Sorry, no posts matched your criteria.

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

برگزاری اولین گردهمایی هیات نوجوانان فاطمی در هیات انصار الامام کرج + گزارش تصویری

۲۰ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


هیات نوجوانان فاطمی

اولین گردهمایی نوجوانان فاطمی در هیات انصار الامام کرج، به همت واحد خواهران پیروان عترت با حضور مادران و دختران برگزار شد…



برگزاری اولین گردهمایی هیات نوجوانان فاطمی

اولین گردهمایی نوجوانان فاطمی در هیات انصار الامام کرج، به همت واحد خواهران پیروان عترت با حضور مادران و دختران برگزار شد.

در این جلسه دختران به صورت جداگانه با سرگروه های خود به صورت دوستانه یک نشستی داشتند و مادران نیز به طرح مباحثی با سخنران سرکار خانم استاد اشتیاقی پرداختند.

 

پایگاه اطلاع رسانی هیات ززمندگان اسلام


کرامات حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام| عبای نو

۲۰ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


کرامات حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام

طلبه غریبی که به منظور خواندن روضه در مجالس روضه خوانی ایّام محرّم به شهرری آمده بود ، به زیارت حرم حضرت عبدالعظیم علیه السّلام رفت . عبای این طلبه پاره و مندرس بود ، و او در این فکر بود که چگونه با این عبا به مجلس روضه خوانی برود . در همین افکار رو به حرم کرد و سیّد الکریم علیه السّلام نجوا کرد که : « توجّهی بفرما »



کرامات حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام| عبای نو

 

کرامات حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام

 

مرحوم علّامه آقا شیخ محمّد تقی بافقی از مراجع عالی قدر و مبارزی بود که در زمان سلطنت زور رضاخان به شهر ری تبعید شده بود . این شخصیّت نورانی منشاء برکات و صاحب کراماتی در این شهر بود و مردم شهر ری در مدّت اقامت ایشان از این چشمه فیض بهره ها بردند . در آن سالها ، مرحوم علّامه بافقی در مسجد پشت حرم که امروز به نام مسجد آقا شیخ محمّد تقی خوانده می شود ، اقامه نماز می کرد . یکی از روزهای محرّم که در این مسجد روضه خوانی بر پا بود ، طلبه غریبی که به منظور خواندن روضه در مجالس روضه خوانی ایّام محرّم به شهرری آمده بود ، به زیارت حرم حضرت عبدالعظیم علیه السّلام رفت . عبای این طلبه پاره و مندرس بود ، و او در این فکر بود که چگونه با این عبا به مجلس روضه خوانی برود . در همین افکار رو به حرم کرد و سیّد الکریم علیه السّلام نجوا کرد که : « توجّهی بفرما » . از حرم که بیرون آمد از کسی پرسید : اینجا تکیه یا روضه خوانی کجاست ؟ مسجد پشت حرم را نشانش دادند . وقتی به مسجد رسید ، آقا شیخ محمّد تقی بالای منبر بود . وارد مسجد که شد نگاهش متوجّه آقا شیخ شد که با سر به او اشاره می کند و پای منبر را نشان می دهد . به عبارتی از او دعوت می کند پای منبر بنشیند . طلبه همان کار را می کند . صحبت و منبر آقا شیخ که تمام می شود ، ایشان به طرف آن طلبه می آیند و ضمن سلام و علیک و احوالپرسی می پرسد : شما عبا می خواستید ؟ طلبه پاسخ میدهد: بله، ولی نه از شما! آقا شیخ می گوید : بله ، درست است، شما از سیّد الکریم علیه السّلام خواسته اید. سپس دست او را گرفته به منزل می برد و عبای حواله شده را تقدیم آن طلبه می کند.

 

 

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


حضرت عبدالظیم از منظر امام فخر رازى

۲۰ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


حضرت عبدالظیم از منظر امام فخر رازى

در کتاب «الشجره المبارکه فى الانساب الطالبیه» که آن را از امام فخر رازى[۲۱] دانسته‌اند آمده است:

عبدالعظیم در رى کشته شد و مزار او بدان جا معروف و مشهور است.[۲۲]

حضرت عبدالظیم از منظر امام فخر رازى

آنچه در باب کشته شدن حضرت عبدالعظیم در این کتاب(منسوب به امام فخر) آمده، در کتاب‌هاى دیگر نیست. تنها مؤلف «جنه النعیم» نویسد:

بناءً على هذا استبعادى نمى‌رود که حضرت عبدالعظیم به امر سلطان جائر و خلیفه معاصر مقتول شده باشد و این بعد از اجتماع شیعیان و محبین و نشر احوال و فضایل و مآثر شریفش بوده است.[۲۳]

ولى آیا کتاب «الشجره المبارکه» از فخر رازى است؟ چنانکه مصحح محترم در مقدمه کتاب نوشته‌اند، هیچ کس از تذکره نویسان، چنین کتابی را در شمار تألیفات فخر رازى نیاورده است.

 

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


کرامات حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام| هدیه سیدالکریم علیه السلام 

۱۹ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


کرامات حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام

یکی از علمای بزرگ پس از آنکه مقطعی از درسش را در نجف به پایان می برد به تهران می آید و مقدّمات ازدواج ایشان فراهم می گردد. دختری معرّفی می شود و به خواستگاری می روند ، مسائل مطابق سلیقه طرفین طی می شود



کرامات حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام| هدیه سیدالکریم علیه السلام


یکی از علمای بزرگ پس از آنکه مقطعی از درسش را در نجف به پایان می برد به تهران می آید و مقدّمات ازدواج ایشان فراهم می گردد. دختری معرّفی می شود و به خواستگاری می روند ، مسائل مطابق سلیقه طرفین طی می شود . جز اینکه پدر دختر شرطی را برای داماد مطرح می کند ، تا پس از تحقّق آن دختر به خانه بخت برود . شرط پدر دختر تهیّه این اقلام بود : یک جفت گوشواره ، ۴ عدد النگو ، ۲ عدد پیراهن ، ۲ قواره چادری و ۲ جفت کفش . اگر چه درخواست خانواده عروس چندان سخت و چشمگیر نبود ، لکن برای آن عالم بزرگوار تهیّه همین قدر هم مقدور نبود .ایشان ناامید از انجام شرط ، عازم قم می شود . امّا قبل از حرکت به سمت قم به قصد زیارت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در شهرری توقّف می کند . آن عالم بزرگوار قبل از آنکه به حرم مشرّف شود ، دقایقی را در حیاط صحن و مقابل ایوان می ایستد . تمام حواسش به شرطی است که از عهده انجام آن برنیامده است . در این لحظه کاملاً متوجّه آن حضرت می شود و مشکل را با آن وجود مقدّس در میان می گذارد . در حالتی دل شکسته زار زار می گرید و برای آنکه کسی متوّجه نشود عبایش را روی صورتش می گیرد . چند لحظه بعد ، کسی دست روی شانه اش می گذارد و آرام به گوشش می خواند : که آقا ، بسته تان را بردارید تا خدای نکرده کسی آن را نبرد ! و ایشان ناراحت از اینکه او را از چنین حالی بیرون آورده اند ، مکثی می کند و بعد چشم می اندازد ، بسته ای جلوی پایش افتاده است ! ابتدا اعتنا نمی کند ، امّا ، بلافاصله طنین صدایی را که لحظاتی قبل او را متوجّه این بسته کرده بود در ذهنش می نشیند . نگاه جستجو گرش کسی را نمی یابد . بسته را می گشاید . درون بسته این اشیاء به طور مرتّب چیده شده بود : ۲ جفت کفش زنانه ، ۲ قواره چادری ، ۲ عدد پیراهن ، ۴ عدد النگوی طلا و یک جفت گوشواره.

 

 

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


برگزاری دومین جلسه از هم اندیشی سخنرانان خواهر استان تهران

۱۹ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


برگزاری دومین جلسه از هم اندیشی سخنرانان خواهر استان تهران

دومین نشست از سلسله نشست های بانوان سخنور و نخبه استان تهران با سخنرانی استاد گرمی سرکار خانم دکتر زارعی اقدم در فاطمیه بزرگ تهران برگزار شد.

سرکار خانم دکتر اقدم در ادامه مباحث مطرح شده با اشاره به اصل جوهری ملاصدرا که جهان هستی بصورت جبری به شدت رو به کمال است بیان داشتند که جامعه انسانی با اختیار به شدت رو به کمال پیش میرود و تاکید داشتند زنان که در ایجاد و رشد جامعه انسانی نقش بنیادی در تربیت جنینی و جنانی نسل ها دارند لازم است درخصوص کسب این کمال تلاش ویژه داشته باشند.

ایشان در ادامه ضمن استدلال این مطلب بر اساس آیات و روایات که جهان هستی با محوریت زن آغاز میشود در مورد ابعاد وجودی زن توضیحاتی ارائه نمودند و تأکید داشتند ما زنان می توانیم با نقش خود در تعجیل ظهور مؤثر باشیم.

 

 

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


کونیکو یامامورا مادر شهید ژاپنی دفاع‌مقدس|مردم می‌گفتند چرا چادری هستی!

۱۹ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


کونیکو یامامورا مادر شهید ژاپنی دفاع‌مقدس: مردم می‌گفتند چرا چادری هستی!

۲۱ ساله بود که به یک تاجر ایرانی علاقه‌مند شد. یک سال بعد، در یکی از مساجد کشور ژاپن، مسلمان شد و ازدواج کرد. ورود این بانوی ژاپنی به ایران، مسیر زندگی‌اش را تغییر داد. وی که اطلاعات کمی در خصوص دین اسلام داشت، با ورود به ایران و سکونت در کنار یکی از مساجد، با قرآن و دین اسلام آشنا شد.

علاقه و ارادتش به قرآن کریم و اهل بیت (علیهم‌السلام) تا اندازه‌ای بود که پسر ۱۹ ساله‌اش را به جنگ ایران و عراق فرستاد و به شهادت رسید. وی در عین دلتنگی‌های مادرانه، استوار ایستاده است و با افتخار از شهادت فرزندش می‌گوید. وی، «کونیکو یامامورا» معروف به «صبا بابایی» مادر شهید «محمد بابایی» است. این مادر شهید ژاپنی برای ترویج و تبلیغ دین اسلام و حمایت از جانبازان شیمیایی به مدارس و حتی کشورهای دیگر می‌رود.

برای آشنایی بیشتر با فعالیت‌های این بانوی انقلابی، خبرنگار ما به گفت‌وگو با «کونیکو یاماموا» پرداخت که در ادامه می‌خوانید.

خودتان را معرفی بفرمایید.

کونیکو یامامورا هستم. در استان «کیودو» شهر «اَشیا» متولد شدم. اَشیا یک منطقه مرفه نشین در ژاپن است. آقای بابایی یکی از تاجران ایرانی بود که سال ۱۳۳۷ در ژاپن تجارت می‌کرد. در یکی از سفرهایشان به ژاپن با هم آشنا شدیم و چندی بعد وی از من خواستگاری کرد اما با مخالفت خانواده‌ام روبرو شد. یک سال طول کشید تا آقای بابایی بتواند خانواده‌ام را به این ازدواج راضی کند.

در یکی از مساجد ژاپن مسلمان شدم و ازدواج کردیم. دختران ژاپنی بعد از ازدواج نامشان را تغییر می‌دهند اما زمانی که متوجه شدم در ایران این رسم وجود ندارد، درخواست کردم که نام ژاپنی خودم را تغییر ندهم اما بعدها در ایران به اسم‌های سبا و خانم بابایی معرفی می‌شدم.

اولین فرزندمان را در ژاپن به دنیا آوردیم و نام او را به یاد «سلمان فارسی»، سلمان گذاشتیم. سال ۱۳۳۹؛ سلمان ده ماهه بود که به ایران آمدیم. در ابتدا با خانواده همسرم زندگی می‌کردم. ایران آن زمان شرایط آشفته‌ای داشت. زمانی که چادر سر می‌کردم، کنایه‌های زیادی را شنیدم اما توجه نمی‌کردم.

یک سال پس از ورودمان به ایران، خداوند فرزند دختری را به ما عطا کرد که نامش را بلقیس گذاشتیم. در سال ۴۲ فرزند دیگری به دنیا آوردم که نام وی را محمد گذاشتیم.

همسرتان چطور شما را با اسلام آشنا کرد؟

از آن‌جایی که تازه مسلمان شده بودم، اطلاعات زیادی در مورد دین اسلام نداشتم. همسرم آرام آرام من را با دین اسلام آشنا کرد اما هرگز من را مجبور به کاری نکرد. منزلمان را نزدیک مسجد در محله کوکاکولا انتخاب کردیم تا فرزندانمان با اذان و اقامه نماز آشنا شوند.

بچه‌ها نیاز دارند که صدای اذان را در سه نوبت بشنوند و در مورد نماز سوال کنند. اگر بتوانیم با پاسخ‌هایمان آن‌ها را قانع کنیم. هر زمان که صدای اذان به گوش آن کودک یا نوجوان برسد، خودش وارد صف نمازگزاران می‌شود.

مسجد یک خانواده اجتماع بزرگ است. در مسجد مشکلات و خوشحالی‌هایمان را با دیگر نمازگزاران مطرح می‌کنیم. خوب است که یک نوجوان از این مکان مقدس وارد جامعه شود. وقتی نوجوان با ذهن سالم وارد جامعه می‌شود، جامعه را سالم می‌کند.

