Sorry, no posts matched your criteria.

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

صوت|حاج مهدی سلحشور ولادت پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و امام صادق علیه السلام۱۳۹۷

۵ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


صوت حاج مهدی سلحشور ولادت پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و امام صادق علیه السلام۱۳۹۷



دانلود صوت حاج مهدی سلحشور ولادت پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و امام صادق علیه السلام۱۳۹۷-هیات فاطمیون قم

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


صوت|کربلایی سیدرضا نریمانی ولادت پیامبر صلی الله علیه و آله و امام صادق علیه السلام۱۳۹۷

۴ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


صوت کربلایی سیدرضا نریمانی ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام صادق علیه السلام۱۳۹۷ هیات فدائیان حسین علیه السلام



 

دانلود صوت کربلایی سیدرضا نریمانی ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام صادق علیه السلام۱۳۹۷ هیات فدائیان حسین علیه السلام

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


صوت|حاج مهدی رسولی ولادت پیامبر صلی الله علیه وآله و امام صادق علیه السلام۱۳۹۷

۴ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


خانه / چندرسانه ای / صوت / صوت|حاج مهدی رسولی ولادت پیامبر صلی الله علیه وآله و امام صادق علیه السلام۱۳۹۷

صوت حاج مهدی رسولی ولادت پیامبر صلی الله علیه وآله و امام صادق علیه السلام۱۳۹۷ هیات ثارالله زنجان



دانلود صوت حاج مهدی رسولی ولادت پیامبر صلی الله علیه وآله و امام صادق علیه السلام۱۳۹۷ هیات ثارالله زنجان

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


سرپرستی از یتیمان – پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام

۴ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


سرپرستی از یتیمان

«من کفل یتیما من المسلمین فادخله الی طعامه و شرابه، ادخله الله الجنه البته الا ان یعمل ذنبا لایغفر». (مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۱۴۸)

کسی که متکفل یتیمی شود، او را به خانه خود ببرد و در خوردنی ها و نوشیدنی ها شریک خویش نماید البته پاداش او بهشت است مگر آن که گناه غیر قابل بخششی مرتکب شده باشد.

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


هدیه برای خانواده – پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام

۴ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


هدیه برای خانواده

«من دخل السوق فاشتری تحفه فحملها الی عیاله کان کحامل صدقه الی قوم محاویج ولیبدا بالاناث قبل الذکور فان من فرح ابنته فکانما اعتق رقبه من ولد اسماعیل ومن اقر بعین ابن فکانما بکی من خشیه الله ومن بکی من خشیه الله ادخله الله جنات النعیم» (وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۲۷)

هر کس به بازار رود و هدیه ای برای خانواده اش بخرد و ببرد، [پاداش او ] مانند کسی است که برای نیازمندان صدقه می برد [و هنگامی که هدیه را به خانه می برد]، باید قبل از پسران، به دختران بدهد، زیرا کسی که دخترش را شادمان کند، مانند کسی است که یک بنده از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است. و هر کس [با دادن هدیه ای ] چشم پسری را روشن کند، گویا از ترس خدا گریسته است و هر کس از ترس خدا بگرید، خداوند او را داخل نعمت های بهشت کند.

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


منشور نسل جوان در سيره امام صادق (علیه السلام)

۳ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


منشور نسل جوان در سیره امام صادق (علیه السلام)

 

جوانان و نوجوانان در هر جامعه‌اى گنجینه‌هاى سرشارى هستند که اگر مربیان و متولیان براى این قشر عظیم سرمایه گذارى شایسته انجام داده و این گروه فعال و پرشور را با رفتار حکیمانه و تکریم شخصیت و احترام به نیازها، به اهداف مطلوب و ایده‌آل خود هدایت نمایند، علاوه بر این که آنان را از خطر انحراف و تردید در هویت و آسیب‌هاى اجتماعى مصونیت‌بخشیده‌اند، قلب‌هاى پاک و زلال آنان را به سوى خوبى‌ها، زیبایى‌ها و اخلاق پسندیده رهنمون شده‌اند، و جامعه آینده را از نظر سلامتى و حفظ ارزش‌ها و فرهنگ، بیمه نموده‌اند. امام صادق‌علیه السلام در مورد سرمایه گذارى معنوى براى نسل نو و حفاظت نوجوانان از گروه‌هاى منحرف و کج اندیش، مى‌فرماید: «با درو احداثکم بالحدیث قبل ان یسبقکم الیهم المرجعه (۱) ; نوجوانان خود را با احادیث ما آشنا کنید قبل از این که مرجعه (یکى از گروه‌هاى منحرف) بر شما پیشى گیرند.

 

 

ارتباط با نسل جوان

هدایت و تربیت نسل جوان به لحاظ اهمیتى که دارد امروزه بیش از گذشته مورد توجه اندیشمندان و دل سوزان جوامع مختلف قرار گرفته است. جوان داراى خصوصیات عاطفى، اجتماعى و جسمانى است. حساسیت، تنوع خصلت‌هاى رفتارى، هیجان‌هاى درونى، علاقه شدید به دوستى با همسالان، عدم کنترل رفتار، حب ذات، الگو پذیرى و تقلید، افتخار به شخصیت و تشخص‌طلبى و میل به آزادى، شمه‌اى از ویژگى‌هاى اوست.
با توجه به این ویژگى‌ها، شیوه رفتارى امام صادق‌علیه السلام با جوانان، و همچنین سخنان و دستور العمل‌هاى آن حضرت براى جوانان و برخورد با آنان، بهترین نسخه شفا بخش و راهگشاست. نگاه‌هاى مهربان، بزرگداشت‌شخصیت، توجه به استعداد و صلاحیت آنان، احترام به نیازهاى فردى و اجتماعى، رفتار محبت‌آمیز و حکیمانه و سرشار از عاطفه و خلوص، موجب جذب جوانان به سوى آن حضرت بود و شیفتگى آنان به رهبر خویش، ریشه در شیوه رفتار و گفتار آن حضرت نسبت‌به مخاطبین و شاگردان خویش دارد.
آن حضرت به سرعت پذیرش سجایاى اخلاقى در نوجوانان توجه کرده و به ابوجعفر; مؤمن طاق مى‌فرماید:
«علیک بالاحداث فانهم اسرع الى کل خیر; (۲) بر تو باد تربیت نوجوانان، زیرا آنان زودتر از دیگران خوبى‌ها را مى‌پذیرند.»
در اینجا چند نمونه از رفتار آن حضرت را در برخورد با نسل جوان مى‌خوانیم:
۱ – آن روز یکى از شلوغ‌ترین ایام حج‌بود. امام صادق علیه السلام با گروهى از یارانش گفت و گو مى‌کرد. در این هنگام هشام بن حکم که تازه به دوران جوانى گام نهاده بود، خدمت امام رسید. پیشواى شیعیان از دیدن این جوان شادمان شد، او را در صدر مجلس و کنار خویش نشاند و گرامى داشت. این رفتار امام، حاضران را که از شخصیت‌هاى علمى شمرده مى‌شدند، شگفت زده ساخت. وقتى امام علیه السلام آثار شگفتى را در چهره حاضران مشاهده کرد فرمود: «هذا ناصرنا بقلبه و لسانه و یده; این جوان با دل و زبان و دستش (با تمام وجود) یاور ماست.» سپس براى اثبات مقام علمى هشام براى حاضرین، درباره نام‌هاى خداوند متعال و فروعات آن‌ها از وى پرسید و هشام همه را به نیکى پاسخ گفت. آن گاه حضرت فرمود: «هشام! آیا چنان فهم دارى که با منطق و استدلال دشمنان ما را دفع کنى، هشام گفت: آرى. امام فرمود: «نفعک الله به و ثبتک; خداوند تو را از آن بهره‌مند سازد و [در این راه] ثابت قدم بدارد.» هشام مى‌گوید: بعد از این دعا هرگز در بحث‌هاى خداشناسى و توحید شکست نخوردم. (۳)
۲ – مفضل بن عمرو نماینده امام صادق علیه السلام در شهر کوفه بود. او از طرف امام موظف بود به مشکلات دینى، مالى و اجتماعى مردم کوفه رسیدگى کند و در این رابطه با جوانان شهر ارتباط صمیمانه و مستحکمى برقرار کرده بود، براى همین عده‌اى این دوستى را نتواستند تحمل کنند، ناچار به شایعه و افتراء روى آوردند و مفضل و یارانش را به شرابخوارى، ترک نماز، کبوتر بازى و حتى به سرقت و راهزنى متهم کردند. این گروه، که ابوالخطاب معزول و طرفدارانش از فعالان آن شمرده مى‌شدند، شایع کردند که مفضل افراد بى مبالات و لاابالى را پیرامونش گرد آورده است. وقتى این شایعات به اوج رسید، گروهى از مومنان و مقدسان کوفه به محضر امام صادق‌علیه السلام چنین نوشتند: «مفضل با افراد رذل و شرابخوار و کبوتر باز همنشین است، شایسته است دستور دهید این افراد را از خود دور سازد.»
امام صادق علیه السلام بدون این که با آنان در این باره سخن بگوید، نامه‌اى براى مفضل نوشته، مهر کرد و به آنان سپرد تا به مفضل برسانند. حضرت تصریح کرد که نامه را خودشان شخصا به مفضل تحویل دهند. آنان به کوفه برگشتند و دسته جمعى به خانه مفضل شتافتند و نامه امام صادق علیه السلام را به دست مفضل دادند. وى نامه را گشود و متن آن را قرائت کرد. امام‌علیه السلام به مفضل دستور داده بود که: چیزهایى بخرد و به محضر امام علیه السلام ارسال کند. در این نامه اصلا اشاره‌اى به شایعات نشده بود. مفضل نامه راخواند و آن را به دست همه حاضران داد تا بخوانند. سپس از آنان پرسید: اکنون چه باید کرد؟ گفتند: این اشیاء خیلى هزینه دارد. باید بنشینیم، تبادل نظر کنیم و از شیعیان یارى جوییم.در واقع هدفشان این بود که فعلا خانه مفضل را ترک کنند. مفضل گفت: تقاضا مى‌کنم براى صرف غذا در اینجا بمانید. آنان به انتظار غذا نشستند. مفضل افرادى را به سراغ همان جوانانى که از آن‌ها بدگویى شده و به کارهاى ناروا متهم شده بودند فرستاد و آنان را احضار کرد. وقتى نزد مفضل آمدند، نامه حضرت صادق‌علیه السلام را براى آنان خواند. آنان، با شنیدن کلام امام صادق‌علیه السلام براى انجام فرمان حضرت از خانه خارج شدند و پس از مدت کوتاهى بازگشتند. هر کدام به اندازه وسع خویش روى هم نهاده و در مجموع ۲ هزار دینار و ده هزار درهم در برابر مفضل نهادند. آن گاه مفضل به شکایت کنندگان که هنوز از صرف غذا فارغ نشده بودند نگریست و گفت: شما مى‌گوئید این جوانان را از خودم برانم و گمان مى‌کنید خدا به نماز و روزه شما نیازمند است؟! (۴)
در اینجا به بخشى از شیوه‌ها و راه کارهاى عملى برخورد و هدایت جوانان در پرتو گفتار و رفتار صادق آل محمدعلیهم السلام مى‌پردازیم:

۱ – رفتار نیکو و ملایم

نوجوان قلبى پاک و روحى حساس و دلى نازک و عاطفى دارد. در برخورد با او باید راه نرمى و ملایمت پیش گرفت. نگاه مهربان، ارزش دادن به شخصیت و رفتار خوش، بهترین شیوه ارتباط با اوست. محبت، اظهار علاقه، صدا کردن با القاب، عناوین و نام‌هاى زیبا او را به سوى مبلغ و مربى جذب مى‌کند و در این حال مى‌توان ارتباط قلبى و عاطفى با او ایجاد کرد، سخنانش را شنید، راهنمایى کرد، لغزش‌ها را متذکر شد و بالاخره درعالم دوستى که یک ارتباط شدید روحى و عاطفى برقرار است، مى‌توان صفات زیبا را به او القاء نمود، نیازهاى بسیارى را از او برطرف کرد و از آلودگى‌ها او را بر حذر داشت، زیرا گرایش جوان به خوبى‌ها و زیبایى‌ها از دیگران بهتر و سریع‌تر انجام مى‌پذیرد.
امام صادق علیه السلام فرمود: «من لم تکن فیه ثلاث خصال لم ینفعه الایمان: حلم یرد به جهل الجاهل. و ورع یحجزه عن طلب المحارم. و خلق یدارى به الناس; (۵) هر کس سه خصلت را دارا نباشد از ایمان خود سودى نخواهد برد: اول – بردبارى، که جهل نادان را برطرف کند. دوم – پارسائى، که او را از حرام باز دارد. سوم – رفتار نیکو که با مردم مدارا نماید.»

۲ – آگاهى دادن در مسائل دینى

یکى از علل دین گریزى برخى جوانان و نوجوانان عدم آگاهى به مسائل دینى است. زیرا انسان طبیعتا هر چه را نشناسد به سویش نمى‌رود و افکار واحساسات و حواس خود را به سوى آن معطوف نمى‌دارد. اما شناخت و آگاهى از خوبى‌ها و زیبائى‌ها به ویژه اطلاع از منافع آن، سریعا انسان نفع طلب را به آن جذب کرده و آن را در نزد شخص، دوست داشتنى مى‌کند. براى همین اگر جوانان با آثار و برکات و احکام و معارف دین آشنا شوند، فاصله آنان با حقایق دینى کم خواهد شد. افزون بر این، نسل جدیدى که معمولا از مسائل و حقایق دینى بى اطلاع یا کم اطلاع است و بصیرت و معرفت کافى از دین ندارد، تحت تاثیر تبلیغات و هجمه‌هاى فرهنگى دشمنان قرار مى‌گیرد.
امام صادق علیه السلام به بشیر دهان (روغن فروش) فرمود: «لا خیر فى من لا یتفقه من اصحابنا یا بشیر ان الرجل منهم اذا لم یستغن بفقهه احتاج الیهم فاذا احتاج الیهم ادخلوه فى باب ضلالتهم و هو لا یعلم; (۶) از دوستان ما کسى که در دین خود اندیشه و تفقه نکند ارزش ندارد. اى بشیر! اگر یکى از دوستان ما در دین خود تفقه نکند و به مسائل و احکام آن آشنا نباشد، به دیگران (مخالفین ما) محتاج مى‌شود، هر گاه به آن‌ها نیاز پیدا کرد آنان او را در خط انحراف و گمراهى قرار مى‌دهند در حالى که خودش نمى‌داند.» ضرورت یادگیرى احکام دینى در منظر پیشواى ششم آنقدر مهم است که مى‌فرماید: «لو اتیت‌بشاب من شباب الشیعه لایتفقه لادبته; (۷) اگر به جوانى از جوانان شیعه برخورد نمایم که در دین تفقه نمى‌کند او را تادیب خواهم کرد.»

۳ – شناساندن آسیب‌هاى اجتماعى

آشنا نبودن نسل جدید با آفت‌هاى اجتماعى موجب افت ارزش‌هاى اخلاقى و توفیق دشمنان فرهنگى و رواج خلاف و حرام در میان آنان مى‌باشد. اگر جوانان مسلمان با این آفت‌ها آشنا باشند و از عواقب بد آن در میان افراد جامعه اطلاع یابند، بنابر فطرت پاکى که خداوند در نهاد آن‌ها قرار داده از آن آفت‌ها فاصله خواهند گرفت و دامن خویش را به چنین آفت‌هاى اجتماعى آلوده نخواهند کرد. صادق آل محمد علیه السلام مواردى از آفت‌هاى اجتماعى را چنین فهرست کرده است: الف) ستم کردن ب) فریبکارى ج) خیانت د) تحقیر و خوار کردن دیگران ه) اف گفتن: (نق بزند، غرغر کند و به این وسیله زحمات دیگران را نادیه گرفته و خود را چیزى پندارد.) و) دشمنى، کینه توزى و اظهار عداوت با برادران دینى ز)تهمت زدن ح )داد و فریاد و پرخاشگرى ط) طمع کارى و حرص به دنیا.
«و ان لایظلمه و ان لایغشه و ان لایخونه و ان لایخذله و ان لایکذبه و ان لایقول له اف و اذ قال له اف فلیس بینهما ولایه و اذ قال له انت عدوى فقد کفر احدهما و اذا اتهمه انماث الایمان فى قلبه کما ینماث الملح فى الماء; (۸) به برادر ایمانى خود ستم ننماید، او را فریب ندهد، به او خیانت نکند، او را کوچک نشمارد، او را دروغگو نخواند، به او اف نگوید و اگر به او اف بگوید (غرغر کند) ولایت‌بین آن دو قطع مى‌شود و اگر به برادر ایمانى‌اش بگوید تو دشمن من هستى، یکى از آن دو کافر [باطنى ]مى‌شود و اگر برادرش را متهم نماید، ایمان در قلب او ذوب مى‌شود مانند ذوب شدن نمک در آب.» (۹)

۴ – ترغیب به دانش افزایى

یک جوان مسلمان باید از علوم روز آگاهى کافى داشته باشد. تخصص در کنار تعهد یک اصل مسلم و تردید ناپذیر در فرهنگ ما است. کسانى در عرصه زندگى به اهداف دلخواه خود مى‌رسند که با شناخت دانش‌ها و مهارت‌هاى عصر خود به قله‌هاى سعادت نائل شده و با تعهد و ایمان خویش، اعتماد افراد جامعه را به خود جلب مى‌کنند. از منظر حضرت صادق‌علیه السلام کسب دانش و مهارت‌هاى فنى براى یک جوان ضرورى است، آن حضرت مى‌فرماید: «لست احب ان ارى الشاب منکم الا غادیا فى حالین، اما عالما او متعلما; (۱۰) هیچوقت دوست ندارم یکى از جوانان شما (شیعه) را ببینم مگر اینکه در یکى از دو حال، شب و روز خود را سپرى کند: یا دانا باشد یا یاد گیرنده.»

۵ – عادت دادن به حسابرسى

یک تاجر زمانى در کار خود پیشرفت مى‌کند که در هر شبانه روز به حساب خود رسیدگى کرده و سود و زیان معاملات خویش را بداند و گرنه بعد از مدت کوتاهى سرمایه و هستى خود را از دست‌خواهد داد. جوانى، یک سرمایه و فرصت‌بسیار عالى براى هر شخص مى‌باشد. اگر یک جوان به حساب عمر خود رسیدگى نکند و نداند که آیا در مقابل عمر خویش چه چیزى به دست آورده است، در آینده‌اى نه چندان دور سرمایه معنوى خویش را به باد فنا خواهد داد. اما اگر به حساب روزانه‌اش برسد و ببیند که در مقابل هر روز از دست رفته، یک قدم به سوى کمال برداشته، خوشحال شده و آن را تکرار کند و در مقابل انحطاط فکرى و اخلاقى غمگین گشته و سعى در جبران آن داشته باشد، بدیهى است که رو به سوى رشد و ترقى خواهد نهاد. امام صادق‌علیه السلام به ابن جندب که یک جوان فعال و پرشور و باایمان بود مى‌فرماید: «یا بن جندب! حق على کل مسلم یعرفنا ان یعرض عمله فى کل یوم و لیله على نفسه فیکون محاسب نفسه فان راى حسنه استزاد منها و ان راى سیئه استغفر منها و لئلا یخزى یوم القیامه; (۱۱) اى پسر جندب! هر مسلمانى که ما را مى‌شناسد شایسته است که رفتار و کردار خود را در هر شبانه روز برخود عرضه دارد و حسابگر نفس خویش باشد تا اگر کار نیکى در آن‌ها دید، بر آن بیفزاید و اگر کار بدى در اعمال خود مشاهده نمود، از آن‌ها توبه کند، تا در روز قیامت دچار ذلت و حقارت نشود.»

۶ – تعدیل حس دوست‌خواهى

انسان با انس به دوستانش احساس مسرت و لذت مى‌کند. او در همنشینى با رفیق شفیق، نشاط و نیرو مى‌گیرد و این یک نیاز طبیعى اوست و باید ارضاء شود. یک جوان در اثر این حس به سمت دوستان و همفکران خود کشیده مى‌شود، او عاشق رفاقت است و دنبال ارتباط با هم سن و سالان خود مى‌باشد. از طرف دیگر بر اثر غلبه احساسات و شور و شوق جوانى و نپختگى نگرش عقلانى، ممکن است در دام دوستان ناباب و یا صیادان و شیادان بیفتد. از این رو در انتخاب یک دوست ممکن است دچار مشکلات گردد. امام جعفر صادق علیه السلام دقیقا روى همین نکته انگشت اشارت نهاده و به جوانان چنین رهنمود مى‌دهد: «الاخوان ثلاثه: فواحد کالغذاء الذى یحتاج الیه کل وقت فهو العاقل. و الثانى فى معنى الداء و هو الحق. و الثالث فى معنى الدواء فهو اللبیب; (۱۲) دوستان سه دسته هستند. اول: کسى که مانند غذا در هر زمان به او نیاز هست و او دوست عاقل است. دوم:کسى که [براى انسان] مانند بیمارى و درد [رنج آور] است، و او دوست احمق [و نادان] است و سوم: کسى که وجودش براى فرد همانند داروى حیات بخش است، و آن رفیق روشن بین [و اهل تفکر] است.»

۷ – ضرورت ازدواج

هر جوانى فطرتا نیازمند ازدواج است و باید به این نیاز خدادادى و طبیعى از طریق مشروع جواب داد. اما بعضى جوانان با بهانه قرار دادن بعضى مشکلات و سختى‌ها از این سنت الهى روى بر تافته و خود را در دام نفس شیطانى گرفتار مى‌کنند. به آنان باید توجه داده شود که این پیمان مقدس در میان تمام ملت‌ها وجود داشته و محبوبترین بنیان نزد خداوند متعال است. با ازدواج، شخصیت و ایمان دو جوان کامل مى‌شود. صادق آل محمد علیه السلام فرمود: «من تزوج احرز نصف دینه فلیتق الله فى النصف الآخر; (۱۳) کسى که ازدواج کند نصف دینش را حفظ کرده است پس باید در نصف دیگرش تقواى الهى پیشه کند.»
و در حدیث دیگرى آن حضرت به جوانان چنین پیام داد: «رکعتان یصلیهما المتزوج افضل من سبعین رکعه یصلیها اعزب; (۱۴) دو رکعت نماز که فرد ازدواج کرده مى‌خواند بر ۷۰ رکعت نماز یک فرد مجرد برترى دارد.»

۸ – تشویق به نماز

بر اساس متون دینى ما نماز عامل کمال انسان و حافظ او از آلودگى‌ها و صفات مذموم و ناپسند است. همچنین این رفتار معنوى تاثیر بسزایى در بیدار کردن روح نظم و حفظ نظام انسان دارد. نماز تسلى بخش و آرامش بخش دل‌هاى مضطرب در انسان‌هاى خسته و نگران است. نماز شاخص رهروان راه خدا و بهترین وسیله ارتباط صمیمانه رب العالمین است. تجربه و آمار گواهى مى‌دهد که درصد بالایى از خلافکاران و هنجارشکنان در جامعه اسلامى در خانواده‌هایى بزرگ شده‌اند که یا نماز نمى‌خوانند و یا آن را سبک مى‌شمارند. پیشواى ششم جایگاه مهم نماز را در زندگى و رفتار روزانه یک مسلمان براى اقشار مختلف به ویژه جوانان تبیین نموده و فرمود: «اول ما یحاسب به العبد على الصلوه فاذا قبلت قبل منه سائر عمله و اذا ردت علیه رد علیه سائر عمله; (۱۵) [روز قیامت] اولین چیزى که از بنده محاسبه مى‌شود نماز است. اگر از او نماز پذیرفته شد، سائر اعمالش پذیرفته مى‌شود اما اگر نماز او رد شد سایر اعمال [نیک] او نیز رد خواهد شد.»
آن حضرت در مورد زیان‌هایى که در اثر دورى از نماز براى انسان رخ مى‌دهد به ابن جندب فرمود: «ویل للساهین عن الصلوات، النائمین فى الخلوات، المستهزئین بالله و آیاته فى الفترات اولئک الذین لاخلاق لهم فى الآخره و لا یکلمهم الله یوم القیامه و لا یزکیهم و لهم عذاب الیم; (۱۶) واى بر آن‌ها که از نماز غفلت کنند و در خلوت بخوابند و خدا و آیاتش را در دوران ضعف دین استهزاء کنند، آنان کسانى هستند که در آخرت بهره ندارند و خدا در روز قیامت‌با آنان سخن نخواهد گفت و آنان را تبرئه نخواهد کرد و عذاب دردناک براى آن‌هاست.»

۹ – تقویت اندیشه‌هاى مثبت

با تقویت تفکر مثبت در جوانان مى‌توان صفات نیک و خصلت‌هاى زیبا را در وجود آن‌ها ایجاد کرد. آن گاه با فضاسازى مناسب و به وجود آوردن بسترهاى لازم، آن‌ها را به تکرار رفتارهاى مثبت متمایل کرده و آن رفتارها را به صورت عادات پایدار در وجود آنان در آورد. بخشى از اندیشه‌هاى مثبت در کلام امام جعفر صادق علیه السلام عبارتند از:
الف) زیارت دوستان و تقویت‌ حس همیارى: آن حضرت نیکى به دوستان و دیدار آنان را برترین عبادت برشمرده و فرمود: «ما یعبد الله بمثل نقل الاقدام الى بر الاخوان و زیارتهم; خداوند به چیزى همانندگام برداشتن در راه نیکى به برادران دینى و دیدار و زیارت آن‌ها عبادت نشده است.»
ب) انس با خدا: چه زیباست که جوانان پاک همیشه خدا را بهترین انیس خود بدانند و در سختى‌ها او را همدم و پناهگاه خویش بر گزینند. آن حضرت فرمود: «آنسو بالله واستوحشوا مما به استانس المترفون; (۱۷) [انسان‌هاى با ایمان] با خدا انس گرفته‌اند و از آنچه که مال اندوزان و دنیا پرستان به آن انس گرفته‌اند، در هراسند.» آرى آنان از نعمت‌هاى خداوندى بهره مى‌برند، اما به آن‌ها دل نمى‌دهند. آنان دلبسته خدا بوده و با یاد او آرام مى‌شوند.
ج) پایدارى در راه هدف پایدارى در راه ایمان و عقیده از عوامل توفیق و پیروزى است. یک جوان آن گاه به آرزوهاى مشروع و دلخواه دست مى‌یابد که پشتکار و استقامت داشته باشد. مهمترین آرزوى هر جوان نیل به سعادت حقیقى و قرب پروردگار – که جلوه تمام کمالات، زیبائى‌ها و خوبى‌هاست – مى‌باشد. پیشواى صادق شیعیان فرمود: «لو ان شیعتنا استقاموا لصافحتهم الملائکه و لا ظلهم الغمام و لاشرقوا نهارا و لاکلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم و لما سالوا الله شیئا الا اعطاهم; (۱۸) اگر شیعیان ما در راه حق استقامت ورزند، فرشتگان با آنان دست مى‌دهند. ابرهاى رحمت‌بر آن‌ها سایه مى‌افکند. مانند روز مى‌درخشند، از زمین و آسمان روزى مى‌خورند و آنچه از خدا بخواهند، به آن‌ها عطا مى‌کند.»
د) دستگیرى از افتادگان: معلى بن خنیس مى‌گوید: «امام صادق علیه السلام در شبى بارانى از خانه به سوى ظله بنى ساعده رفت. به دنبال او رفتم، گویى چیزى از دست او بر زمین افتاد. حضرت گفت:
به نام خدا، خداوندا آن را به ما بازگردان. به نزدیک رفته سلام کردم. فرمود: معلى تو هستى؟ عرض کردم! آرى فدایت‌شوم! فرمود: با دست‌خود زمین را جست وجو کن، هر چه یافتى آن را به من بازگردان.
معلى مى‌گوید: نان‌هاى زیادى روى زمین افتاده بود. یکى یکى، دوتا دوتا پیدا مى‌کردم و به آن حضرت مى‌دادم. کیسه‌اى پر از نان همراه آن حضرت بود و از سنگینى آن را به زحمت‌حمل مى‌کرد. عرض کردم: اجازه دهید آن را من بیاورم؟ فرمود: من از تو شایسته ترم، ولى با من بیا. به ظله بنى ساعده رسیدیم. گروهى را دیدم که در خواب بودند. آن حضرت یک یا دو قرص نان را در زیر سر آنان مى‌گذاشت. توزیع نان به آخرین نفر که تمام شد، بازگشتیم. عرض کردم: فدایت‌شوم! آیا این‌ها شیعه هستند. فرمود: اگر شیعه بودند حتى در نمک طعام نیز با آنان مواسات و از خود گذشتگى مى‌کردم.» (۱۹)
ه) توجه به غذا: یک جوان مسلمان همچنان که به سلامت روح خود مى‌اندیشد، در پرورش جسم نیز کوشا است او فردى ضعیف البنیه، کسل و منزوى نیست‌بلکه به بهداشت غذاى خویش در کنار بهداشت روانش توجه دارد. از راه تغذیه صحیح و ورزش جسم خود را تقویت مى‌کند و از راه‌هاى مختلف نشاط خویش را به دست مى‌آورد، اما در عین حال به حلال و حرام بودن غذایى که مى‌خورد توجه کامل دارد و آثار مخرب غذاى حرام و غیر مشروع را در وجودش در نظر دارد. امام صادق علیه السلام مى‌فرماید: «شیعتنا لا یاکلون الجرى…و لایشربون مسکرا; (۲۰) شیعیان ما مارماهى نمى‌خورند … و شراب و مسکرات نمى‌نوشند.»
و) نیک رفتارى با اهل معصیت: در اصلاح رفتار غلط و ناپسند دیگران و کسانى که به نوعى مرتکب گناه مى‌شوند، باید شیوه‌اى کارآمد در پیش گرفت و ترس و یاس آنان را در پیوستن به ردیف خوبان از میان برداشت و با نیک رفتارى و امید دادن، روحیه شکست‌خورده آنان را تقویت نموده و بازسازى کرد.
امام صادق علیه السلام فرمود: «لا تقل فى المذنبین من اهل دعوتکم الا خیرا، واستکینوا الى الله فى توفیقهم; (۲۱) در مورد همکیشان گنه کار خود جز خوبى و نیکى چیزى نگو و از خداوند توفیق هدایت آنان را بخواهید.»
ز) در اندیشه شغل حلال: عبدالاعلى بن اعین در یک روز تابستانى بسیار گرم در یکى از کوچه‌هاى مدینه امام صادق علیه السلام را ملاقات کرده و به آن بزرگوار عرضه داشت: «فدایت‌شوم! با این مقام و منزلت و رتبه‌اى که نزد خداوند دارید و خویشاوندى که با پیامبر براى شماست، باز هم براى دنیاى خویش تلاش مى‌کنید و در چنین روز گرمى خود را در فشار و سختى قرار مى‌دهید؟! امام در پاسخ فرمود: اى عبدالاعلى! جهت‌یافتن روزى و درآمد حلال بیرون آمده‌ام تا از افرادى همانند تو بى نیاز شوم.» (۲۲)
ح) برنامه ریزى صحیح در زندگى: امام صادق علیه السلام مى‌فرمود: «فان الله یعلم انى واجد ان اطعمهم الحنطه على وجهها و لکنى احب ان یرانى الله قد احسنت تقدیر المعیشه; (۲۳) خدا مى‌داند که مى‌توانم به بهترین صورت نان گندم خانواده‌ام را تهیه کنم، اما دوست دارم خداوند مرا در حال برنامه ریزى صحیح زندگى ببیند.»

پی نوشت :

۱) التهذیب، ج ۸، ص ۱۱۱٫
۲) الکافى، ج ۸، ص ۹۳٫
۳) بحار الانوار، ج ۱۰، ص ۲۹۵٫
۴) معجم رجال الحدیث، ج ۱۹، ص ۳۲۵٫
۵) بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۷٫
۶) منیه المرید، ص ۳۷۵; اصول کافى ج ۱، ص ۲۵٫
۷) بحار الانوار، ج ۱، ص ۲۱۴٫
۸) وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۰۸٫
۹) و در حدیث دیگرى آن حضرت طمع نورزیدن و پرخاش نکردن را از نشانه‌هاى یک شیعه کامل شمردند: شیعتنا لا یهرون هریر الکلب و لایطمعون طمع الغراب (مستدرک، ج ۱۲، ص ۶۹٫)
۱۰) امالى طوسى، ص ۳۰۳٫
۱۱) تحف العقول، ص ۳۰۱٫
۱۲) بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۷٫
۱۳) همان، ج ۱۰۰، ص ۲۱۹٫
۱۴) روضه الواعظین، ج ۲، ص ۳۷۴٫
۱۵) من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۰۸٫
۱۶) تحف العقول، ص ۳۰۲٫
۱۷) همان، ۳۰۱٫
۱۸) همان، ص ۳۰۲٫
۱۹) تفیسر عیاشى، ج ۲، ص ۱۰۷٫ با استفاده از عبارات شهید مطهرى.
۲۰) تحف العقول، ص ۳۰۳٫
۲۱) همان.
۲۲) الکافى، ج ۵، ص ۷۴٫
۲۳) همان، ص ۱۶۶، و اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۵۹٫

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


بشارت ولادت پیامبر در کتب انبیای الهی

۳ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


بشارت ولادت پیامبر در کتب انبیای الهی

در کتب یهود:

از جملۀ بشارت ها آیه ۱۴ و ۱۵ از کتاب یهود است که می گوید:

«لکن خنوخ «ادریس» که هفتم از آدم بود دربارۀ همین اشخاص خبر داده گفت اینک خداوند با ده هزار از مقدّسین خود آمد تا بر همه داوری نماید و جمع بی دینان را ملزم سازد و بر همه کارهای بی دینی که ایشان کردند و بر تمامی سخنان زشت که گناهکاران بی دین به خلاف او گفتند …»

که ده هزار مقدّس فقط با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تطبیق می کند که در داستان فتح مکه با او بودند. به خصوص با توجه به این مطلب که این آیه از کتاب یهودا مدت ها پس از حضرت عیسی علیه السلام نوشته شده.

دومین مورد از بشارت‌های پیامبران بر رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم فقرات “تثنیه” است. کتاب مقدس از قول حضرت موسی علیه السلام نقل کرده که قبل از وفاتش به بنی‌اسرائیل برکت داده،

و از آن جمله در سفر تثنیه، باب ۳۳، آیۀ ۲ چنین آمده:

«و گفت خدا از کوه سینا آمد و برخاست از سعیر به سوی آنها و درخشید از کوه پاران و آمد با ده هزار مقدس از راستش با یک قانون آتشین …»

که طبق تحقیق جغرافی دانان منظور از «پاران» – یا فاران – مکه است، و ده هزار مقدس نیز چنانکه قبلاً گفته شد فقط قابل تطبیق با همراهان و یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است.

در کتاب انجیل یوحنا:

پیروان عیسی مسیح علیه السلام پس از آن حضرت در صدد جمع‌آوری و تدوین رفتار و گفتار او برآمدند. از بین نوشتجات بسیار، تنها چهار انجیل (متی، مرقس، لوقا و یوحنا) رسمی و قانونی شناخته شد. “انجیل” (Gospel) نامی است که کلیسا در قرن دوم میلادی به این نوشته‌ها داده است.۳۳ انجیل واژه‌ای یونانی (evangelion) و مرکب از دو کلمه “ایو” به معنای خوش و “انجلیون” به معنای خبر است که در مجموع به معنای خبر خوش۳۴ و “مژده و بشارت”۳۵ می‌باشد؛

و در فصل چهاردهم انجیل یوحنا: ۱۶، ۱۷، ۲۵، ۲۶ چنین است:

«اگر مرا دوست دارد احکام مرا نگاه دارید، و من از پدر خواهم خواست و او دیگری را که فارقلیط است به شما خواهد داد که همیشه با شما خواهد بود، خلاصۀ حقیقتی که جهان آن را نتواند پذیرفت زیرا که آن را نمی بیند و نمی شناسد، اما شما آن را می شناسید زیرا که با شما می ماند و در شما خواهد بود – اینها را به شما گفتم مادام که با شما بودم اما فارقلیط روح مقدس که او را پدر به اسم من می فرستد او همه چیز را به شما تعلیم دهد و هر آنچه گفتم به یاد آورده».

که بر طبق تحقیق کلمۀ «فارقلیط» که ترجمۀ عربی «پریکلیتوس» است به معنای «احمد» است و مترجمین اناجیل از روی عمد یا اشتباه آن را به «تسلی دهنده» ترجمه کرده اند.
و در فصل پانزدهم: ۲۶ چنین است:

«لیکن وقتی فارقلیط که من او را از جانب پدر می فرستم و او روح راستی است که از جانب پدر عمل می کند و نسبت به من گواهی خواهد داد».

و در فصل شانزدهم: ۷، ۱۲، ۱۳، ۱۴ چنین است:
«و من به شما راست می گویم که رفتن من برای شما مفید است، زیرا اگر نروم فارقلیط نزد شما نخواهد آمد، اما اگر بروم او را نزد شما می فرستم اکنون بسی چیزها دارم که به شما بگویم لیکن طاقت تحمل ندارید، اما چون آن خلاصۀ حقیقت بیاید او شما را به هر حقیقتی هدایت خواهد کرد، زیرا او از پیش خود تکلم نمی کند بلکه آنچه می شنود خواهد گفت و از امور آینده به شما خبر خواهد داد…»


برگرفته از کتاب:

سید هاشم محلاتی،زندگانی حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم،دفتر نشر فرهنگ اسلامی،۱۳۸۴، ص ۴۲-۴۳٫٫


ویژه نامه ولادت حضرت محمد (صلی االه علیه و آله)

۳ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


خانه / ویژه نامه ولادت حضرت محمد (صلی االه علیه و آله)






‘);
}
jQuery(function() {
jQuery(‘#slideshowsvip’).cycle({
fx: ‘fade’,
timeout: 5000,
pager: ‘#navtab’,
slideExpr: ‘.group_items’,
speed: 300,
slideResize: false,
pause: true
});
});
});



‘);
}
jQuery(function() {
jQuery(‘#slideshow14312’).cycle({
fx: ‘scrollHorz’,
timeout: 9000,
pager: ‘#nav14312’,
slideExpr: ‘.group_items’,
speed: 600,
slideResize: false,
rev: true,
pause: true
});
});
});


پیامک رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

۲ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


پیامک رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

روز عزای مسلمین است / در ناله جبریل امین است

مدینه شده غرق سوگ و ماتم / بهر مجتبی و نبی اکرم

– — – — – — – — – — – — – — – — –

با وفات احمد زنده شد جهالت / ز آتش ستم سوخت گلشن عدالت

نخل دین را به تبر شکستند / ثمر بریدند و شجر شکستند

– — – — – — – — – — – — – — – — –

ختم رُسُل به سوی جنان می‌کند سفر / جان جهانیان ز جهان می‌کند سفر

ریزید خون ز دیده که در آخر صفر / کز پیکر وجود، روان می‌کند سفر

رحلت نبی رحمت تسلیت باد

– — – — – — – — – — – — – — – — –

آه و واویلا، که چشمان پیمبر بسته شد

باب وحی و خانۀ زهرای اطهر بسته شد

دست فتنه، باز شد بازوی حیدر بسته شد

هم عزای مصطفی، هم غربت شیر خداست

– — – — – — – — – — – — – — – — –

دریغا که روح دعا، رفت در خاک / گرفتند از ما روان دعا را

به سوگ محمّد، بگریید، یاران / که زهرا ببیند، سرشک شما را

– — – — – — – — – — – — – — – — –

جان جهان ز پیکر هستی جدا شده

خاموش، شمع محفل نورالهدی شده

ملک خداست غرق در اندوه و اضطراب

واویلتا عزای رسول خدا شده

– — – — – — – — – — – — – — – — –

باور کنید قامت حیدر خمیده است

رنگ از عذار حضرت زهرا پریده است

باور کنید بغض حسن مانده در گلو

خونِ ‌دل حسین به صورت چکیده است

– — – — – — – — – — – — – — – — –

از مدینه مــی رســـد آه و فـغان
صـــاحب قرآن رود از این جــهان
خاتم پـیغمبران صلی الله علیه و آله وسلم در بستر است
بهر او خونین دو چشم حیدر است
گریه کن ای دیده روز مـاتم اسـت
آخـــر عـمر رسول خاتم است
نــاله خــیزد از دل ارض و ســما
دل غـــمین گـشته تـمام مـا سوا

– — – — – — – — – — – — – — – — –

گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است / دیدم شروع محشر کبرای دیگر است

گردون شده سیاه و فضا پر زدود و آه / تاریک تر ز عرصه تاریک محشر است

– — – — – — – — – — – — – — – — –

مهرت به کائنات برابر نمی شود / داغی ز ماتم تو فزونتر نمی شود

از داغ جانگداز تو ای گوهر وجود / سنگ است هر دلی که مکدر نمی شود

– — – — – — – — – — – — – — – — –

ای امت رسول، قیامت بپا کنید/ لبریز، جام دیده ز اشک عزا کنید

در ماتم پیمبر و تنهایی علی / باید برای حضرت زهرا دعا کنید

– — – — – — – — – — – — – — – — –

آه و واویلتا محشر کبری شده / روز تنهایی حیدر و زهرا شده

حضرت فاطمه دارد این زمزمه / السلام علیک، یا رسول الله

– — – — – — – — – — – — – — – — –

در عزای تو ای چراغ راه / امت اسلام دارد اشک و آه

در غمت از دل ناله‌ها خیزد / دیدۀ هستی اشک غم ریزد

– — – — – — – — – — – — – — – — –

یا رسول اللّه

امروز ماتم سرای دل را به نام تو، سیه پوش کرده ایم

و نام مبارک تو را با درود و تحیّت بر زبان جاری می سازیم

– — – — – — – — – — – — – — – — –

رحلت رحمه للعالمین آمده / ناله از قلب جبریل امین آمده

از ملایک همه آید این زمزمه / السلام علیک، یا رسول الله

– — – — – — – — – — – — – — – — –

که هم‌ درد باشید، خیرالنسا را

الهی الهی که اهل مدینه

نبینند، تنهایی مرتضی را . . .

– — – — – — – — – — – — – — – — –

چشم اهل دل از گریه خونبار است / حضرت مهدی امشب عزادار است

خاک غم امروز بر فرق عالم شد / سینه شیعه دریای ماتم شد

 – — – — – — – — – — – — – — – — –

اهل عالم عزای خاتم الانبیاست / همه جا کربلای خاتم الانبیاست

زین بلای عظیم گشته امت یتیم / السلام علیک، یا رسول الله

– — – — – — – — – — – — – — – — –

ای مدینـه دگـر مصطفی نداری / ناله کن که شده وقت سوگواری

اشک زینب از دیده می‌ریزد / آتـش از بیت فاطمه خیزد

– — – — – — – — – — – — – — – — –

آید از مدینه پیک غم با فغان / که رسول اکرم رفته از این جهان

خاطر بَضعه ُالنبی شکسته / گرد یتیمی به رخش نشسته

رحلت نبی رحمت تسلیت باد

– — – — – — – — – — – — – — – — –

گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین / اشک عزا به دیده‎ی زهرای اطهر است

گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر / دیدم که روز، روز عزای پیمبر است

– — – — – — – — – — – — – — – — –

چراغ مدینه امشب شده خاموش / صدیقه کبری گردیده سیه پوش

زهرای مظلومه از دیده گریان است / بهر پدر امشب چون شمع سوزان است

– — – — – — – — – — – — – — – — –

مدینه، چه کردی رسول خدا را / گرفتی ز ما خاتم‌ الانبیا را

چه بیدادگر بود، این چرخ گردون / که خاک یتیمی، به سر ریخت ما را

– — – — – — – — – — – — – — – — –

سوگ رسول یا که غم بی‌نهایت است / یا نقشۀ شکستن رکن هدایت است

تیغ سقیفه گشته حمایل به دست خصم / او را هوای حمله به بیت ولایت است

– — – — – — – — – — – — – — – — –

ای آسمان بگرد و دل از غصه چاک کن / خود را نهان چو جسم پیمبر به خاک کن

دستی برون ز خاک کن ای ختم انبیا / اشک غم حسین و حسن را تو پاک کن

– — – — – — – — – — – — – — – — –

سیاه پوش بیست و هشتمین روز صفر ، شانه به شانه آسمان فشرده در ابر مدینه مى گریم

– — – — – — – — – — – — – — – — –

به گلها بگویید به اشک ژاله، رخ بشویند و بلبلان را به نوحه خوانی
بخوانید که پیامبر باران، امشب دیگر نمی خندد

– — – — – — – — – — – — – — – — –

فقدان رسولان، پشت اهالی ایمان را می شکند و عشق را داغدار می کند
رحلت رسول اعظم اسلام تسلیت باد

– — – — – — – — – — – — – — – — –

یا رسول اللّه! امروز ماتم سرای دل را به نام تو، سیه پوش کرده ایم و
نام مبارک تو را با درود و تحیّت بر زبان جاری می سازیم

– — – — – — – — – — – — – — – — –

اى خاتم مهربانى و عشق! سلام بر تو که گام هاى مهتابى ات
شب هاى جهل بشر را به جاده هاى راستى کشاند

– — – — – — – — – — – — – — – — –

غمی در سینه ام می جوشه امشب / چراغ آسمون، خاموشه امشب
گمونم پیرهن مشکی شو زهرا / به جای مادرش، می پوشه امشب

– — – — – — – — – — – — – — – — –

یا رسول الله! مثل تو دیگر در پهنه زمین تکرار نخواهد شد، اما با تکرار صلوات بر تو، نور حضورت را در قلب خود احساس مى کنیم

– — – — – — – — – — – — – — – — –

در شب رحلت خاتم انبیا، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم فرشتگان عرش می گریند
عاشقانش با چشمانی اشک آلود، مرثیه غم می سرایند
ما نیز در شب رحلت آسمانی اش در سوگ می نشینیم

– — – — – — – — – — – — – — – — –

رحلت پیامبر اعظم، معراج وصال اوست با حضرت دوست
رحلت جانسوزش را به عاشقان رسالتش تسلیت می گوییم

– — – — – — – — – — – — – — – — –

در شب رحلت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم، اشک غم می ریزیم و بی تاب می شویم
عروج آسمانی اش را تسلیت می گوییم

– — – — – — – — – — – — – — – — –

دلم به یاد تو امشب لبالب از شور است
تو کیستی که حریمت چو کعبه مشهور است
رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد

– — – — – — – — – — – — – — – — –

یا رسول الله! با غروب آفتاب تو، کعبه تا قیامت سیه پوش گشته و زمزم، اشک عزا به رخسار مکه مى ریزد.

سلام، غریب تر از هر غریب!
سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده!
سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!
سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده!
سلام، امام غریب من!

– — – — – — – — – — – — – — – — –

یا رسول الله! با غروب آفتاب تو، کعبه تا قیامت سیه پوش گشته و زمزم، اشک عزا به رخسار مکه مى ریزد

– — – — – — – — – — – — – — – — –

رحلت ناجی انسان ز جهالت باشد
مصطفی احمد ما کان کرامت باشد
به شرافت نبود در دو جهان همتایش
به سر و سینه بزن هر چه توانت باشد

– — – — – — – — – — – — – — – — –

بر زانوی علی سر خود بنهاد
آنکس که برگزیده پرستار است
زان پایگاه پر زد و بالا رفت
در قرب او که موعد دیدار است
ای همگنان نسلی خاطر باد
هر چند این مصیبت دشوار است
ناظم ! به دل بنال و به پایان بر
این شعر را که نوحه غمبار است !

– — – — – — – — – — – — – — – — –

خورشید عشق را، ره شام و زوال نیست
بر هر دلی که تافت، در آن دل ضلال نیست
در آسمان دلبری و آستان عشق
نور جمال دلبر ما را مثال نیست

– — – — – — – — – — – — – — – — –

فلک را رکن آرامش شکسته
زمین از اشک غم ، در گل نشسته
ملائک جمله در جوش و خروشند
خلایق جمله از ماتم خموشند

– — – — – — – — – — – — – — – — –

هنگامه رنج و غم و ماتم شده امشب
گریان، ز غمى دیده عالم شده امشب
آهنگ سرشکم، که رسد بر لب مژگان
با این دل سودا زده همدم شده امشب
رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم تسلیت باد

– — – — – — – — – — – — – — – — –

شده دریاى دیده در عزایش موج زن امشب
چراغ لاله شد خاموش در صحن چمن امشب
پایان شب آخر ماه صفر است این
یا آنکه ز نو ماه محرّم شده امشب

– — – — – — – — – — – — – — – — –

در تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد
و آن طشت را ز خون جگر باغ لاله کرد
یا رب به اهل بیت ندانم چسان گذشت
آن روز شد عیان که رسول از جهان گذشت

– — – — – — – — – — – — – — – — –

مدینه شد ز داغ مصطفى بیت الحزن امشب
فضاى عالم هستى بود غرق محن امشب
مکن اى آسمان روشن چراغ ماه را کز کین
چراغ لاله شد خاموش در صحن چمن امشب

– — – — – — – — – — – — – — – — –

هنگامه رنج و غم و ماتم شده امشب
گریان، ز غمى دیده عالم شده امشب
سیماى جهان، غرقه خون دل «یاسر»
در سوگ رسول اللّه اعظم شده امشب

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


متن روضه ویژه رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه السلام

۲ آذر ۱۳۹۷
بدون نظر


متن روضه ویژه رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه السلام

(داری میری از کنارم
ای پدر دلگیر و خسته
فاطمه برات بمیره
کی پیشونیتو شکسته)۲
یه عمریِ بارِ….محنت میبردی
برای دینتِ…هی سنگ میخوردی۲
هر شب اشکاتو میدیدم
از اون چشمای ترِت ریخت
(دیدم تو کوچه خاکستر
نامرد روی سرت ریخت)۲
(من میترسم این جماعت
حرمتی نگه ندارند
برای بردنِ حیدر
تو خونه م طناب بیارن)۲
اگه حریفِ…چهل نفر شم
باید براش من…سینه سپر شم۲
بابا…بابا….من طاقت ندارم…
حیدر رو من اسیر ببینم
حتی اگه من تو آتیش
رویِ خاک  من از پا بشینم
این دم آخر حسینم ۲
به روی سینه ت نشسته
یادته که روضه خوندی
برام از نیزه شکسته
یادته گفتی از اون جنایت؟
هزارو نهصد زخم و جراحت
از موقعی که روضه شو برام خوندی
هر شب خوابشو میبینم
رو خاک….داره میره از حال
نامرد پیکرِ حسینو
پشت و رو کرده تو گودال…‌
شب جمعه خاطراتِ کربلا دل میسوزونه

*اونام که تازه برگشتن باز دلشون تنگ حرمه….اصلا خاصیت حرم ابیعبدالله همینه…*

شب جمعه خاطراتِ کربلا دل میسوزونه
دوباره کنار گودال فاطمه روضه میخونه
با لب عطشان رو خاک رها شد
پیکر عریان رو خاک رها شد
ای وااای پیرهنش رو بردن
ای وااای ای خدا سرش کو

*هی به سینه میزنه زهرا میخونه:*

امون ای دل….ای دل….امون ای دل…ای دل….

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام