Sorry, no posts matched your criteria.

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

شعر در مرثیت امام سجاد علیه السلام

۱ مهر ۱۳۹۷
بدون نظر


شعر در مرثیت امام سجاد علیه السلام

شعر در مرثیت امام سجاد علیه السلام

تلاطم داشت چشمت مثل دریا بعد عاشورا
شکستی ناگهان ، ای مرد تنها بعد عاشورا

به هر جا آب می دیدی به آتش می نشست اشکت
چقدر آتش گرفتی ، مثل حالا بعد عاشورا

نرفت از یاد تو داغ جگر سوز عزیزانت
نیفتاد از زبانت واحسینا بعد عاشورا

به روی ناقه رفتن ، دست های کودکان بستن
دلت را بیشتر خون کرد حتّیٰ بعد عاشورا

نشان حلقه ی زنجیر روی پیکرت ، یعنی
تمام خاطراتت ماند مولا بعد عاشورا

نه غسلی ، نی کفن ، سرها به روی نیزه ها ، اما
رها شد پیکر گلها به صحرا بعد عاشورا

کفن نه ، بوریا شد سهم جسم بی سر خورشد
تو و آن بوریا و داغ بابا بعد عاشورا

برای از نفس افتادنت بس بود ای مولا
به روی نیزه رفتن های سرها بعد عاشورا

دلت شد شعله ور از آتش زهر و تو گردیدی
شهید دیگری از آل طاها بعد عاشورا

برای داغدارانت حریم بی رواق تو
شده کرب و بلای دیگر امّا بعد عاشورا

قلم هم ناتوان باشد برای گفتنش “یاسر”
چها کردند با اولاد زهرا بعد عاشورا

شاعر:حاج محمود تاری

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


لینک کوتاه مطلب

http://tarhmazhabi.ir/?p=323

برچسب ها

مطالب مشابه