همسرم کوشید که من و فرزندانمان در یک محیط مذهبی رشد یابیم. وی کم کم قرآن خواندن را به من آموخت. چندی بعد با همسایه‌ها جلسه قرآن را برپا کردیم. در این کلاس‌ها به کودکان و خانم‌های سالمند قرائت و تفسیر قرآن را آموزش می‌دادم.

اطلاعات شما در مورد ایرانیان و مسلمانان به چه میزان بود؟

هرگز اخبار واقعی ایران به گوش مردم ژاپن نمی‌رسد. از این رو اطلاعاتی در خصوص زندگی در ایران نداشتم. تنها می‌دانستم که مسلمانان گوشت خوک مصرف نمی‌کنند و مردان ایرانی چهار زن اختیار می‌کنند. پدرم می‌گفت چطور می‌خواهی زندگی‌ات را با چند نفر شریک شوی؟ من پاسخ می‌دادم که به همسرم اعتماد دارم. وقتی به ایران آمدم متوجه شدم که اخباری که در خصوص ایران منتشر شده بود، صحت ندارد.

از سرنوشتی که برای شما رقم خورده است، راضی هستید؟

مسلمانان به خصوص ایرانیان، به خانواده اهمیت می‌دهند. این در حالی است که ژاپن یک جامعه مادی است. مسلمانان برای زندگی بهتر خود و خانواده‌شان تلاش می‌دهند. در حالی که در ژاپن خودمحوری حاکم است. یک فرد تنها به خوشی و موقعیت خودش اهمیت می‌دهد و شرایط دیگر اعضای خانواده و دوستان برایش اهمیت ندارد.

از سوی دیگر مسلمانان به زندگی اخروی ایمان دارند. در حالی که در دین بودائیان پس از فوت یک نفر، پیکرش سوخته و تمام می‌شود. خوشحالم که مسلمان هستم و با دین اسلام از دنیا می‌روم.

سال‌ها بعد از مسلمان شدنم در آیات قرآن آموختم که انسان در طول حیات خود مورد امتحان‌های مختلفی قرار می‌گیرد. همچنین قرآن، مسلمانان را در تمام طول زندگی هدایت می‌کند. این راه نیز دو مسیر دارد. یک راه حزب الله و دیگری شیطان است. در حالی که دین بودائی این گونه نیست و تنها به مسائل دنیوی می‌اندیشد.

همسر یا فرزندانتان فعالیت‌های انقلابی داشتند؟

آن موقع ما در خیابان پیروزی در منطقه شرق تهران زندگی می‌کردیم. خیابان پیروزی و میدان شهدا یکی از پایگاه‌های اصلی انقلابیون بود و اتفاقات زیادی در آنجا ‌افتاد. همسرم مقلد امام خمینی‌(ره) بود، من هم از ایشان تقلید می‌کردم. ‌ما در خانه رساله امام‌(ره) را هم داشتیم که آن را مخفی کرده بودیم. بار‌ها ماموران ساواک خانه ما را جست‌وجو کردند تا شاید اعلامیه امام (ره) را پیدا کنند اما چیزی نیافتند. همسرم به همراه دو پسرانمان در تظاهرات علیه رژیم پهلوی شرکت می کردند.

همسرم آن زمان در بازار مغازه داشت. از آن‌جایی که بازاری‌ها به خانواده‌های بی‌سرپرست زندانی‌های سیاسی کمک‌های مالی می‌کردند، سربازان رژیم پهلوی، بازار را محاصره کردند. با شلوغی بازار، همسرم آن شب به خانه نیامد. برادر همسرم آن شب به من خبر داد که آقای بابایی امشب دیرتر به خانه می‌آید. تا صبح روز بعد که همسرم به خانه بیاید، بیدار ماندم.

محمد تحت تاثیر آموزش‌های همسرتان، راهی جبهه شد؟

در هیاهوی انقلاب، محمد کم سن و سال بود اما با این وجود در تظاهرات و شعارگویی‌ها همراه پدرش بود. زمانی که برای سر دادن «الله اکبر» به پشت بام می‌رفتیم، محمد اولین نفری بود که «الله اکبر» می‌گفت و ما هم بعد از او تکرار می‌کردیم.

بیشتر فعالیت‌های محمد به بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی برمی‌گردد. معتقدم که محمد و دیگر جوانان کشورمان همان سربازان امام (ره) بودند که ایشان فرمودند: «سربازان من در گهواره هستند.»

محمد پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بسیج فعالیت داشت. وی شب‌ها در مسجد انصارالحسین (ع) نگهبانی می‌داد و روز بعد مستقیما به مدرسه می‌رفت. در هنگام نگهبانی به یک دست اسلحه می‌گرفت و در دست دیگرش کتاب بود. فرمانده‌اش تذکر داده بود که کتاب را کنار بگذارد، اما محمد پاسخ داده بود: «پیغمبر فرمودند اسلحه و کتاب باید دستتان باشد.»

محمد نخستین بار در عملیات مسلم ابن عقیل (ع) شرکت کرد. از آنجا نامه و وصیت‌نامه فرستاد. محمد علاقه زیادی به کوهنوردی داشت و چندین مرتبه کوه‌ دماوند را پیموده بود. دوستش برایم تعریف کرد که پیش از حرکت نیروها به منطقه، محمد کوله‌پشتی‌ها را تحویل می‌گرفت و پس از وزن کردن آن‌ها، کوله پشتی‌ها را تحویل آن‌ها می‌داد تا رزمندگان هنگام کوه‌پیمایی به خاطر سنگینی کوله‌ها به مشکل بر نخورند.

سلمان نیز مدتی بعد از محمد به جبهه اعزام شد. وی آن زمان مهندس مکانیک بود. محمد به وی گفته بود که جامعه به خدمات شما نیاز دارد. شما بمانید، من به جبهه می‌روم.

محمد سال ۶۲ دیپلمش را دریافت و در کنکور شرکت کرد. مرحله اول کنکور قبول شد. در همین زمان به همراه دوستانش تصمیم گرفت که به جبهه اعزام شود. هرگز قصد نداشتم که مانع رفتنش به جبهه شوم اما سفارش کردم که بعد از آمدن جواب دوم کنکور، به جبهه برود که نپذیرفت. زمانی که در جبهه بود با یکدیگر صحبت می‌کردیم که گفت: «زمین‌های این جا آغشته به خون شهداست و من نمی‌توانم برگردم.» نهایتا محمد در عملیات والفجر یک به شهادت رسید.

جواب کنکور محمد یک ماه پس از شهادتش آمد. وی در دانشگاه علم و صنعت قبول شد. دوستانش می‌گفتند: «ای کاش محمد زنده بود و به دانشگاه می‌رفت.» در پاسخشان گفتم: «امام فرمودند که جبهه دانشگاه الهی است. محمد در دو دانشگاه قبول شد.»

از روزهای پیش از اعزام محمد بیشتر برایمان بگویید.

در دوران تحصیل، روزی محمد از من خواست تا موهای سرش را اصلاح کنم. موهایش را کوتاه کردم و خراب شد. شبانه محمد را به آرایشگاه بردم. در آخرین روز پیش از اعزامش بار دیگر از من خواست تا موهایش را اصلاح کنم. ابتدا نپذیرفتم اما با اصرارهای محمد، موهایش را کوتاه کردم. این بار موهایش خوب شده بود. زمانی که از روی صندلی بلند شد، محمد را در قامت بلندی دیدم. در دل گفتم که محمد شهید می‌شود.

آن زمان من معلم بودم. همزمان با لحظه‌ای که محمد به شهادت رسید، ناگهان حالم بد شد. از کلاس بیرون آمدم و شروع به گریه کردم. دلیل این حالم را نمی‌دانستم. یکی از همکارانم به سمتم آمد و پرسید که آیا محمد شهید شده است؟ گفتم: «خبر ندارم».

خبر شهادت فرزندتان را چه کسی به شما داد؟

دوست محمد به بهانه دادن کتابی به منزلمان آمد. از بغضی که کرده بود فهمیدم می‌خواهد چیزی بگوید اما نتوانست چیزی بگوید و رفت.‌‌ همان شب از طرف مسجد خبر شهادتش را به ما دادند. تا مدت‌ها بی‌تاب دوری از محمد بودم و حال خوبی نداشتم. دو هفته بعد از تشییع و خاکسپاری پیکر محمد، ساکش را برایم آوردند. در میان وسایلش وصیت‌نامه‌اش بود. در وصیت نامه‌اش نوشته بود که هر نفر به دلیلی از دنیا می‌رود. هر نفر با دلایل مختلفی همچون تصادف، سقوط از کوه و… فوت می‌کند. چه بهتر است که این مرگ بر اثر شهادت باشد. پس از خواندن وصیت‌نامه قلبم در حال انفجار بود. مرتب با دست به سینه‌ام می‌زدم. آنجا فهمیدم که فلسفه سینه زدن برای امام حسین‌ (ع) آرامشی است که انسان پیدا می‌کند.

فرزند امانت خداست و ما نیز امانت‌داری کردیم. پدر و مادر سعادت فرزندش را می‌خواهد و چه سعادتی بالاتر از شهادت. درست است که امانت را پس دادیم اما نمی‌توان منکر دلتنگی شد.

بی‌تابی‌هایم با دیدن یک خواب از بین رفت. در ماه مبارک رمضان خواب دیدم که در خانه به صدا درآمد. پشت در، مردی همراه با یک دختر سه ساله ایستاده بود که خطاب به من گفت: «این دختر محمد است.» با تعجب گفتم محمد ازدواج نکرده بود. آن مرد ادامه داد: «به پشت سرت نگاه کن.» زمانی که برگشتم کوه و درختانی را پشت سرم دیدم. در میان درختان خانه‌ای بود که محمد و همسرش در آن زندگی می‌کردند.» ناگهان از خواب بیدار شدم. با دیدن خانه و آرامش محمد، من نیز آرام گرفتم.

بر روی تمام مزار شهدا تنها نام پدر نوشته می‌شود، اما من درخواست کردم که نام من را نیز بنویسند. نام ژاپنی من نیز بر روی سنگ قبر محمد حک شده است.

آیا آمادگی شهادت محمد را داشتید؟

آن زمان وقتی رزمنده‌ای شهید می‌شد، از طرف مسجد برای عرض تبریک به منزل شهید می‌رفتیم. ما هم خودمان می‌دانستیم که ممکن است محمد هم شهید شود. محمد هم با شوخی سعی می‌کرد من را آماده کند. مثلا می‌گفت: «ما عمودی می‌رویم و افقی برمی‌گردیم»، منظورش شهادت بود.

به منطقه شهادت محمد هم رفته‌اید؟

بله. دو بار خودم و یک بار از سوی راهیان نور رفتم.

فعالیت‌های شما بعد از شهادت محمد چگونه بود؟

یک سال قبل از شهادت محمد به طور همزمان در مدرسه رفاه و دانشگاه تهران تدریس می‌کردم. مدتی بعد در وزارت ارشاد و مطبوعات خارجی مشغول و از این سازمان نیز بازنشسته شدم.

پس از بازنشستگی فعالیت‌هایم را در حمایت از جانبازان شیمیایی آغاز کردم. جانبازان شیمیایی هر سال حالشان بدتر شده و گمنام‌تر می‌شوند. هر ساله در سالروز بمباران هیروشیما، مراسم بزرگی برگزار می‌شود و از سراسر جهانی افرادی دعوت می‌شوند. در این مراسم بیان می‌شود که مردم هیروشیما قربانی سلاح‌های شیمیایی شده‌اند. در ایران این اتفاق نمی‌افتد و مراسمی برگزار نمی شود.

برخی در جامعه بین‌المللی جانبازان شیمیایی را مخفی نگه می‌دارند و اجازه نمی‌دهند که صدایشان به جهانیان برسد. هیچ‌کس نمی‌داند که رژیم بعث در جنگ از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرده است.

با جمعی از جانبازان شیمیایی در سالروز بمباران هیروشیما به ژاپن می‌روم و در آنجا در خصوص شرایط این جانبازان و سلاح‌ها توضیح می‌دهم تا شاید جانبازان شیمیایی نیز از گمنامی خارج شوند.

طرحی برای معرفی این جانبازان به نسل بعدی دارید؟

به مدارس می‌روم و در خصوص جانبازان شیمیایی و جنگ توضیح می‌دهم. برخی نزد من می‌آیند و می‌خواهند که اطلاعات بیشتری کسب کنند. جانبازان شیمیایی هر روز حالشان بدتر می‌شود، ما باید نسل بعدی را از گذشته آگاه کنیم تا در آینده موزه صلح به دست کسانی بیافتد که بتوانند از مظلومیت جانبازان شیمیایی دفاع کنند.

گاهی بازدید از موزه صلح در سطح مدارس صورت می‌گیرد، اما این کار تاثیرگذار نیست و باید فعالیت‌های بیشتری صورت گیرد.

در کودکستان و مدارس، فرهنگ غربی در حال آموزش است. شاد بودن تنها با رقص ممکن نیست. امروزه کشورهای غربی از فرهنگ اصیل ایرانی برای تحکیم بنیان خانواده استفاده می‌کنند اما متاسفانه خودمان کمتر به آن توجه می‌کنیم.

باید در سطح کودکستان و دبستان به کودکان بیاموزیم که استفاده از سلاح‌های شیمیایی چه عواقبی دارد و این بمب‌های شیمیایی چه تاثیری بر روی رزمندگان ما در دوران جنگ تحمیلی داشته است. این امر به صلح جهانی نیز کمک می‌کند.

بارها پیشنهاد دادم تا با برپایی نمایشگاه عکس در سراسر کشور، مردم را با سلاح‌های شیمیایی آشنا کرده و مظلومیت رزمندگان را در دوران دفاع مقدس به گوش همه برسانیم، اما تا به امروز این طرح عملی نشده است.

در حال حاضر نیز در برخی از استان‌ها انجمن حمایت از جانبازان شیمیایی وجود دارد اما بهتر است که در سراسر کشور این انجمن‌ها تشکیل شود.

منبع:دفاع پرس

 

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


دیدار با خانواده شهید مقاومت اسلامی فلسطین شهید محمد حسین اثنی عشری

۱۸ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


به گزارش روابط عمومی هیأت رزمندگان اسلام شهرستان دزفول: در راستای اجرای طرح سپاس دیدار با خانواده معظم شهید مقاومت اسلامی فلسطین شهید محمد حسین اثنی عشری با حضور مسئولین شهری و اعضاء ستاد اجرایی هیأت رزمندگان انجام گرفت در این دیدار از خانواده شهید معظم تجلیل بعمل آمد.
لازم به توضیح است که شهید محمد حسین اثنی عشری جزء سه شهید مقاومت اسلامی فلسطین است که در دهم آذر سال ۵۹ در جنوب لبنان بشهادت رسیده است


گلچین سخنرانی با موضوع سبک زندگی و آداب معاشرت

۱۸ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


گلچین سخنرانی با موضوع سبک زندگی و آداب معاشرت

مجموعه صوتی از سخنرانان مطرح و به نام کشوری در حرم مطهر ثامن الحجج امام رضا علیه السلام مشهد مقدس

سبک زندگی و آداب معاشرت (۱)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۲)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۳)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۴)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۵)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۶)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۷)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۸)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۹)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۱۰)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۱۱)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۱۲)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۱۳)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۱۴)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۱۵)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۱۶)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۱۷)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۱۸)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۱۹)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۲۰)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۲۱)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۲۲)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۲۳)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۲۴)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۲۵)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۲۶)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۲۷)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۲۸)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۲۹)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۳۰)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۳۱)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۳۲)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۳۳)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۳۴)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۳۵)
سبک زندگی و آداب معاشرت (۳۶)

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام

نوشته گلچین سخنرانی با موضوع سبک زندگی و آداب معاشرت اولین بار در پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام. پدیدار شد.


مهدویت در نگاه دیگران – پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام

۱۸ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


مهدویت در نگاه دیگران

  • مهدویت از منظر فِرَق شیعه

الف). مهدویت از دیدگاه زیدیه

زیدیه مانند دیگر فرق اسلامی به اصل مهدویت اعتقاد دارند. آنان، متولد شدن امام مهدی در گذشته و غیبت آن را نمی‎پذیرند و تنها معتقد به موعود بودن و ظهور امام مهدی در آخرالزمان هستند. از نگاه زیدیه، غیبت امام با شرط خروج امام و دعوت به امامت خود منافات دارد.[۵۰] از این رو انطباق مصداق امام موعود و منتظر در امام دوازدهم شیعیان اثناعشری، را رد کرده یا حداقل تأیید نمی‌کنند. آنان تنها معتقدند امام منتظَر در آخرالزمان به دنیا آمده و قیام خواهد کرد.

به طور کلی مهدویت در زیدیه، مهدویت نوعیه است. آنها آخرین امام از سلسله ائمه را که جهان را پراز عدل و داد کند مهدی موعود می‌دانند و معتقدند باید از هر سیدی که دعوت به خود کند پیروی کرد چه بسا او همان مهدی موعود باشد[۵۱] اگر جهان را پر از عدل و داد کرد و کار را به اتمام رساند، مهدی موعود بودن او معلوم می‌شود، در غیر این صورت منتظر سید دیگری می‌مانند.[۵۲]

با این حال در طول تاریخ گروه‌هایی از زیدیه، ادعای مهدویت امامانی که در قیام‌ها کشته شده را مطرح می‌کردند و معتقد بودند آنان روزی بازخواهند گشت و جهان را پر از عدل و داد خواهند کرد. آنان در مورد زید بن علی،[۵۳] نفس زکیه،[۵۴] محمد بن قاسم بن علی بن عمر بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب(م۲۱۹ق)،[۵۵] یحیی بن عمر بن یحیی بن حسین بن زید بن علی بن حسین(م۲۵۰ق)[۵۶]و حسین بن قاسم عیانی (م۴۰۴ق) ادعای مهدویت کرد‎ه‌اند.[۵۷]

ب). مهدویت از دیدگاه اسماعیلیه

مسئله مهدویت به عنوان یک آموزه اصیل در اسماعیلیه شمرده می‎شود. مهدویت گرایی در این فرقه، اندیشه ثابت نبوده بلکه به موازات انشعابات در این فرقه نظریات متعددی درباره مهدویت ارائه شده است. بر این اساس اسماعیلیه خالصه نخستین گروهی در این فرقه بودند که‌اندیشه مهدویت را مطرح کردند. آنان پس از مرگ اسماعیل فرزند امام صادق علیه السلام  معتقد شدند وی نمرده و نخواهد مرد زیرا او مهدی قائم است. بر این اساس آنها از واژگانی نظیر قائم، حی، غائب، ستره، منتظر و مهدی که در روایات به عنوان ویژگی منجی آخرالزمان عنوان شده بود، استفاده می‎کردند.[۵۸][۵۹][۶۰]

گروه دیگر به نام مبارکیه با پذیرش مرگ اسماعیل، فرزندش محمد را به عنوان امام پس از او دانستند. بیشتر مبارکیه که بعدها قرامطه خوانده شدند پس از مرگ محمد، معتقد شدند او نمرده بلکه در غیبت به سر می‎برد و در آینده به عنوان قائم ظهور خواهد کرد.[۶۱] برخی از خلفای فاطمی نیز از مسأله مهدویت برای خود بهره برداری نموده و ادعای مهدویت کردند که از آن جمله می‎توان به عبیدالله مهدی بنیانگذار دولت فاطمیان و فرزندش محمد بن عبیدالله ملقب به قائم اشاره کرد.[۶۲]

اسماعیلیه همانند امامیه در پذیرفتن اصل غیبت با امامیه هم نظرند اما با توجه به تفاوت مصداق امام منتظر قائم با امامیه، برخی آنان معتقد به غیبت اسماعیل بن جعفر(علیه السلام) و برخی دیگر معتقد به غیبت محمد بن اسماعیل شدند.[۶۳]

ج). دیدگاه شیخیه

مهدویت از دیدگاه صوفیه

اندیشۀ مهدویت در تصوف، بیش از آن‌که باوری دینی باشد، آموزه‌ای عرفانی است؛ با ابعاد تکوینی، تشریعی و سلوکی.[۶۴] ازآنجاکه مهدویت به‌صورت موضوعی مستقل، چندان در آثار صوفیه و عرفان مطرح نشده است، این آموزه در تصوف و عرفان اسلامی را باید ذیل بحث ولایت و ختم ولایت جستجو کرد.[۶۵] در آثار مکتوب عرفانی قرون نخستین تصوف (قرن دوم تا پنجم هجری)، اصطلاحاتی مانند قائم، موعود، منجی، حجت مصلح و… زیر سایۀ بحث ختم ولایت معنا می‌یابد.[۶۶] حکیم ترمذی (م ۲۸۵ ق) نخست صوفی است که با نگارش کتاب ختم الولایه در دوران غیبت صغری، درباره ختم ولایت سخن گفته است.[۶۷] ابن‌عربی نیز مباحث مهدویت و خاتم‌الأولیای خود را در کتاب فتوحات المکیه ناظر بر پرسش‌های حکیم ترمذی مطرح کرده است. ترمذی در ختم الاولیاء از «مهدی آخرالزمان» سخن می‌گوید که برای برپاداشتن عدل قیام خواهد کرد؛ البته ترمذی دربارۀ خاتم الاولیاء نامی از شخص خاصی نمی‌برد و نمی‌توان گفت «مهدی»‌ای که او از آن نام برده است همان مهدی موردنظر شیعیان است.[۶۸] ابن‌عربی (۵۶۰-۶۳۸ ق) باب ۳۶۶ فتوحات المکیه را «فی معرفه منزل وزراء المهدی الظاهر فی آخر الزمان الذی بشر به رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) و هو من أهل البیت» نام‌گذاری کرده است. وی آن حضرت را طبق روایات شیعه و اهل سنت، شخصی می‌داند که بعد از پر شدن زمین از ظلم و جور، زمین را از عدالت پر می‌کند و اگر از عمر زمین تنها یک روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز طولانی می‌کند تا عدالت در زمین گستره شود؛ البته ابن‌عربی، آن حضرت را از فرزندان امام حسن مجتبی(علیه السلام) می‌داند که خَلقا و خُلقا شبیه ترین به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) است.[۶۹] در مورد اینکه ابن‌عربی، حضرت مهدی را از فرزندان امام حسن(علیه السلام)دانسته است دو نکته می‌توان گفت:

  1. طبق آنچهملاصدرا، شیخ بهایی و عبدالوهاب شعرانی، همین متن را از ابن‌عربی نقل کرده‌اند، نه‌تنها جد حضرت مهدی را امام حسین(علیه السلام) دانسته است، بلکه تمامی سلسله اجداد آن حضرت را دقیقاً مطابق نظر شیعه می‌شمارد؛
  2. حتی اگر قائل به تحریف در کتاب فتوحات نشویم، اینکه جدحضرت مهدی را امام حسن(علیه السلام) بدانیم با حدیث نبوی که فرمودند: «… مهدی از فرزندان حسین و حسن است.»[۷۰] قابل‌حل است.[۷۱]

سید حیدر آملی (ولادت ۷۲۰ ق) در جامع الاسرار و منبع الانوار بحث مهدی قائم، صاحب الزمان و قطب وقت را مطرح می‌کند. او بر این باور است که ولایت مطلقه نیز مربوط به حقیقت کلیه حضرت ختمی‌مرتبت صلی الله علیه و آله و سلم است. مظهر آن از نظر ابن‌عربی، حضرت عیسی علیه السلام و از نظر سید حیدر آملی، امام علی(علیه السلام) است. مظهر ولایت مقیده نیز که از نظر ابن‌عربی، خود ابن‌عربی است و از نظر سید حیدر، حضرت مهدی علیه السلام . سید حیدر نظرات ابن‌عربی در این موضوع را خلاف عقل و نقل و کشف می‌داند.[۷۲] نظرات صوفیه در جزئیات آموزۀ مهدویت به موضع امامیه نزدیک‌ است. شخصیت‌های مهم صوفیه مانند سعدالدین حمویه (م ۶۵۰ ق)، از مریدان شیخ نجم‌الدین کبری[۷۳] شاه نعمت‌الله ولی (۷۳۰-۸۳۲ ق) در رساله مهدیه،[۷۴] ابراهیم بن محمد جوینی (۶۴۴-۷۲۲ ق) در کتاب فرائد السمطین،[۷۵] عبدالوهاب شعرانی (۸۹۸- ۹۷۳ ق) در الیواقیت و الجواهر،[۷۶] شیخ محمد لاهیجی (م ۹۱۲ ق) در شرح گلشن راز[۷۷] نظرات خود را درباره موضوع مهدویت بیان کرده‌اند که بسیار نزدیک به نظر امامیه است. در میان صوفیه، سابقه ادعای مهدویت هم دیده می‌شود. سید محمد نوربخش که از صوفیان مهم و تأثیرگذار قرن نهم هجری و مؤسس سلسله نوربخشیه است، در رساله الهدی، صراحتاً ادعای مهدویت می‌کند و بر ادعای خود ادله‌ای نیز می‌چیند.[۷۸] جریان تصوف همواره کوشیده تا بُعد عرفانی، فرا تاریخی و قدسی این مفهوم را در درجۀ اول اهمیت بداند. ازآنجاکه جهان‌بینی صوفیانه، معطوف به ابعاد فرا تاریخی (انفسی) است، شخصیت تاریخی مهدی را نیز به ابعاد فرا تاریخی و باطنی تأویل می‌کند. بر این اساس تمام ویژگی‌ها و علائمی را که دربارۀ ظهور حضرت مهدی تاریخی در روایات شیعی مطرح شده است، بیشتر به ابعاد انفسی احاله می‌کند تا جایگاه مقدس آن نیز محفوظ بماند و از عرفی و سطحی شدن آن جلوگیری شود. این موضوع را برای مثال در آثار دو عارف اواخر عصر قاجار، سلطان علیشاه گنابادی و صفی علیشاه اصفهانی می‌توان دید.[۷۹]

مهدویت در نگاه دیگران

  • دیدگاه اهل سنت

اندیشۀ مهدویت در تصوف، بیش از آن‌که باوری دینی باشد، آموزه‌ای عرفانی است، با ابعاد تکوینی، تشریعی و سلوکی.[۸۰] ازآنجاکه مهدویت به‌صورت موضوعی مستقل، چندان در آثار صوفیه و عرفان مطرح نشده است، این آموزه در تصوف و عرفان اسلامی را باید ذیل بحث ولایت و ختم ولایت جستجو کرد.[۸۱] در آثار مکتوب عرفانی قرون نخستین تصوف (قرن دوم تا پنجم هجری)، اصطلاحاتی مانند قائم، موعود، منجی، حجت مصلح و… زیر سایۀ بحث ختم ولایت معنا می‌یابد.[۸۲] ظاهراً حکیم ترمذی (م ۲۸۵ ق) نخست صوفی است که با نگارش کتاب ختم الولایه در دوران غیبت صغری، درباره ختم ولایت سخن گفته است.[۸۳] ابن‌عربی نیز مباحث مهدویت و خاتم‌الأولیای خود را در کتاب فتوحات المکیه ناظر بر پرسش‌های حکیم ترمذی مطرح کرده است. ترمذی در ختم الاولیاء از «مهدی آخرالزمان» سخن می‌گوید که برای برپاداشتن عدل قیام خواهد کرد؛ البته ترمذی درباره خاتم الاولیاء نامی از شخص خاصی نمی‌برد و نمی‌توان گفت «مهدی» که او از آن نام برده است همان مهدی موردنظر شیعیان است.[۸۴] ابن‌عربی (۵۶۰-۶۳۸ ق) باب ۳۶۶ فتوحات المکیه را «فی معرفه منزل وزراء المهدی الظاهر فی آخر الزمان الذی بشر به رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم و هو من أهل البیت» نام‌گذاری کرده است. وی آن حضرت را طبق روایات شیعه و اهل سنت، شخصی می‌داند که بعد از پر شدن زمین از ظلم و جور، زمین را از عدالت پر می‌کند و اگر از عمر زمین تنها یک روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز طولانی می‌کند تا عدالت در زمین گستره شود؛ البته ابن‌عربی، آن حضرت را از فرزندان امام حسن مجتبی(علیه السلام) می‌داند که خَلقا و خُلقا شبیهترین به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) است.[۸۵] در مورد اینکه ابن‌عربی، حضرت مهدی را از فرزندان امام حسن(علیه السلام) دانسته است دو نکته می‌توان گفت:

  1. طبق آنچه ملاصدرا، شیخ بهایی و عبدالوهاب شعرانی، همین متن را از ابن‌عربی نقل کرده‌اند، نه‌تنها جد حضرت مهدی را امام حسین(علیه السلام) دانسته است بلکه تمامی سلسله اجداد آن حضرت را دقیقاً مطابق نظر شیعه می‌شمارد؛
  2. حتی اگر قائل به تحریف در کتاب فتوحات نشویم، اینکه جد حضرت مهدی را امام حسن(علیه السلام) بدانیم با حدیث نبوی که فرمودند: «… مهدی از فرزندان حسین و حسن است.»[۸۶]قابل‌حل است.[۸۷]

سید حیدر آملی (ولادت ۷۲۰ ق) در جامع الاسرار و منبع الانوار بحث مهدی قائم، صاحب الزمان و قطب وقت را مطرح می‌کند. او بر این باور است که ولایت مطلقه نیز مربوط به حقیقت کلیه حضرت ختمی‌مرتبت صلی الله علیه و آله و سلم است که مظهر آن از نظر ابن‌عربی، حضرت عیسی(علیه السلام) و از نظر سید حیدر آملی، امام علی(علیه السلام) است و مظهر ولایت مقیده نیز که از نظر ابن‌عربی، خود ابن‌عربی است و از نظر سید حیدر، حضرت مهدی علیه السلام . او نظرات ابن‌عربی در این موضوع را خلاف عقل و نقل و کشف می‌داند.[۸۸] به‌طور کلی می‌توان گفت که صوفیه در جزئیات آموزه مهدویت به موضع امامیه نزدیک‌ترند. شخصیت‌های مهم صوفیه مانند سعدالدین حمویه (م ۶۵۰ ق)، از مریدان شیخ نجم‌الدین کبری[۸۹] شاه نعمت‌الله ولی (۷۳۰-۸۳۲ ق) در رساله مهدیه،[۹۰] ابراهیم بن محمد جوینی (۶۴۴-۷۲۲ ق) در کتاب فرائد السمطین،[۹۱] عبدالوهاب شعرانی (۸۹۸- ۹۷۳ ق) در الیواقیت و الجواهر،[۹۲] شیخ محمد لاهیجی (م ۹۱۲ ق) در شرح گلشن راز[۹۳] نظرات خود را درباره موضوع مهدویت بیان کرده‌اند که بسیار نزدیک به نظر امامیه است. در میان صوفیه سابقه ادعای مهدویت هم دیده می‌شود. سید محمد نوربخش، از صوفیان مهم و تأثیرگذار قرن نهم هجری و مؤسس سلسله نوربخشیه است. او در رساله الهدی، صراحتاً ادعای مهدویت می‌کند و بر ادعای خود ادله‌ای نیز می‌چیند.[۹۴] جریان تصوف همواره کوشیده تا بُعد عرفانی و فرا تاریخی و قدسی این مفهوم را در درجۀ اول اهمیت بداند و ازآنجاکه جهان‌بینی صوفیانه معطوف به ابعاد فرا تاریخی (انفسی) است، به طبع شخصیت تاریخی مهدی را به ابعاد فرا تاریخی و باطنی تأویل کرد و بر این اساس تمام ویژگی‌ها و علائمی که دربارۀ ظهور حضرت مهدی تاریخی در روایات شیعی مطرح شده بود، بیشتر به ابعاد انفسی احاله کرد تا جایگاه مقدس آن نیز محفوظ بماند و از عرفی و سطحی شدن آن جلوگیری شود. این مدعا را برای مثال در آثار دو عارف اواخر عصر قاجار، سلطان علیشاه گنابادی و صفی علیشاه اصفهانی می‌توان دید.[۹۵]

دیدگاه اسلام‌شناسان و شرق‌شناسان

موضوع پژوهش برخی از شرق شناسان مساله مهدویت بوده است و دیدگاه‌های متفاوتی در این زمینه دارند.

  • هانری کربن با نگاه پدیدارشناسانه مهدویت را از محوری‌ترین عناصر اعتقادی عرفان و حکمت شیعی تلقی می‌کند از نظر وی مهدویت به معنای تفسیر باطن دین و ظهور امام احیای دوباره حیات انسان‌ها است.[۹۶] از نگاه او با ظهور همه مبانی پنهان یا معانی معنوی وحی الهی اشکار می‌شود.[۹۷]. دارمستتر نویسنده فرانسوی با نگاهی تاریخی معتقد است که مهدویت در قرآن نیامده است و در سخنان پیامبر نیز نشانه‌های روشنی در این زمینه وجود ندارد. وی مهدویت را زاییده‌اندیشه فکری شیعه و متاثر از اساطیر ایرانی می‌داند.[۹۸]
  • فان فلوتن خاورشناس هندی مدعی است که‌اندیشه مهدویت به وسیله شیعیان کوفه ترویج شده است تا بتوانند از پتانسیل و توانایی‎هایش در مقابله با خلافت خلفاء بنی امیه ساکن شام استفاده کنند.[۹۹]ایگناتس گلدتسیهر خاورشناس مجارستانی با نگاهی تاریخی معتقد است که اعتقاد به مهدویت ریشه در عناصر فکری یهودی و مسیحی بازگشت دارد و در آن پاره‌ای از ویژگی مبحث سوشیانس که مورد استفاده زرتشتیان است دیده می‌شود.[۱۰۰] دیوید سامویل مارگولیوث معتقد است که مهدویت از زمان محمد‌بن حنفیه توسط مختار بن عبیدالله و توسط عده‌ای از طرفداران محمد بن حنفیه-فرقه کیسانیه- به وجود آمده که پس از کشته شدن او عنوان مهدی راه به او اطلاق کرده‌اند.[۱۰۱]

منابع

۵۰ .           . سلطانی، تاریخ و عقاید زیدیه، ص۲۹۱.

  1. . عقل گرایی زیدیه در انحراف از مهدویت
  2. . جریان فکری سیاسی زیدیه
  3. . مجموع کتب ورسائل امام زید بن علی، ص۳۶۰؛ مروج الذهب، ج۳،ص۲۳۰؛ العقد الثمین فی أحکام الأئمه الطاهرین، ص۱۹۷.
  4. . مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۲۰۷ و ص۲۱۰۲۱۹؛ رساله الحور العین، ص۳۹؛ شرح رساله الحور العین، ص۱۵۶؛ العقد الثمین فی أحکام الأئمه الطاهرین، ص۴۲۲؛ مقالات الإسلامیین، ص۶۷.
  5. . مروج الذهب، ج۴، ص۶۱؛ رساله الحور العین، ص۳۹؛ الشافی، ج۱، ص۲۷۲و ص۲۷۶؛ العقد الثمین فی أحکام الأئمه الطاهرین، ص۴۲۳؛ مقالات الإسلامیین، ص۶۷.
  6. . رساله الحور العین، ص۳۹؛ شرح رساله الحور العین، ص۱۵۶؛ الشافی، ج۱ ص۲۸۶؛ العقد الثمین فی أحکام الأئمه الطاهرین، ص۴۲۳؛ مقالات الإسلامیین، ص۶۷.
  7. . رجوع کنید به: سید علی موسوی نژاد، مهدویت و فرقه حسینیه زیدیه، هفت آسمان،ش ۲۷، پاییز ۱۳۸۴ش، ص۱۲۷ ۱۶۲.
  8. . نوبختی، فرق الشیعه، ص۶۱، بیروت، درالاضواء، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
  9. . فرهاد دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۵۶.
  10. . المقالات و الفرق، ص۸۴، مرکز اننشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۰ش.
  11. . نوبختی، فرق الشیعه، ص۷۲.
  12. . جامع التواریخ، ص۲۳.
  13. . سعد بن عبدالله اشعری، المقالات و الفرق، تحقیق محمد جواد مشکور، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۰ش، ص۸۱.
  14. . نگاهی گذرا به سیر تاریخی مهدویت در تصوف، ص۲.
  15. . گونه‌شناسی اندیشه منجی موعود در ادیان، ص۳۶۱.
  16. . نگاهی گذرا به سیر تاریخی مهدویت در تصوف”، ص۲.
  17. . نگاهی گذرا به سیر تاریخی مهدویت در تصوف، ص۳.
  18. . نگاهی گذرا به سیر تاریخی مهدویت در تصوف، ص۳.
  19. . الفتوحات المکیه، ج۳، ص۳۲۷.
  20. . المهدی(عج)،ص ۷۴.
  21. . آموزۀ مهدویت در عرفان اسلامی، ص۱۲.
  22. . نگاهی گذرا به سیر تاریخی مهدویت در تصوف، ص۹ ر.ک، انوار الحقیقه و اطوار الطریق و اسرار الشریعه، ص۳۰۴.
  23. . همان، ص۸.
  24. . آشنایان ره عشق ۱، ص۴۶۳.
  25. . گونه شناسی اندیشه منجی موعود در اسلام، ص۵۱، به نقل از فرائد السمطین،‌ج۲، ص۳۱۰–۳۴۳.
  26. . همان، ص۵۱، به نقل از The Encyclopedia of Islam, v. 5, p.1237.
  27. . مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، ص۳۱۳.
  28. . من مهدی هستم، ص۷۰۳.
  29. . نگاهی گذرا به سیر تاریخی مهدویت در تصوف، ص۱۴.
  30. . نگاهی گذرا به سیر تاریخی مهدویت در تصوف، ص۲.
  31. . گونه‌شناسی اندیشه منجی موعود در ادیان، ص۳۶۱.
  32. . نگاهی گذرا به سیر تاریخی مهدویت در تصوف”، ص۲.
  33. . نگاهی گذرا به سیر تاریخی مهدویت در تصوف، ص۳.
  34. . نگاهی گذرا به سیر تاریخی مهدویت در تصوف، ص۳.
  35. . الفتوحات المکیه، ج۳، ص۳۲۷.
  36. . المهدی(عج)،ص ۷۴.
  37. . آموزۀ مهدویت در عرفان اسلامی، ص۱۲.
  38. . نگاهی گذرا به سیر تاریخی مهدویت در تصوف، ص۹ ر.ک، انوار الحقیقه و اطوار الطریق و اسرار الشریعه، ص۳۰۴.
  39. . همان، ص۸.
  40. . آشنایان ره عشق ۱، ص۴۶۳.
  41. . گونه شناسی اندیشه منجی موعود در اسلام، ص۵۱، به نقل از فرائد السمطین،‌ج۲، ص۳۱۰–۳۴۳.
  42. . همان، ص۵۱، به نقل از The Encyclopedia of Islam, v. 5, p.1237.
  43. . مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، ص۳۱۳.
  44. . من مهدی هستم، ص۷۰۳.
  45. . نگاهی گذرا به سیر تاریخی مهدویت در تصوف، ص۱۴.
  46. . موسوی گیلانی، سیدرضی، ۱۳۸۵، ص۷۲.
  47. . موسوی گیلانی، سیدرضی، ۱۳۸۵، ص۷۷.
  48. . موسوی گیلانی، سیدرضی، ۱۳۸۵، ص۹۵.
  49. . موسوی گیلانی، سیدرضی، ۱۳۸۵، ص۱۰۷.
  50. . موسوی گیلانی، سیدرضی، ۱۳۸۵، ص۱۰۹.
  51. . موسوی گیلانی، سیدرضی، ۱۳۸۵، ص۱۵۲.

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


آیت الله مصباح یزدی | بعد ائمه اطهار در طول تاریخ اسلام، رهبری به این جامعیت نداشتیم

۱۸ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


آیت الله مصباح یزدی | بعد ائمه اطهار در طول تاریخ اسلام، رهبری به این جامعیت نداشتیم

حال که روزهای آخر عمرم را می گذرانم و طمع پست و مقامی از کسی ندارم، صادقانه می گویم، بعد ائمه اطهار در طول تاریخ اسلام، رهبری به این جامعیت نداشتیم

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام