Sorry, no posts matched your criteria.

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

گفت‌وگو با موسی رضایی، مداحِ مدافع حرم |یک عمر گفتیم حاضریم جانمان را برای اهل‌بیت بدهیم، پس باید ثابت کنیم

۲۴ مهر ۱۳۹۷
بدون نظر


گفت‌وگو با موسی رضایی، مداحِ مدافع حرم |یک عمر گفتیم حاضریم جانمان را برای اهل‌بیت بدهیم، پس باید ثابت کنیم

 موسی رضایی مداحی است که سال‌ها در هیات‌های انقلابی شرق تهران مداحی می‌کند. وی علاوه بر مداحی، در عرصه‌های فرهنگی مقاومت اسلامی فعال بوده است. این مداح اهل بیت علیهم السلام مدتی در جبهه سوریه حضور پیدا کرد.

گپ‌وگفتی با این مداح اهل بیت علیهم

السلام راجع به هیأت‌های شرق تهران و فضای زیستی رزمندگان جبهه سوریه داشتیم که مشرح آن به شرح زیر است:

با توجه به شناختی که از شما داریم، از سن کم مداحی را شروع کردید. دقیقا چه شد که مداح شدید؟

خودم هم نمی‌دانم دقیقا چه شد که مداح شدم! اما بعدها که کمی فهم پیدا کردم و به سمت معرفت به امام حسین علیه السلام حرکت کردم، متوجه شدم که امام حسین خواسته است. این سِمت اکتسابی نیست، انتصابی است. یعنی یک نفر را به این مقام و مسؤولیت و نوکری نصب می‌کنند. اینطور نیست که بگویی مدرسه‌اش را می‌روم و نوکر می‌شوم. اهل بیت باید برایمان بخواهند. با خودم فکر می‌کنم چه نقطه مثبتی داشتم که امام حسین علیه السلام این لطف را به من کرد، چون هر چه خودم را کندوکاو می‌کنم، نقطه مثبتی در خودم نمی‌بینم که امام حسین علیه السلام به خاطر آن به من عنایت کرده باشد و مستحق این لطف باشم. شاید از دعای مادر و پدر بوده و یا آنها یک کاری کرده‌اند که این لطف به من شده. فکر می‌کنم در سال ۷۱-۷۲ بود که حدود ۱۵ سال سن داشتم و در تکیه محلمان می‌خواندم. یعنی شروع مداحی‌ام از تکیه محلمان در محله ۱۳ آبان واقع در خیابان پیروزی بود. آن وقت‌ها تلویزیون نوحه‌ای از نوجوانان شهرستان آباده شیراز می‌گذاشت که نوحه «باز این چه شورش است» را به سبک خاصی می‌خواندند و من هم آن شعر را از روی تلویزیون تقلید می‌کردم. تقریبا سعی می‌کردم مثل خودش بخوانم. یک شب در محلمان خواندم.

یعنی دستتان میکروفون دادند؟

بله. یادم نمی‌آید برای چه کسی خواندم. ولی برای یک بزرگتر خواندم و او گفت بیا در تکیه بخوان. چون به کسی میکروفون نمی‌دادند بخواند. پیرمردی بود به نام «اوستا حسین» که سال‌ها خودش می‌خواند. معروف به مداح محله‌مان بود. بچه‌بازی نبود که کسی بخواهد بخواند. یک شب رفتم میکروفون را گرفتم و شروع کردم به خواندن شعر «باز این چه شورش است» با همان سبک نوجوان شیرازی. خب مردم محله با صدای جدیدی آشنا شدند و برایشان سوال شد که این نوجوان کیست. بعد جلو آمدند و دیدند پسر «آقا قاسم» است. خیلی استقبال کردند. بعد از چند بار خواندن، طوری شده بود که وقتی مناسبت بین‌المللی می‌شد، یعنی می‌خواستند به هیأت دیگری بروند، اجازه می‌دادند من بخوانم. یکی ـ دو سالی آنجا می‌خواندم تا بعدش وارد بسیج و مسجد و وارد هیأت بسیج شدم. هیأت بسیج هم سبک خاص خودش را داشت و مثل هیأت محله نبود. زنجیززنی و دسته نبود. وقتی مدتی در هیأت بسیج بودم، شروع کردم به ایراد گرفتن از هیأت محله‌مان. مثل برخی طلبه‌ها که سال اول طلبگی حاضر نیستند پشت هیچکس نماز بخوانند! [می‌خندد] مثلا می‌گفتم شب اول حتما باید حضرت مسلم بخوانید. شب تاسوعا حتما باید از حضرت عباس بخوانید و بعد هم از آنجا جدا شدم و فقط به هیأت بسیج و مسجد می‌رفتم. اولین الگوی من در هیأت و بسیج و مسجد فردی به نام آقای رضا محمدی بود. با ایشان در بسیج و مسجد ائمه اطهار در همان محله ۱۳ آبان فعالیت می‌کردم. کم کم شروع کردم فرازهایی از دعای توسل را می‌خواندم و توانستم در هیأت جا باز کنم. یعنی آن توانایی که یک مداح لازم دارد را در آن جلسات توانستم به دست بیاورم. آن زمان فضای خاصی بود. به غیر جلسات خودمان اکثرا جلسات حاج منصور می‌رفتم. با بچه‌ها در ایام فاطمیه به بیت رهبری می‌رفتم. یک بار در ایام فاطمیه، من دم در نشسته بودم، وقتی آقا وارد حسینیه شدند، آقا را از دور دیدم، خیلی حس عجیبی بود. تا سال ۷۶ در جلسات بسیج بودم تا اینکه با فردی به نام حاج حمید پایمرد آشنا شدم که دومین نفری بود که در فضای هیأت با او آشنا می‌شدم. او رزمنده و از بچه‌های گردان کمیل بود و واقعا نقش مهمی در زندگی هیأتی من داشت. وقتی با حاج حمید آشنا شدم به فضایی فراتر هیأت بسیج رفتم و وارد هیأت گردان کمیل شدم. از ایشان خیلی چیزها یاد گرفتم. اگر الان چفیه می‌اندازم، مدیون ایشان هستم. حدود سال ۷۷-۷۸ با آقای رضا رشیدی و هیأت یازینب آشنا شدم. هیأت یازینب یک فضای خاص داشت. یعنی هیأت گردان کمیل همه تیپ‌های خاص مذهبی داشتند؛ مثل شلوار شش جیب و پیراهن یقه‌آخوندی، ولی هیأت یازینب بچه‌هایی بودند که هیأتی بودند، اما تیپ‌شان هم به روز بود. برخی حتی شلوار جین می‌پوشیدند، یا بلوزی که نوشته انگلیسی داشت. اما خب هیأتی و گریه‌کن و باصفا بودند. در فضای معرفت به امام حسین علیه السلام و تبری و تولی، از آقای رضا رشیدی خیلی نکات جدیدی یاد گرفتم. ایشان خودش هم رزمنده بود، اما فضای ظاهری‌اش خیلی به روز بود. با ایشان تا سال ۸۱-۸۲ خیلی صمیمی بودم. البته در همین زمان با آقامجید سیب‌سرخی هم آشنا شدم. حدود سال ۷۸ بود. یک شب زیر پل ری، دم در جلوه‌گاه شهیدان، با آقا رضا رشیدی بودیم که برای اولین بار آقامجید سیب‌سرخی را دیدم. من خیلی محکم دست می‌دادم. دستشان را گرفتم و فشار دادم و او با همان روحیه و صدای لطفیشان تذکر دادند که اینطور نباید دست داد و آن سرآغاز رفاقتمان شد. یک شب به هیأت یازینب آمد. من آن زمان تازه شروع به عربی خواندن کرده بودم. بعد از هیأت به من گفت یکبار دیگر بخوان و فهمیدم از این مدل خواندن خوشش آمده است.

مرحوم آقامجید سیب‌سرخی چه نقشی در هیأت یازینب داشت؟

آقامجید جای ثابتی نداشت. همه جا حضور داشت. به اکثر هیأت‌ها سر می‌زد. با آقامجید که ارتباطم بیشتر شد، به هیأت‌ها و جلسات مختلف بیشتر می‌رفتم. مثلا در بازار و فاطمیون و … می‌خواندم.

یعنی آقامجید سیب‌سرخی از شما خیلی حمایت کرد.

بله. قاطعانه می‌توانم بگویم در فضای مداحی، در فضای اجتماعی زندگی‌ام، حتی در فضای اقتصادی زندگی‌ام ورود داشت و من هم به این مساله چراغ سبز نشان می‌دادم. یعنی مثل جوان و نوجوان‌های امروز نبودم که حرف گوش نکنم. امروز به دانش‌آموز می‌گویم تو که مداحی می‌کنی، چرا چنین لباسی می‌پوشی؟ می‌گوید خودت را به روز کن. یعنی می‌گوید تو باید شبیه من بشوی. آن زمان آقامجید به من گفت موسی! لباس مداح کت‌وشلوار است. همان یکبار این حرف را زد و من از سال ۷۸ تا الان کت‌وشلوار می‌پوشم. اولین کت‌وشلوار را هم ایشان برایم خرید و من تا امروز کت‌وشلوار می‌پوشم و خداروشکر سمت فضای اسپورتی که برخی رفقای هم‌صنف ما دارند نرفتم که مثلا بخواهم عقیق بزرگ در دستم بگذارم یا دست‌بند با عقیق یا دست‌بند با سر اژدها دست بکنم! یعنی من هنوز توفیق نداشتم به این ورژن‌ها برسم. یکبار دست‌بندی در دست داشتم که روی آن «یاعلی» نوشته بود. آقا مجید تا این را دید، گفت آقاموسی! این النگو چیست که در دست داری؟ گفتم النگو نیست، دست‌بند است و روی آن اسم اهل بیت است. با یک لحن خاصی گفت آها ! همین که این را گفت فهمیدم که این کار درست نیست. در آن سال‌ها روز و شب من آقامجید بود.

هیأت یازینب هم هیأت خاصی بود. شاید در شرق تهران کم‌نظیر بود.

بله. اگر هیأت عشاق‌الحسین علیه السلام را جدا کنیم، هیأت یازینب تقریبا بی‌نظیر بود. در آن زمان حسین‌ آقای سیب‌سرخی و من و سید‌عباس حسینی و آقامحمد یاران می‌خواندیم. خب الان حاج حسین سیب‌سرخی می‌تواند دو ساعت بخواند و جلسه را اداره کند، اما آن زمان به هر مداح شاید ۱۵ دقیقه وقت می‌رسید. حوالی سال ۸۱ بود که حسین‌آقا از یازینب جدا شد و هیأت روضه العباس را تأسیس کرد. یعنی اگر آنجا می‌ماند جفا بود، چون حسین‌آقا مثل چشمه جوشان است. من و آقاسیدعباس هم سال ۸۲ از هیأت یازینب جدا شدیم. سابق یک روضه هفتگی داشتیم که آل کسا می‌خواندیم، بعد همان را ادامه دادیم و اسم هیأت را هم هیأت آل‌کساء گذاشتیم.

در آن سال‌ها مدام با آقامجید بودم. یعنی کسی من را می‌دید می‌گفت تو حتی شبیه آقامجید موتور سوار می‌شوی، شبیه آقامجید راه می‌روی و لباس می‌پوشی. که در سال‌های بعد هم آقامجید به رحمت خدا رفت.

گفت‌وگو با موسی رضایی، مداحِ مدافع حرم |یک عمر گفتیم حاضریم جانمان را برای اهل‌بیت بدهیم، پس باید ثابت کنیم

هیأت یازینب به عنوان یک جلسه خاص در تهران، چه شد که از هم پاشید؟

یک سری اختلاف‌های سلیقه‌ای بود. دقیقا هم یادم نمی‌آید سر چه موضوعی بود. یک سری اختلاف سلیقه‌هایی که در همه هیأت‌ها هست. البته هنوز رفیق هستیم و آنجا سر می‌زنیم. در این سال‌ها هم آقای یاران زحمت می‌کشیدند و اداره می‌کردند.

خلاصه من حتی در شغلی هم که داشتم،‌ مدیون آقامجید هستم. آن زمان یکی از رفقایم مدرسه‌ای تأسیس کرده بود، به من گفت در بخش امور تربیتی کار کنم. ابتدا قبول نکردم. آقامجید گفت این کار را برو تا اینکه یک کار خوب پیدا کنی.

کدام مدرسه رفتید؟

 در اتوبان آهنگ، خیابان مخبر جنوبی، تقاطع مخبر و جهان‌پناه، مدرسه‌ای به نام طوسی بود که مخروبه بود و ما آنجا را بازسازی کردیم. تابستان بود، من رفتم کربلا،‌ وقتی برگشتم دیدم اصلا رفیقم نیست و مدرسه را تحویل شخص دیگری داده است. مدیر جدیدی که تحویل گرفته بود، معلم دوران دبیرستان خودم بود. قرار شد ناظم مدرسه باشم. یک سال آنجا ناظم بودم تا اینکه آقای عباس محمدی‌دوست گفت به مدرسه پیام رستگاران بروم. با آقای عباس محمدی‌دوست به مدرسه پیام رستگاران رفتم. حوالی ۸ سال هم در پیام رستگاران بودم. متاسفانه در سه مدرسه مذهبی کار کردم و در هر سه مدرسه هم به خاطر درگیری مذهبی بیرون آمدم. به مدرسه پیام غدیر در اتوبان شهید محلاتی رفتم. ۴ سال خدمت آقای مسجد جامعی بودم که بعدش سفر سوریه پیش آمد.

(مداحی موسی رضایی در حرم حضرت زینب سلام الله علیها)

شما که مداح بودید و ناظم مدرسه، چرا تصمیم گرفتید به سوریه بروید؟

برای گرفتن عکس و گندگی رفتم! [می‌خندد] خب من دو سال پیگیر بودم بروم. به هرکسی هم رو می‌زدم. حتی یکی از رفقایم سرباز ستاد کل بود، از او خواهش کردم اگر می‌توانید برایم کاری کند. یعنی از سرباز تا سردار، رو زدم. یکی از رفقا که زیر نظر سردار همدانی بود، گفت می‌خواهند ما را برای آشپزی ببرند، از او خواهش کردم که اسم من را هم در لیست بگذارند. یک شب به یک مسجد رفتیم، حدود ۱۰-۱۵ نفر بودیم، گفتند فردا اعزام است. گفتند وصیت‌نامه را بنویسید چون فقط یک درصد ممکن است برگردید. خب ما آب دهن‌هایمان را قورت دادیم. می‌گفتند گوشی نباید ببرید و عکس نباید بگیرید. همه هم به من نگاه می‌کردند. فردایش گفتند آسمان آنجا ناامن است و پرواز صورت نمی‌گیرد. ایام بعدش هم سردار همدانی شهید شد و کل برنامه لغو شد. ما هم امیدمان ناامید شد. تا اینکه یکبار یک خانمی به من زنگ زد و گفت شما هنوز پیگیر رفتن به سوریه هستید؟ در دلم گفتم فقط مانده بود تو بخواهی مرا سوریه بفرستی. من را به کسی معرفی کرد، و آن فرد من را به شخص دیگری معرفی کردند. شخصی که واسطه بود به آن مسؤول اصلی گفت موسی در هیأت حاج حسین سازور هم می‌خواند. آن مسؤول هم گفت از حاج حسین سازور یا حاج حسین الله‌کرم یک نامه بیاور. خدمت حاج حسین سازور رفتم، ایشان هم لطف کرد یک نامه نوشت و من را معرفی کرد. آن مسوول قبول کرد و من را به یک پادگان برد. قرار شد ابتدا من به عنوان مداح بروم. دفعه اولی که رفتم بیش از دو ماه آنجا بودم. قرار شد به ایران برگردم و دوباره بروم. مدت زیادی در تهران بودم و نمی‌شد به سوریه بروم. دفعه بعد با شخصی به نام حاج اکبر رفتم. ماه رمضان سال ۹۵ رفتم. دفعه سوم هم سال ۹۶ رفتم.

کلا چقدر آنجا ماندید؟

حدود چهار ـ پنج ماه.

فقط مداحی می‌کردید؟

شاید کاری که کمتر از همه انجام می‌دادم، مداحی بود. چون اصلا فرصتش پیش نمی‌آمد بخواهم زیاد مداحی بکنم. ولی برای فاطمیون دو شب در مقر خواندم. یک مرتبه خاکریزی که دستمان بود، ۱۰ روز در خاکریز بودیم.

پس درگیر جنگ هم شدید.

بله. با شهید اسداللهی و شهید امیر سیاووشی با هم بودیم که آنها شهید شدند. شهید مهدی قاضی‌خانی که اهل ورامین بود، کنارم شهید شد. یعنی اولین کسی که در کنارم شهید شد، مهدی بود. کنار هم بودیم که تیری به پهلویش اصابت کرد. با محسن فرامرزی و حاج داوود جوانمرد رفتیم بدن امیر سیاوشی و حمید اسداللهی که سه روز مانده بود را بیاوریم، که حاج داوود و محسن هم همانجا شهید شدند. حرف‌های آخر حاج داوود جوانمرد در بیسیم را هنوز به یاد دارم.

خب شما در تهران هیأت داشتید، در هیأت‌های مختلف هم مداحی می‌کردید و اثرگذار بودید. چرا در همین تهران وظیفه‌تان را انجام ندادید؟

خب یک عمری از این مساله دم می‌زنیم. من به رفقا می‌گویم اشعاری که می‌خوانیم که تو روزی ما را می‌دهی و ما حاضریم برای تو جان بدهیم، معمولا دروغ می‌گوییم. چون اگر صبح بشود و ما را از سرکار اخراج کنند، ما به هرجایی رو می‌زنیم. خب اگر روزی‌دهنده ما امام حسین علیه السلام است، غصه روزی نباید بخوریم. بالاخره ما هم یک عمر گفته بودیم جانمان را برایت می‌دهیم. خب موقعیت‌اش پیش آمد. بسم الله! حالا نمی‌خواهم از خودم تعریف کنم، اصلا اینطور نیست. خیلی‌های دیگر هم می‌خواستند بروند، اما موقعیتش پیش نیامد. بالاخره نقطه آرزو و اوج عشق ما این است که برویم از حرم اهل بیت علیهم السلام دفاع کنیم. من اولین بار می‌خواستم برای آشپزی بروم. حتی قبول کرده بودم لباس‌های رزمنده‌ها را بشورم. ولی وقتی به عنوان مداح رفتم، در مسائل نظامی تخصص پیدا کردم. حتی دفعه دوم به عنوان فرمانده گروهان رفتم. فکر می‌کنم خمیرمایه این کار را هم داشتم. یعنی نظامی‌گری نکرده بودم، ولی این توان را در خود احساس می‌کردم. چون همیشه به این مساله فکر می‌کردم. به این نکته هم فکر می‌کردم که شاید رفتنم باعث شود عده‌ای از شاگردانم در مدرسه، تلنگری در وجودشان ایجاد شود. حتی برخی از شاگردان مراجعه کردند و پرسیدند برای رفتن به سوریه چه کار باید کنیم؟ به آنها گفتم اول باید بروید در بسیج ثبت‌نام کنید. البته فقط من نبودم. گردانی که بعد از من آمد، حسن حسینخانی در آن گردان بود. او هم برای مداحی نیامده بود، به عنوان یک نیرو در گردان آمده بود. رفتن من لطف امام حسین علیه السلام بود، حالا نمی‌دانم قبول کردند یا نه.

موسی رضایی و شهید محمد کیهانی

فضای فکری رزمنده‌ها آنجا چطور بود؟

خب اکثرا بچه‌های هیأتی و بسیجی و سپاهی بودند. البته بین آنها افرادی هم بودند که اینطور نبودند. یعنی تیپشان متفاوت بود. اینکه چطور آمده بودند، نمی‌دانم. ولی حتما انتخاب شده بودند و حضرت زینب‌ سلام الله علیها آنها را خریده بود. یعنی بچه‌هایی که اصلا در بسیج نبودند، ولی به عشق حضرت زینب به سوریه آمدند و بعضا شهید هم شدند.

آنجا با جبهه دفاع مقدس فرق می‌کند. مثلا عرفانی که در فضای دفاع مقدس در فیلم‌ها می‌بینیم، در آنجا متفاوت است. در زمان دفاع مقدس، یک طرف بچه‌های رزمنده‌ای بودند که فارسی صحبت می‌کردند و یک طرف ارتش بعثی که عربی صحبت می‌کرد و فرهنگ‌ها مشخص بود. اما در سوریه اینطور نبود. یک طرف تو بچه‌های حزب‌الله لبنان فعالیت می‌کنند، یک طرف حیدریون عراق، یک طرف بچه‌های پاکستان، یک طرف بچه‌های افغانستان. فضا خیلی خاص و متفاوت بود. یعنی ممکن است کارهایی برای جوان حزب اللهی ایرانی خیلی عجیب و غیر ممکن باشد، اما برای آنها بسیار عادی. من اولین باری که به لبنان رفتم، فکر می‌کردم همه جوانان ریش‌های بور دارند و سربند بسته و آماده شهادتند. اما دیدم که خیلی از آنها با لباس ورزشی به هیأت آمده بودند. یعنی لباسی که اصلا حاضر نیستیم در تهران بپوشیم، آنها خیلی راحت در شهرشان پوشیده بودند و به نماز جماعت می‌آمدند. ما سال‌ها در تهران یک تصوری از یک تیپ حزب‌اللهی داشتیم که در مقابل هرکس غیر از این گارد می‌گرفتیم، اما دیدیم این صحیح نیست. بالاخره آنها هم محب اهل بیت هستند، ولی خب فرهنگ‌ آنها اینطور است.

یک جایی حاج حسین الله‌کرم سخنران بودند، دستور داد من هم صحبت کنم. وقتی این نکته را گفتم، ایشان تایید کرد و گفت حتی در دفاع مقدس ما هم اینطور نبود که از اول فضای عرفانی باشد. مثلا در ابتدای جنگ رمز عملیات‌ها عقاب تیزدندان و اینها بود، بعدها آرام آرام فرهنگ‌سازی شد.

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام

منبع:فارس


سرگذشت هایی ویژه از شهدا| شهید علی پاجانی

۲۴ مهر ۱۳۹۷
بدون نظر


سرگذشت هایی ویژه از شهدا| شهید علی پاجانی

شهید «علی پاجانی» سال ۱۳۴۱ چشم به جهان گشود. وی عضو تیم ملی تکواندو ایران بود. شهید پاجانی با آغاز جنگ تحمیلی عازم جبهه شد. وی سرانجام ۱۱ آبان ۱۳۶۲ در منطقه پنجوین عراق به درجه شهادت نائل آمد.



سرگذشت هایی ویژه از شهدا| شهید علی پاجانی

سرگذشت هایی ویژه از شهدا| شهید علی پاجانی

با آسمانی ها…

سرگذشت هایی ویژه از شهدا، امروز می خواهیم یاد کنیم از شهیدی از تبار خورشید از جنس نور شهید علی پاجانی. شهید پاجانی یک ورزشکار نمونه بود. علی آقا که تکواندو کار می کرد همت و پشتکارش در ورزش توانست او را به قله های موفقیت برساند تا جایی که توانست عضو تیم ملی تکواندو بشه. در این مسیر مدالهای رنگی زیادی گرفت. شهید پاجانی که این مدالهای رنگی نتوانست رنگ خدایی را از مرام و معرفتش بگیرد به رفقای ورزشکارش توصیه می کرد می گفت ورزش باید مقدمه ی خدمت باشد برای شما. در ادامه بیشتر با شهید علی پاجانی آشنا شوید.

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


سخنرانی حجت الاسلام شیخ حسین انصاریان – دهه اول محرم ۹۷ – حسینیه هدایت

۲۳ مهر ۱۳۹۷
بدون نظر


سخنرانی حجت الاسلام شیخ حسین انصاریان – دهه اول محرم ۹۷ – حسینیه هدایت

در ایام عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام صوت های سخنرانی سخنرانان مطرح کشوری  را برای شما در سایت هیات جمع آوری نموده است.

در ادامه صوت دهه اول محرم ۹۷ حجت الاسلام و المسلمین شیخ حسین انصاریان در حسینیه هدایت با موضوع عشق حقیقی قرار داده شده است .

سخنرانی حجت الاسلام شیخ حسین انصاریان - دهه اول محرم 97 - حسینیه هدایت
سخنرانی حجت الاسلام شیخ حسین انصاریان – دهه اول محرم ۹۷ – حسینیه هدایت

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام

 


جزئیات برپایی موکب و برنامه فرهنگی در نقاط مختلف نجف، کربلا و مسیر پیاده‌روی

۲۳ مهر ۱۳۹۷
بدون نظر


جزئیات برپایی موکب و برنامه فرهنگی در نقاط مختلف نجف، کربلا و مسیر پیاده‌روی

به گزارش روابط عمومی هیات رزمندگان اسلام به نقل از خبرنگار حج و زیارت خبرگزاری فارس؛ کمیته مراسمات اربعین، امسال برنامه‌های مختلفی را در شهر‌های نجف‌، کربلا و مسیر پیاده‌روی زوار در نظر گرفته است.

برای اطلاع از جزئیات این برنامه‌ها دقایقی با علی‌اکبر مداحی مسئول کمیته مراسمات ستاد فرهنگی اربعین به گفت‌وگو نشستیم.

اجرای برنامه در شهر‌های نجف و کربلا و مسیر پیاده‌روی

وی در گفت‌وگو با فارس درخصوص موکب‌های که قرار است در عراق برپا شوند گفت: امسال در نقاط مختلف کربلا و نجف برنامه و موکب خواهیم داشت که شامل چهار موکب در نجف و اجرای برنامه از دهم تا هفده صفر، برگزاری مراسم در صحن فاطمه الزهرا سلام الله علیها در طبقه فوقانی بعد از نماز جماعت ظهر و عصر و مغرب و عشا، مسجد شهید حکیم همه شب بعد از نماز مغرب و عشا، شارع کوفه روبه‌روی مسجد حنانه بعد از نماز مغرب و عشا در موکب حضرت ابوالفضل علیه السلام ، موکب فاطمه الزهرا سلام الله علیها شارع کوفه روبه‌روی مسجد شاکری و شارع امیرالمؤمنین شب‌ها بعداز نماز مغرب و عشاء است.

برنامه‌های فرهنگی مسیر کربلا به نجف

مداحی به اجرای برنامه‌های مختلف در مسیر پیاده‌روی نجف تا کربلا اشاره کرد و گفت: در عمود ۲۸۵ موکب امام رضا علیه السلام هر شب بعد از نماز مغرب و عشا به طور ثابت حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان و حاج صادق آهنگران اجرای برنامه دارند. در عمود ۷۰۷ موکب علی‌ابن موسی‌الرضا علیه السلام از دهم تا هفدهم صفر بعد از نماز‌های ظهر، مغرب و عشا برنامه داریم، در عمود ۷۸۰ موکب ریحانه الحسین علیه السلام ظهرها بعد از نماز مغرب از ۱۵ صفر تا ۱۸ صفر با حضور سیدمجید بنی‌فاطمه پذیرای زائران هستیم، در عمود ۸۲۸ موکب صاحب‌الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از سیزدهم تا هجدهم بعد از نماز ظهر و مغرب و عشا به عزاداری می‌پردازیم.

وی ادامه داد: در عمود ۹۳۲ موکب میثاق با شهدا برپا است و با حضور حاج میثم مطیعی بعد از نماز ظهر و شب از ۱۵ تا ۱۸ صفر برنامه دارد، عمود ۱۰۸۰ موکب حضرت معصومه سلام الله علیها باحضور حجت‌الاسلام فرحزاد و مداحی حاج حسن شالبافان پذیرای علاقه‌مندان است و همچنین عمود ۱۱۲۰ موکب خدام‌الحسین علیه السلام ظهر و شب بعد از نماز از دهم تا نوزدهم صفر باحضور سخنرانان و مداحان کشوری به اجرای برنامه برنامه زائران امام حسین علیه السلام می‌پردازیم.

جزئیات برپایی موکب و برنامه فرهنگی در نقاط مختلف نجف، کربلا و مسیر پیاده‌روی

 

زمان‌بندی و برنامه‌های مواکب

مسئول کمیته مراسمات ستاد فرهنگی اربعین درباره زمان‌بندی برنامه‌های اربعین گفت: این برنامه‌ها از هشتم ماه صفر (۲۶مهر) با پخش زنده دعای کمیل در صحن فاطمه الزهرا سلام الله علیها شروع و با دعای ندبه (۱۱ آبان) ۲۳ صفر در کربلای معلی پایان می‌پذیرد. همچنین سه هفته پخش زنده کمیل و ندبه داریم، که هفته اول در نجف صحن فاطمه الزهرا سلام الله علیها برگزار می‌شود. همچنین کمیل و ندبه هفته دوم روز‌های ۱۵ و ۱۶ صفر در موکب خدام‌الحسین علیه السلام در عمود ۱۱۲۰ با حضور حجت‌الاسلام پناهیان و حاج سعید حدادیان برگزار و به طور زنده پخش خواهد شد. مراسم دعای کمیل و ندبه هفته سوم هم روزهای ۲۲ و ۲۳ صفر در کربلای معلی برگزار و به طور زنده پخش می‌شود.

سخنرانان و مداحانی که امسال در عتبات به اجرای برنامه می‌پردازند

وی درخصوص سخنرانان و مداحان حاضر در مراسم اربعین امسال گفت: امثال حجج ‌اسلام میرباقری، عابدینی، حاجتی، فرحزاد، عالی، طائب، پناهیان، برادران، مؤمنی، نظافت، ریاضت، حائری‌زاده، میلانی‌‌نژاد، بی‌آزار، آقامیری و مداحان اهل بیت علیهم السلامک آهنگران، سعید حدادیان، محمدرضا طاهری، حیدرزاده، سماواتی، سلحشور، بنی‌فاطمه، میرداماد، مطیعی رسولی، هوشیار، نیکبختیان، رمضانپور، بیوکافی، عباسی، مهدوی‌نژاد، شالبافان، پویانفر، سروری، بذری، طاهری صدر، احمدی، خلیلی، حسین طاهری، ایزدی، قربانعلی، موحدی و ذاکری به مدح و ثنای امام حسین علیه السلام و یاران باوفایش می‌پردازند.

نشانی مواکب و حسینیه‌های منتخب

مداحی درباره نشانی مواکبی که در آن برنامه‌‌ها برگزار می‌شود گفت: امسال اکثر موکب‌ها در کربلا از ۱۳ صفر تا ۲۰ صفر برنامه دارند که تعداد محدودی از موکب‌ها از ۱۰ صفر شروع کرده و تا ۲۳ صفر ادامه می‌دهند که موکب‌های کربلا عبارتند از: موکب احباب‌الرضا علیه السلام مرکزی جنب کنسولگری سابق، موکب حسین‌جان واقع‌در حسینیه قمی‌ها، شارع جمهوری، موکب ثارالله واقع‌ در نبش انتهای بلوار محمد امین، موکب امام خمینی (ره) واقع در باب‌البغداد بعد از موکب قصرالحیات، موکب فاطمه الزهرا سلام الله علیها واقع در سیده جوده، شارع ستین، ورزشگاه المیار، موکب احمد بن موسی علیه السلام جنب هتل بیارق کربلا، شارع روضتین، موکب کربلا واقع در مقام امام صادق علیه السلام ، موکب شباب‌الرضوی واقع در باب طویرج، اول جاده حله.

وی ادامه داد: کمیته مراسمات ستاد فرهنگی اربعین امسال در فندق الرسل در نجف و در کربلا شارع روضتین فندق علی‌الدر است.

راه‌های کمک به کمیته مراسمات ستاد فرهنگی اربعین

مسئول کمیته مراسمات ستاد فرهنگی اربعین درخصوص راه‌های کمک به این ستاد گفت: علاقه‌مندان می‌توانند از یکی از روش‌های زیر ما در برگزاری هرچه بهتر برنامه‌ها یاری کنند.

سامانه ۷۸۰: #۱۳۱۴*۷۸۰*

شماره کارت: ۶۱۰۴۳۳۷۷۹۰۰۸۷۸۷۶به نام مراسمات اربعین

شماره حساب: ۵۷۹۵۳۶۸۲۲۵ بانک ملت

وی با توصیه به زائران عتبات در ایام اربعین امسال گفت: علاقه‌مندان می‌توانند در کانال کاروان عشق به نشانی KAREVANESHGH1397@ عضو و از برنامه‌های مراسمات اربعین به طور کامل و دقیق و روزانه مطلع شوند. همچنین گزارش مراسم‌های اعلام شده از طریق این کانال اطلاع‌رسانی می‌شود.

 

 

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


اشعار به مناسبت شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

۲۳ مهر ۱۳۹۷
بدون نظر


اشعار به مناسبت شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

اشعار به مناسبت شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

با کاروان غم دیدگان

کاروانی که به جانش شرر است
با غم و درد کنون همسفر است
پشت دروازه ی شام است خدا
کاروانی که ز غم خون جگر است
داغ در داغ همه آتشگون
دیده دارند هم لُجِّه ی خون

می چکد خون دل از دیده مدام
روی نی جلوه کنان ماه تمام
با غم و درد و فراقِ یاران
قافله آمده از کوفه به شام
داغ و اندوه ازو می بارد
خونِ دل بر جگرش بسپارد

آهِ خود را به سماوات برند
سوی حق اشک مناجات برند
حال این غمزدگان را از کین
سوی دروازه ی ساعات برند
این تباری که امیرند امیر
در کف کفر اسیرند اسیر

وارد شهر شدند امّا آه
با غمی درد فزون و جانکاه
دختری خورد زمین ، تا برخاست
جانب عمّه ی خود برد پناه
دامن عمّه شده مأمن او
تا جسارت نکند دشمن او

مردم شام همه خندانند
داغ داران بلاگریانند
بعد ازین بی سر و بی سامانی
کنج ویرانه همه مهمانند
وقتی از کفر جفا می بارد
کنج ویرانه صفایی دارد

موی هر طفل پریشان یارب
ظلمت خصم دو چندان یارب
روی نی رأس شهیدان ای وای
شهر شام آینه بندان یارب
اهل بیت آه روی لب دارند
همگی دیده به زینب دارند

الغرض کار بدینجا چو کشید
قامت حضرت خورشید خمید
غرقِ در ماتم و اندوه امام
مست پیروزی خود بود یزید
کودکان ناله کنان در فریاد
به روی ناقه ی عریان سجّاد

از عدو ظلم فراوان بنگر
عشق بر ناقه ی عریان بنگر
خون ، دلِ نسل نبی از او شد
لاله ها گوشه ی ویران بنگر
گرچه دل بی سر و سامان باشد
گنج در گوشه ی ویران باشد

کاروان جای به ویرانه گرفت
تاب و تب از پر پروانه گرفت
داغ هجران و غم روی پدر
اشک از دیده ی دُردانه گرفت
کس نداند که به توفان چه گذشت
بر دل کودک نالان چه گذشت
—————————————

با امام زمان عجل الله تعالی فرجه در شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها

می برم نام تو را ، نامی که ایمان آورد
می خرم عشق تو را ، عشقی که سامان آورد

می نشینم بر سر راهی که هر دم بگذری
گردی از پای تو را بر روی دامان آورد

چشم می دوزم به آفاقی که با صدها امید
تیره بختی را به سمت صبح رخشان آورد

می زنم دست نیاز خویش بر دامان عشق
شاید او بیچاره ای را نزد سلطان آورد

نیست مانند تو در عالم طبیبی کز شعف
بهر بیماری که افتاده ست درمان آورد

من به دنبال وصال یار امّا غافلم
این گناه و جرم و عصیان است هجران آورد

آخرالامر این فراق و کلبه ی احزان ما
یوسف آل علی را سوی کنعان آورد

یابن احمد ، ای نبی را آخرین تفسیر وحی
جبرئیل وحی از بهر تو قرآن آورد

هر که از دریا برون آرد صدف امّا ببین
چشم ما از اشک بی تو دُرّ غلتان آورد

طالب خون خدا ، ای مهدی صاحب زمان
کربلا ما را به سمت عشق ، عطشان آورد

کربلا بود و حسین و خیل یاران یزید
مرد حق را کافر حربی به میدان آورد

نیست بی تأثیر شیون را فراق و هجر دوست
ناله ی طفلی ، سری ، در کنج ویران آورد

“یاسر” اشکم گشت سیلابی که می ریزد ز چشم
سوی ساحل عاقبت هر بحر ، توفان آورد

——————————————

لبیک یا رقیه سلام الله علیها

فریاد داغداران لبیک یا رقیّه
اندوه بی قراران لبیک یا رقیّه

ای اشک تو خطابه در گوشه ی خرابه
تصویر غمگساران لبیک یا رقیّه

ای شعله ی شبانه روشن به هر کرانه
همراه چشمه ساران لبیک یا رقیّه

ای آن که بی قراری در کودکی تو داری
اندوه بی شماران لبیک یا رقیّه

پای تو زخم دارد چشم تو غم به بارد
ای داغ روزگاران لبیک یا رقیّه

چشمت کبود و نیلی بود از شرار سیلی
پائیزِ در بهاران لبیک یا رقیّه

یک شب که خون فشاندی از قافله تو ماندی
با چشم اشکباران لبیک یا رقیّه

در کودکی خمیدی رأس بریده دیدی
ای اشک سوگواران لبیک یا رقیّه

با روی ارغوانی خواندی به میهمانی
گل را به جمع یاران ، لبیک یا رقیّه

ویرانه شد بهشتت پایان سرنوشتت
سر بود و ابر و باران لبیک یا رقیّه

نخلی ز غم کمان شد گلبرگ تو خزان شد
ای یاس گلعِذاران لبیک یا رقیّه

ای دختر سه ساله لبریز اشک و ناله
گفتم یک از هزاران لبیک یا رقیّه

ای نورِ گشته ظاهر ماییم همچو “یاسر”
از خیل جان نثاران لبیک یا رقیّه

——————————————-

بغض های فراق ، در خرابه شام

دل من مثل دلت شکسته بود
بغض غم راه گلومو بسته بود
روزی که تو رفتی سوی قتلگاه
غم عالم تو دلم نشسته بود

دل من از غم تو خونه بابا
عمه از داغ تو محزونه بابا
کاش می شد تا که بگی به دخترت
چرا لب های تو گلگونه بابا

ای مسافر غریب نیزه ها
اشک من شده نصیب نیزه ها
صوت قرآن تو را شنیده دل
شده بود سرت خطیب نیزه ها

با تو بابا خرابه گلشنمه
سر خونین تو رو دامنمه
جای پنجه ی عدو رو صورتم
جای تازیانه روی تنمه

امشب از بام افق سر می کشم
راس خونین تو در بر می کشم
می دونم ای پدر مهربونم
با تو سوی آسمون پر می کشم
—————————————-

در مرثیت حضرت رقیه بنت الحسین سلام الله علیها

تو خود فاطمه ای مختصری کوچکتر
در گلستان ولایت شجری کوچکتر
طایری عرش نشین بوده و هستی ای گل
داری اما تو فقط بال و پری کوچکتر
فاطمه گوهر والاست به بحر هستی
تو شدی گنج ولا را گهری کوچکتر
می دهی نور نه مانند کواکب بلکه
می درخشی تو شبیه قمری کوچکتر
ثمر نخل امامت همه هستند بزرگ
ای تو بر نخل امامت ثمری کوچکتر
همه دل خسته ، ولیکن ز نگاهت پیداست
نیست فی الحال ز تو خسته تری کوچکتر
تو مگر چند بهار از نفست می گذرد
که چنین رو به خزان رخ به بری ، کوچکتر
غنچه زود خزان دیده تویی ، غیر از تو
نیست این قافله را همسفری کوچکتر
جگر فاطمه خون بود نمی دانستم
داشت مانند تو خونین جگری کوچکتر
پدرت کرب و بلا فتح بزرگی را داشت
داشتی شام تو فتح و ظفری کوچکتر
قبل ازین هم پدرت داغ علی اصغر دید
که از آن طفل نبودش پسری کوچکتر
حال نوبت به تو آمد که غمت را بیند
داغ تو شعله شود با شرری کوچکتر
نه فقط قامت زینب بشکست از محنت
خم شد از بار مصایب کمری کوچکتر
صورت کوچک تو داشت اثر از سیلی
مانده بر گوشه ی چشمت اثری کوچکتر
فاطمه دست سپر کرد شکست اما تو
داشتی بهر دفاعت سپری کوچکتر
مرثیت خوان تو باشند بزرگان اینجا
“یاسر” آمد ز غمت نوحه گری کوچکتر

——————————————-

ترکیب بند ، در عزای حضرت رقیه سلام الله علیها

خرد سالی تو ولی وسعت دریا داری
با همین کوچکی ات عصمت زهرا داری
پدرت نیست اگر تا بزند بوسه تو را
در کنار دل خود زینب کبرا داری
گرچه در گوشه ویرانه نشستی اما
مثل طوبی به جنان منزل و مأوا داری
کوچکی لیک همانند پدر ، یا زینب
پیش هر کوه مصیبت قد رعنا داری
قدری آرام بگیر ای گل زیبای حسین
چِقَدر حرف مگر با سر بابا داری
مات و مبهوت نظر دوخته ای بر رأسش
دیده بردار و به بر گیر ، تو مولا داری
به برش گیر که عطر نفس ات را بوید
به برش گیر که آغوش تو را می جوید

فصل پائیز غم توست که پائیزتر است
ابر چشم تو ز هر ابر که لبریزتر است
بهر دیدار تو آمد پدر و می بینی
کنج ویرانه ز گودال غم انگیزتر است
امشب از آه تو ویرانی دشمن حتمی ست
چون که آه تو ز شمشیر عدو تیزتر است
گرچه کوتاه بود لیک پس از داغ فراق
لحظه وصل پدر خاطره آمیزتر است
آسمان گشت دو چشمت ، پی خورشید افتاد
آسمانی که ز ابرش رخ مه نیز تر است
شعله زد این سر خونین به جگرها اما
هق هق ناله تو شعله برانگیزتر است
گریه کن گریه که اشک تو جگرها سوزد
از جگرسوختنت دیده ی دریا سوزد

اهل ویرانه که شمع گل تو گردیدند
خنده را بر لب تو بار دگر می دیدند
وقتی از زخم دل خویش سخن می گفتی
داغ دل های تو را تازه همه فهمیدند
هق هق بغض تو وقتی ز گلو بیرون ریخت
بهر آرامش تو در دل شب کوشیدند
تا تو بهتر به تماشا بنشینی سر را
مثل فانوس ، کواکب به رخش تابیدند
جای آن سر که نشد بوسه زند بر رویت
روی نیلی شده ات را همه می بوسیدند
باز می ریخت به لب های پدر چون گوهر
قطراتی که به رخسار تو می غلتیدند
باز بر چشم تو آئینه ی توحید نشست
سر ، چه گویم که به دامان تو خورشید نشست

ناله های تو ثمر داد ، ثمر آوردند
تو پدر خواستی ، از بهر تو سر آوردند
کنج ویرانه که فانوس نبودش حتّی
شب تاریک تو را دیده قمر آوردند
صدف چشم تو خالی شده بود از گوهر
کنج ویرانه برای تو گهر آوردند
همه دیدند به مهمانی اشک و اندوه
بهر یک دختر غمدیده پدر آوردند
بال و پر باز کن ای طایر قدسی امشب
بهر پرواز تو از عرش خبر آوردند
خواستند از تو بگیرند نفس در اینجا
لیک از داغ جگرسوز اثر آوردند
لاله ی گلشن خود را به خزان دادی تو
سر خونین پدر دیدی و جان دادی تو

————————————————-

شاعر و مداح اهل بیت علیهم السلام حاج محمود تاری

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


بهره گیری از دنیا …

۲۳ مهر ۱۳۹۷
بدون نظر


بهره گیری از دنیا … 

امام رضا علیه السلام فرمودند:

إجعَلُوا لاَنفُسِکُم حَظًّا مِنَ الدُّنیا، بِاعِطائِها مَا تَشتَهی مِنَ الحَلالِ و ما لَم یَنَلِ المُرُّوهُ و لا سَرفَ فیهِ، وَاستَعینوُا بِذلِکَ عَلی اُمُورِ الدّینِ؛

برای خودتان بهره ای از دنیا قرار دهید، به این که خواسته های دل را از حلال برآورده سازید تا حدّی که مروّت را از بین نبرد و اسراف در آن نباشد. بدین وسیله در کارهای دین، کمک بجویید.

فقه الرضا علیه السلام، ص ۳۳۷

شرح حدیث:

دنیا، تجارت خانه ی اولیای خداست.

در تجارت خانه باید سود برد. سود این تجارت آن است که از دنیا و مال و امکانات دنیوی بهره بگیریم و آخرت خویش را آباد کنیم. به این صورت، دنیا را تبدیل به آخرت و مادیّات را تبدیل به معنویات کرده ایم.

در سخنی از امام علی علیه السلام آمده است:

مال و فرزندان، کِشتِ دنیایند و عمل صالح، کِشت آخرت است و گاهی خداوند، هر دو را برای برخی جمع می کند(۱).

این همان دعای قرآنی است که حسنه ی دنیا و حسنه ی آخرت را از خدا می طلبیم(۲).

پس هم باید از دنیا بهره گرفت، در حدّی که مروّت از بین نرود و به اسراف و گناه کشیده نشود، هم به فکر خانه ی آخرت بود و با عمل صالح آن را آباد کرد.

سرکوب کردن امیال نفسانی و ترک دنیا در آموزه های دینی نیست، بلکه استفاده ی صحیح از دنیا، و دنیا را وسیله آبادی دین و آخرت قرار دادن، توصیه ی پیشوایان دینی است.

امام کاظم علیه السلام فرموده است:

بکوشید که زمان شما چهار قسمت باشد:

ساعتی برای مناجات با خدا

ساعتی برای امور زندگی و تأمین معاش

ساعتی برای معاشرت با برادران خوب و مطمئن

ساعتی هم برای لّذت حلال.

آن گاه فرمود: به وسیله ی این، می توانید آن سه تای دیگر را هم به دست آورید(۳).

۱٫ محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، حدیث ۵۹۹۲٫

۲٫ بقره (۲)، آیه ۲۰۱٫

۳٫ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۲۱٫

منبع: حکمت های رضوی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام رضا علیه السّلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم (۱۳۹۱).

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


راه و رسم و مرام شهدا هیچ وقت از بین رفتنی نیست

۲۲ مهر ۱۳۹۷
بدون نظر


حجت الاسلام و المسلمین نکونام در سالگرد شهدای شهر بن، پیشرفت های کشور را نتیجه ایثار شهدا عنوان کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هیأت رزمندگان اسلام استان چهارمحال و بختیاری؛نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه شهرکرد در سالگرد شهدای شهر بن، پیشرفت های کشور را نتیجه ایثار شهدا عنوان کرد.

حجت الاسلام والمسلمین محمدعلی نکونام گفت: جانفشانی و ایثار و از خود گذشتگی شهدا باعث شد که کشور در زمینه های بسیار زیادی پیشرفت کرده و جزء قدرتهای دنیا به حساب بیاید.

نماینده ولی فقیه در استان چهارمحال و بختیاری خاطرنشان کرد: راه و رسم و مرام شهدا هیچ وقت از بین رفتنی و گم شدنی نیست؛ زیرا خداوند متعال در قرآن وعده داده که شهدا همیشه زنده خواهند ماند و هر کس که دین خدا را یاری کند خدا نیز او را یاری نموده و همیشه پشتیبان و حامی او خواهد بود.

امام جمعه شهرکرد افزود: اکثر مشکلات امروز کشور به خاطر بی تدبیری داخلی و عدم هماهنگی و برنامه ریزی درست در اجرای اقتصاد مقاومتی است، وگرنه تحریم ها اثر چندانی بر اقتصاد ما ندارند.

وی تصریح کرد: همانگونه که شهدا و ایثارگران و رزمندگان جان برکف با مدیریت جهادی توانستند دو ابرقدرت شرق و غرب را در جنگ تحمیلی شکست دهند، امروز نیز می توانیم با اقدام انقلابی و مدیریت جهادی مشکلات اقتصادی را حل کنیم و از این جنگ تمام عیار دشمن نیز سربلند بیرون بیاییم.

حجت الاسلام و المسلمین نکونام ادامه داد: امروز برای عبور از گردنه های سخت و حل مشکلات اقتصادی و برای پیشرفت در زمینه اقتصاد مانند مباحث نظامی، هسته ای، علمی و پزشکی نیاز داریم که شبانه روز کار کنیم و همدل و یکصدا و با وحدت و وفاق ملی دشمنان این نظام مقدس را ناامید نماییم.

گفتنی است: شهر بن ۱۳۵شهید در دوران دفاع مقدس تقدیم نظام مقدس جمهوری اسلامی کرده است.

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


جلسات هفتگی و آموزش مداحی در اشکفتک+تصویر

۲۲ مهر ۱۳۹۷
بدون نظر


همزمان بادهه اول ماه صفر جلسات هفتگی جوانان عاشورایی هیأت رزمندگان اسلام اشکفتک برگزار می شود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هیأت رزمندگان اسلام استان چهارمحال و بختیاری؛ نخستین جلسه جوانان عاشورایی در ماه صفر پس از اقامه نماز مغرب و عشاء با حضور پر شور جوانان عاشورایی این شهر برگزار شد .

در این مراسم با شکوه حجت الاسلام والمسلمین عابدی باتسلیت ایام شهادت خامس آل عبا و شهادت یاران وفادارش و شهادت مظلومانه سه ساله یادگار حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام حضرت رقیه سلام الله علیها، به ایراد سخن پرداخت.

تلاوت آیات نورانی قرآن مجید،مداحی و نوحه خوانی ذاکرین اهلبیت عصمت وطهارت علیهم السلام،قرائت زیارت عاشورا، برگزاری مسابقه فرهنگی،تقدیم جوایز به نفرات برتر برگزارشد.

 همچنین کلاس آموزش مداحی با حضور نوجوانان در اشکفتک برگزار می شود.

 این برنامه ها را از دریچه دوربین با هم نگاه کنیم…

عکاس: سجاد بیاتی

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


برگزاری اجتماع سه ساله های حسینی در بام ایران

۲۲ مهر ۱۳۹۷
بدون نظر


اجتماع سه ساله های حسینی در استان چهارمحال وبختیاری برگزار می شود.



اجتماع سه ساله های حسینی در استان چهارمحال و بختیاری برگزار می شود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی هیأت رزمندگان اسلام استان چهارمحال و بختیاری؛در سالروز شهادت مظلومانه و جانگدار سه ساله یادگار خرابه نشینان حضرت رقیه بنت الحسین سلام الله علیها و همزمان با سراسر کشور، اجتماع  دختران عاشورایی “سه ساله‎های حسینی” به همت معاونت پیروان عترت هیأت رزمندگان اسلام ،حوزه های مقاومت بسیج خواهران و همکاری مهدهای کودکان درسطح استان برگزار می شود.

 

این مراسم معنوی در شهرکرد از ساعت ۹ صبح تا ۱۱ روز دوشنبه ۲۳ مهر ماه مصادف با ۵ صفر المظفر، با حضور مادران و کودکان به همت معاونت پیروان عترت هیأت رزمندگان اسلام شهرکرد و استان،حوزه های مقاومت و مرکز بسیج خواهران سپاه ناحیه شهرکرد و همکاری مهدهای کودک در حسینیه امامزادگان حلیمه و حکیمه سلام الله علیهما شهرکرد برگزار می شود.

تلاوت آیات نورانی قرآن مجید، برگزاری نمایش ،نوحه خوانی و مداحی از دیگربرنامه های این مراسم باشکوه می باشد.

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


آیت الله نوری همدانی؛باید در تدوین کنوانسیون مبارزه با تروریسم بجای FATF قانون داخلی تصویب می کردیم

۲۱ مهر ۱۳۹۷
بدون نظر


آیت الله نوری همدانی؛باید در تدوین کنوانسیون مبارزه با تروریسم بجای FATF قانون داخلی تصویب می کردیم

آیت الله حسین نوری همدانی پیش از ظهر امروز در جلسه درس خارج فقه خود که در مسجد اعظم برگزار شد با اشاره به تصویب بخشی از لایحه FATF  در مجلس شورای اسلامی بیان کرد: متاسفانه با وجود هشدار بزرگان و دلسوزان انقلاب شاهد تصویب این قرارداد عبری، عربی و غربی بودیم که مفاد آن با شاخصه های انقلاب منافات دارد.

وی با اشاره به اینکه این انتظار می رفت که بررسی بیشتری روی چنین لایحه ای صورت گیرد، افزود: ما در این باره بارها نظر خود را گفتیم تا در آینده تاریخ قضاوت نکند که ما در برابر چنین مسئله ای سکوت کردیم.

این مرجع تقلید تصریح کرد: چگونه می توان قراردادی با موضوع مبارزه با تامین منابع مالی تروریسم را امضا کرد در حالی که مشخص کننده مصداق تروریست آمریکاست.

آیت الله نوری همدانی؛باید در تدوین کنوانسیون مبارزه با تروریسم بجای FATF قانون داخلی تصویب می کردیم

وی بیان کرد: شاهد هستیم که آمریکا از یک سو عربستان و رژیم صهیونیستی کودک کش را که دائم مشغول کشتار مردم بیگناه هستند تروریست نمی داند و از سوی دیگر لبنان را تروریست معرفی می کند.

آیت الله نوری همدانی با تاکید بر اینکه نمی توان در کنار هم به اسلام و استکبار گرایش داشت، افزود: امیدواریم که شورای نگهبان با دقت این قرارداد را بررسی کند تا مخالفت با شرع و قانون اساسی در آن نباشد.

وی با اشاره به سخن مقام معظم رهبری درباره کنوانسیون ها و معاهدات غربی گفت: ایشان تاکید کردند که این کنوانسیون ها نباید ملاک عمل نمایندگان قرار گیرد و باید نسبت به تدوین قوانین داخلی اقدام شود اما به فرمایشات ایشان توجه نکردند.

این مرجع تقلید با اشاره به مشکلات معیشتی مردم اظهار کرد: وضعیت معیشت مردم ناراحت کننده است و باید مسؤولان در این خصوص نظارت های لازم را داشته باشند و برای حل مشکلات معیشتی اقدامات لازم را انجام دهند.

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام

منبع:فارس