو را روشن نموده و آگاهت نماید.

مسافتی حرکت می‏کردی خود را در یک بیابانی بی‏پایان می‏دیدی که انتها نداشت و اگر بر خودت سختی می‏گرفتی و حرکت می‏کردی، ناگاه می‏دیدی که بر فراز تپه‏ای راه افتاده و مسیر زیادی را از راه، دور شده ‏ای، بادهای تندی تو را از پای در می‏ آوردند، و خارها در یک فضای تاریک و نیز رعد و برق ترسناک تو را آزار می‏دادند، تپه ‏های آن بیابان تو را به وحشت انداخت و سنگریزه‏هایش تو را خسته کرده بودند، که ناگاه متوجه شدی که نزد ما هستی، چشمت روشن گردیده و دلت باز و آه و ناله‏ات برطرف شد.

گویا از اعماق دلم خبر می‏دهی

اعرابی (که از این بیانات امام حسن علیه‏السلام در شگفت شده) گفت: پسر جان؛ تو از کجا می‏ گویی؟ گویا از اعماق دل من پرده برداشتی، گویا تو با من حاضر بودی و چیزی از من نزد تو پنهان نیست، گویا تو علم غیب داری. آنگاه عرض کرد: ای پسر؛ اسلام را برای من بیان کن.

امام حسن علیه‏ السلام فرمود: الله اکبر؛ بگو:

أشهد أن لا اله الا الله وحده لا شریک له، و أن محمدا عبده و رسوله.

گواهی می‏دهم که معبودی جز خدا نیست که یکتا است و شریکی ندارد و همانا محمد صلی الله علیه و آله و سلم بنده و فرستاده ‏ی او است.

در این هنگام اعرابی اسلام آورد و اسلام وی نیکو شد، پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و مسلمانان از این امر خوشحال و مسرور شدند، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قسمتی از قرآن را به او آموخت.

اعرابی عرض کرد: ای رسول خدا؛ اجازه می‏فرمایید نزد قومم باز گردم و آنها را از این جریان آگاه سازم؟

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به او اجازه داده و او به سوی قومش بازگشت.

آنگاه اعرابی با گروهی از قبیله ‏ی خود بازگشته و مسلمان شدند.

پس از این قضیه هرگاه مردم به امام حسن علیه‏ ا لسلام نگاه می‏کردند می‏گفتند: به این شخص مقام و منزلتی عنایت شده که به احدی از جهانیان عطا نشده است( بحارالانوار،ج۴۳،ص۳۳۳،صحیفه الابرابر،۲/۱۶۲،ح۴۳)

منابع:

۱٫برگی از فضایل وکرامات  اهل بیت علیهم السلام،فاطمه  عسگری،lوسسه فرهنگی هنری مشعر،تهران،۱۳۹۱،ص۷۱-۷۳٫

۲٫ اعجاز امیران عالم،احمد متوسل،انتشارات دارالفکر،صص۴۲-۴۶٫


درخت خرما

امام مجتبى علیه السلام در یکى از سفرها، با مردى از فرزندان «زبیر» هم‌سفر شد. در میان راه به منزلگاهى رسیدند و براى برداشتن آب و استراحت توقف کردند. همراهان ایشان زیر نخل خشکیده‌اى، فرشى براى امام پهن کردند و امام روى آن نشست. آن مرد نیز پارچه‌اى کنار امام پهن کرد و بر آن نشست. وقتى چشم مرد به آن نخل خشکیده افتاد، گفت: «کاش این نخل خشک خرما مى‌داد و کمى خرما مى‌خوردیم» . امام مجتبى علیه السلام خطاب به او فرمود: «خرما مى‌خواهى؟» در پاسخ گفت: «آرى» .امام دست به سوى آسمان دراز کرد و دعا فرمود. در این هنگام، درخت خرما در عین ناباورى حاضران سبز شد، برگ درآورد و خرماى اعلایى داد. ( مناقب آل ابى‌طالب، ج ۴، ص ٩٠)

منبع: برگی از فضایل و کرامتهای اهل البیت علیهم السلام،فاطمه عسگری،موسسه فرهنگی هنری مشعر،تهران:۱۳۸۱،صص۷۰-۷۱٫


 نیایش پذیرفته

مردم که از ستم «زیاد بن ابیه» به تنگ آمده بودند، پیش امام مجتبى علیه السلام از او شکایت کردند. امام نیز دست به دعا برداشت و او را نفرین کرد و فرمود: «خدایا! انتقام ما و شیعیانمان را از زیاد بن ابیه بگیر و عذاب خود را به او بنما، به راستى که تو بر هر چیزى توانا هستى» .

در آن هنگام، خراشى در انگشت شست دست او پدیدار شد و زخم تمام دستش را تا گردن فرا گرفت. سپس ورم کرد و سبب مرگ زیاد شد. ( مناقب آل ابى‌طالب، ج ۴، ص ١٠)

منبع: برگی از فضایل و کرامات اهل بیت علیهم السلام،فاطمه عسگری،موسسه فرهنگی هنری مشعر،تهران:۱۳۹۱،ص۶۹٫

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


دانلود آهنگ میثم ابراهیمی چرا دستات سرده

۱۴ آبان ۱۳۹۷
دسته‌بندی نشده
بدون نظر

دانلود آهنگ میثم ابراهیمی به نام چرا دستات سرده

در این پست می توانید آهنگ میثم ابراهیمی چرا دستات سرده را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

Meysam Ebrahimi-Chera Dastat Sarde

Download New Song By Meysam Ebrahimi Called Chera Dastat Sarde

خوانندهنام آهنگشعردسته بندی
میثم ابراهیمیچرا دستات سردهپیام پولادآهنگ عاشقانه

 

نوشته دانلود آهنگ میثم ابراهیمی چرا دستات سرده اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.


برای تنهایی امام حسن علیه‌السلام

۱۴ آبان ۱۳۹۷
بدون نظر


برای تنهایی امام حسن علیه‌السلام

گاهی نوشتن سخت است و برای از تو نوشتن سخت‌تر.

نوشتن با کلمات خیس سخت است؛ کلماتی که تکان گریه، لبریزشان کرده است، کلماتی که تاب زندگی کردن بعد از تو را ندارند. با این همه کلمه، نمی‌توان تو را نوشت. نمی‌توانم از سیره پیامبروار تو بنویسم.
نام تو که می‌آید، قلم‌ها بغض می‌کنند و گلوی کلمات کبود می‌شود. نام تو را تنها با غربتی سرخ می‌توان بر این صفحه‌های سفید نوشت.
مرا به تنهایی تو راه نیست. باید از جنس زخم‌های تو بود تا به هوای بارانی تو راه یافت. تنهایی‌ات را در پیراهنت حبس می‌کنی و لبخندت را همپای امامت، فراگیر.
زخم می‌خوری و مهربانی تعارف می‌کنی. کاش همه چشم‌های جهان یاری‌ام می‌کردند تا شاید بتوانم ثانیه‌ای از تنهایی‌ات را به صلح‌نامه‌ای که امضا کردی، بگریم.
«بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران»

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


دانلود آهنگ میثم ابراهیمی نگاه تو

۱۴ آبان ۱۳۹۷
دسته‌بندی نشده
بدون نظر

دانلود آهنگ میثم ابراهیمی به نام نگاه تو

در این پست می توانید آهنگ میثم ابراهیمی نگاه تو را با دو کیفیت اصلی ۱۲۸ و ۳۲۰ به همراه متن اهنگ دانلود کنید

دانلود آهنگ میثم ابراهیمی نگاه تو

Download New Song By Meysam Ebrahimi Called Negahe To

خوانندهنام آهنگترانه سرادسته بندی
میثم ابراهیمینگاه توآهنگ عاشقانه

 

نوشته دانلود آهنگ میثم ابراهیمی نگاه تو اولین بار در دانلود آهنگ جدید • دان موزیک. پدیدار شد.


نوجوانی سخنران معروف حجت الاسلام عالی در جبهه های جنگ

۱۴ آبان ۱۳۹۷
بدون نظر


دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *