Sorry, no posts matched your criteria.

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

حکایتی از تقوای یک عالم

۲۵ دی ۱۳۹۷
بدون نظر


حکایتی از تقوای یک عالم

رضاخان صبح جمعه به حرم حضرت عبدالعظیم رفته بود . او آدمى بود که کسانى که به او حکومت داده بودند مى گفتند : او را به شدت مخالف دین و قرآن و فرهنگ خدا رشد داده ایم . سواد چندانى نداشت ، یا بهتر بگویم : اصلاً سواد نداشت .

در صحن حضرت حمزه بن موسى الکاظم علیه السلام مى بیند که چند نفرى به یکى از علماى حاضر در آنجا خیلى احترام مى کنند . او مأموریت داشت که تمام حوزه هاى شیعه را تعطیل کند ، درب مساجد را ببندد ، منبرها ممنوع شود و لباس روحانیت از بین برود .

تعجب کرد که ما با این همه هجومى که کرده ایم ، روضه ها را تعطیل کردیم ، مسجدها خلوت شده ، حوزه ها بر لب مرز شکست هستند ، چطور هنوز در بین مردم ، اهل این لباس را این قدر احترام مى گذارند ؟

به آن سرهنگ که در کنارش بود گفت : این عالم کیست ؟ او بین مردم آمد پرسید : این آقا کیست ؟ یکى از چهره هاى معروف آن زمان بود ، که نوشته اند اهل حال و اهل دل بوده است .

آمد و به رضاخان گفت : اسم آقا، این است ، او فکرى کرد و یادش آمد که زیاد اسم ایشان را شنیده است . از جیب خود پنجاه تومان درمى آورد و درون پاکت مى گذارد ، به این سرهنگ یا سرتیپ مى دهد ، مى گوید : ببر به ایشان تقدیم کن . آن پول که پول حلال و مشروعى نبود .

مى آورد و تعارف مى کند و طورى مى گوید که مثلاً به این بزرگوار بفهماند که قدر اعلیحضرت را بدان ، قبله عالم پنجاه تومان تقدیم کرده است .

آن وقت ها که خودکار و این حرفها نبوده ، آن عالم مداد خود را از جیب در مى آورد ، به سرعت پشت پاکت مى نویسد :

ما آبروى فقر و قناعت را نمى بریم

با پادشه بگوى که روزى مقدّر است

به او بگو : ما نان خور خدا هستیم ، پول تو را نمى توانیم قبول کنیم .

ببینید شیطان با پنجاه تومان که خیلى شیرین بوده ، مى خواهد زیان بزند ، اما تقوا این زیان را دفع مى کند .

 

سخنرانی استاد حسین انصاریان / تهران، حسینیه حضرت زهرا علیها السلام رمضان ۱۳۸۳

 


منبع : پایگاه عرفان

 

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام السلام علیها + بنر

۲۵ دی ۱۳۹۷
بدون نظر


یا رب نصیب هیچ غریبی دگر مکن                                           داغی که گیسوان حسن علیه السلام را سپید کرد

به مناسبت شهادت صدیقه کبری حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به مدت ۵ شب مراسم سخنرانی و عزاداری برگزار می گردد

سخنران : حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان

مداحان : آقایان حاج محمد نوروزی – نریمان پناهی – مهدی سلحشور – محمد جوادی – سید مهدی میرداماد – سید رضا نریمانی – مهدی رسولی – محمد جواد احمدی

زمان : از پنج شنبه مورخ ۲۷ دی ماه از نماز جماعت مغرب

مکان  : خیابان قزوین پل امامزاده معصوم – اویل خیابان شهیدان حسنی – (قلعه مرغی سابق) کوچه شهید راسخ – مسجد حضرت سیدالشهداء

 

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


سخنرانی حجت الاسلام سید حمید میرباقری با موضوع حرمت مهمان

۲۵ دی ۱۳۹۷
بدون نظر


سخنرانی حجت الاسلام سید حمید میرباقری با موضوع حرمت مهمان

سخنرانی حجت الاسلام سید حمید میرباقری با موضوع حرمت مهمان برای شما کاربران گرامی قرار داده شده است.

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام صوت های سخنرانی سخنرانان مطرح کشوری  را برای شما همراهان در سایت هیات جمع آوری نموده است.

در ادامه سخنرانی مذهبی از حجت الاسلام سید حمید میرباقری با موضوع “حرمت مهمان” قرار داده شده است .

سخنرانی حجت السلام میر باقری_حرمت مهمان
سخنرانی حجت السلام میر باقری_حرمت مهمان

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


پرستار؛ فرشته‌ی رحمت برای بیمار

۲۴ دی ۱۳۹۷
بدون نظر


پرستار؛ فرشته‌ی رحمت برای بیمار

پایگاه اطلاع‌رسانی مقام معظم رهبری(دامت برکاته) به نشانی KHAMENEI.IR به‌مناسبت فرارسیدن سالروز ولادت حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها و روز «پرستار» گزیده‌ای از بیانات رهبر انقلاب اسلامی درباره‌ی پرستاران را منتشر می‌کند.

* پرستاری جزو ارزشمندترین حرفه‌ها است

اگر بخواهیم ارزش خدمات مختلفی را که قشرهای مردم به یکدیگر تقدیم میکنند، این‌گونه محاسبه کنیم که هر خدمتی که مستقیماً به انسان ارتباط پیدا میکند، هر خدمتی که نوعی غمگساری نسبت به انسانهای دیگر است، هر خدمتی که تقدیم‌کننده آن خدمتْ رنج بیشتری می‌برد و هر خدمتی که از روی علم و معرفت و آگاهی و تحصیلات است، ارزشش بیشتر است، در این صورت گمان میکنم که خدمت پرستاری، جزو ارزشمندترین حرفه‌ها و خدمتگزاریها خواهد بود. چون پرستار، هم مستقیماً با انسان سر و کار دارد، هم غمگسارِ انسانی است که به غمگساری و همدردی و کمک او نیاز دارد و هم این‌که، بحمداللَّه، کاری از روىِ دانش و تحصیلات و علم است.

پرستار چون با بیمار سر و کار دارد، با بیداری و دردکِشی سر و کار دارد و رنجش بیشتر از دیگران است؛ بنابراین حرفه‌اش حرفه عزیز و باارزشی است. اینها حقایق است؛ نه این‌که مردم بخواهند با پرستاران – چه مرد و چه زن – تعارف کنند. واقع مطلب چنین است. وقتی کاری خیلی بزرگ و خیلی عزیز باشد، دو طرف در مقابل آن مسؤولند: یکی مردمند؛ که باید آن کار را عزیز به حساب بیاورند و صاحب آن را معزّز بشمارند؛ دیگری خودِ آن شخص است که این شیء عزیز و این کار بزرگ در اختیار اوست. خود او هم باید آن را گرامی بدارد.

بیانات در دیدار جمعی از پرستاران ۱۳۷۳/۰۷/۲۰

* نقش پرستار نقش احیاگر و زنده‌کننده است

نقش پرستار و همچنین قابله در نظام سلامت کشور یک نقش بسیار مهمی است؛ نقش بسیار عظیمی است. اگر پرستار دلسوز و مهربانی در کنار بیمار نباشد، گمان اینکه معالجه‌ی پزشک در آن بیمار تأثیری نبخشد، بسیار زیاد است. آن عنصر و آن موجود فرشته‌گونی که بیمار را در واقع از مسیر طولانی و دشوارِ مرض و شدت آن عبور میدهد، عبارت است از پرستار. این را هر کدام از ما که دچار بیماری شده باشیم و در جریان بیماریهای سخت و عملهای جراحی دشوار قرار گرفته باشیم – از جمله خود من – بالعیان احساس کردیم و احساس میکنیم. نقش پرستار، نقش احیاگر است؛ زنده کننده است. این هم اهمیت این. قابله‌ها هم همین‌جور؛ نقششان در سلامت نوزاد، در سلامت مادر، نقش حیاتی و تعیین کننده است. اینجا هم من عرض میکنم به پرستاران – چه برادران، چه خواهران پرستار – و همچنین به قابله‌های محترم که قدر این خدمت، این نعمت بزرگ را بشناسند؛ همچنانی که مردم به چشم تکریم به آنها باید نگاه کنند، خودشان هم به این شغل خود به چشم تکریم نگاه کنند، که خودِ این کرامت دادن به خود، قدر خود را دانستن، نقش عظیمی دارد در همه‌ی قشرهای گوناگون در کیفیت انجام کار.

بیانات در دیدار جمعی از معلمان و پرستاران و کارگران ۱۳۸۸/۰۲/۰۹

* نقش پرستار مانند نقش یک پزشک ماهر است

برای حفظ سلامتی در جامعه، اهمیت پرستاری در طراز اول قرار دارد؛ یعنی اگر بهترین پزشکان و جراحان کار خودشان را با بیمار به بهترین وجه انجام دهند، اما از آن بیمار پرستاری نشود، به طور غالب، کار آن پزشک یا جراحِ عالیقدر بی فایده خواهد بود. نقش پرستاری و بیمارداری در حفظ سلامت و بازگشت سلامت بیمار، نقش درجه ی اول است؛ معادل است با نقش یک پزشک ماهر. بسیاری از این نکته غفلت دارند؛ لذا آن وزن و ارزشی که باید برای پرستار در نظر گرفته شود، از ذهن آنها مغفول می ماند و به آن توجه نمی کنند.

بیانات در دیدار جمعی از پرستاران‌ ۱۳۸۳/۰۴/۰۳

* پرستاری از سخت‌ترین کارها از لحاظ فشار روحی و جسمی است

پرستاری یکی از سخت ترین کارها از لحاظ فشار روحی و جسمی برای پرستار است. نشستن پهلوی بیمار، معاشر بودن دائمی با بیمار، شکوه ی بیمار را شنیدن، با او به مهربانی رفتار کردن، به او لبخند زدن، او را با عمل، رفتار و پذیرایی خود از رنجهای فراوان دوران بیماری رهاندن، تحملِ پولادین لازم دارد؛ پرستار با چنین وضعیتی روبه روست. بیماری که درد می کشد، بیماری که امید زندگی در او ضعیف می شود، بیماری که دسترسی به هیچ کس و هیچ جا ندارد؛ بخصوص بیمارانی که کودک اند، یا دچار بیماریهای بسیار سخت اند، یا در دوران مراقبتهای ویژه هستند، ببینید که پرستاری و بیمارداری از چنین کسانی چقدر فشار بر روی روح، جسم و اعصاب وارد می کند. چه سرمایه ی عظیمی از حلم و تحمل و گذشت و مدارا و اخلاق خوش لازم است تا پرستار بتواند با این بیمار سر کند. اما منش بیمار با پرستار، برعکس منش پرستاری، مهربانی نیست؛ گاهی تندی است. علاوه بر بیمار، کسان بیمار هم که دور و بر او هستند، اگر خدمتی اندکی دیر شود، توقعاتشان نسبت به پرستار حالت اعتراض می گیرد؛ گاهی تندی می کنند و گاهی پرخاش؛ تحمل اینها خیلی سخت است. سختی کار پرستار سختی جسمی نیست؛ کلنگ زدن و در فضای سختِ فرض بفرمایید معدن یا امثال آن رفتن نیست؛ اما از لحاظ فشار روحی و عصبی از آن سخت تر است.

بیانات در دیدار جمعی از پرستاران‌ ۱۳۸۳/۰۴/۰۳

* هر لحظه که در کنار انسان دردمند میگذرانید …

مطمئن باشید که هر لحظه‌ای، ثانیه‌ای، دقیقه‌ای که در این کار، با توجه به احساس تکلیف در مقابل بیمار، در مقابل انسان دردمند میگذرانید، یک حسنه‌ای را از خدای متعال و یک پاداش اجری را از حضرت ربوبی دریافت میکنید. هیچ ثانیه‌ای در محاسبات الهی از بین نمیرود. نباید تصور کرد که لحظات دشوار برای یک پرستار بر بالین یک بیمار، در محاسبات الهی مورد غفلت قرار خواهد گرفت؛ اینجور نیست. هر لحظه‌ای که میگذرانید و هر تلاشی که میکنید، هر کفّ نفسی که در مقابل سختیها از خود نشان میدهید، این یک حسنه‌ای است، یک کار در خور اجر است و خدای متعال همه‌ی این لحظات را ثبت میکند. این کارهای دشوار را که تأثیرهای بزرگ و مهمی دارد، باید قدر دانست.

بیانات در دیدار جمعی از پرستاران نمونه کشور ۱۳۸۹/۰۲/۰۱

* پاداش الهی پرستاری توسط ملائکه کرام‌الکاتبین ثبت می‌شود

پرستار فرشته‌ی رحمت برای بیمار است. آن وقت که بیمار از همه جا دستش کوتاه است، در آن ساعاتی که حتی همسر، فرزندان و پدر و مادر بیمار هم بالای سرش نیستند، چشم امیدش بعد از خدا به پرستار است و این پرستار است که مثل ملائکه ی آسمانی، مثل فرشتگان رحمت، به دردها، مشکلات و نیازهای جسمی و عاطفی او پاسخ می دهد؛ اینها خیلی مهم است؛ اینها پیش خدای متعال فراموش نمی شود. البته ممکن است هیچ چشمی هم این زحمت شما را نبیند. خیلی از زحماتی که شما می کشید و رنجهایی که می برید، کسی آنها را نمی بیند. گاهی یک لبخند شما به بیمار دل افسرده، به او جانِ دوباره می دهد. چه کسی این لبخند را می بیند؟ چه کسی آن را به حساب می آورد؟ چه کسی یک معادل و پاداش مالی و پولی در مقابل این لبخند می گذارد؟ هیچکس؛ اما کرام الکاتبین می بینند؛ محاسبه گرانِ میزان الهی همین لبخند شما را می بینند. اگر در عوضِ لبخند، اخم هم بکنید، اخم شما را هم می بینند. هیچ حسنه و هیچ سیّئه یی از دید تیزبین حسابگران دیوان الهی و میزان الهی غائب نیست. قدر این کار و این خدمت باارزش را بدانید. اگر یک وقت دیگران قدرناشناسی کردند، خود شما قدر این کار را بدانید؛ این کار بسیار کار مهمی است. در روایت هست که کسی که بر سر بیمار می رود، مثل کسی است که در رحمت الهی غوطه ور می شود. ممکن است بعضی تعجب کنند که مگر بر سر بیمار رفتن چه خصوصیتی دارد. خود شما که نیاز بیمار و تأثیر کار خودتان را می دانید، می فهمید که چرا چنین پاداش بزرگی برای بیماردار و پرستار گذاشته شده است؛ چون تأثیر آن تأثیر غیرقابل محاسبه و برتر از محاسبات معمولی است. روحیه دادن به مریض گاهی از دادن داروی او بسیار حیات بخش تر و مؤثرتر است؛ این روحیه را شما می دهید. در دعاها می خوانیم: «اللّهم انّی اسألک موجبات رحمتک»؛ رحمت الهی را که بی محاسبه و بی جهت به کسی نمی دهند؛ باید التماس کرد پیش خدا تا موجبات رحمت را به ما بدهد؛ یعنی آن کاری را انجام بدهیم که موجب رحمت می شود، تا بعد خدا رحمت خودش را بفرستد. این کار، برترین موجبات رحمت است، که خیلی مغتنم و خیلی باارزش است. این، آن نکته یی بود که مایل بودم شما توجه کنید و بدانید مشغول چه کار باارزشی هستید.

بیانات در دیدار جمعی از پرستاران‌ ۱۳۸۳/۰۴/۰۳

* احترام و تکریم پرستاران برای مردم و مسئولان لازم است

پرستار، انسان مهربانی است که با رفتار و اخلاق و خدمات خود، سلامت بیمار را به او هدیه میکند. اگر طبیب، درمان خود را به انجام رساند، اما خدمات پرستاری نباشد، تأمین سلامت بیمار دشوار است. هر کس که از خدمات پرستارانِ مهربان برخوردار شده باشد، میفهمد و میداند که نقش پرستاران در هدیه کردن سلامت به بیماران، چقدر مؤثّر است. این موجود بشری – که کار فرشته‌گون انجام میدهد – با سختیهای زیادی روبه‌روست. بیمارهای گوناگون، اخلاق تند و به ستوه‌آمده بیمار در بستر و روی تخت بیماری، مشکلات ناشی از وضع بیمار، بیماریهای سخت و احیاناً واگیر، فضای گرفته بیمارستان؛ همه اینها چیزهایی است که این حرفه را با همه شرافت و قداستش، در شمار یکی از سخت‌ترین مشاغل قرار میدهد. فرق است بین کسی که فقط با جسم خود خدمت میکند، و آن کسی که علاوه بر این‌که جسم و بازوان و نیروی بدنی خود را در خدمت کار قرار میدهد، ناگزیر است با روح و اخلاق و عواطف خود هم کار کند؛ به روی بیمار لبخند بزند، او را دلگرم کند، تندی و تلخی را از او تحمّل کند و فضای دشوار بیماری را برای او آسان نماید. این حقیقتاً یکی از سخت‌ترین کارهاست.

کسانی که در زمینه‌های مختلف، برنامه‌ریز و تصمیم‌گیرند، باید به این شغل با این چشم نگاه کنند و برطبق این خصوصیت، درباره آن تصمیم بگیرند. مردم هم که به خدمتگزاران جامعه در همه رده‌ها، به چشم احترام نگاه میکنند، باید با این چشم به این شغل و شاغلان زحمتکش آن نگاه کنند. احترام پرستار لازم است. پرستار باید این را احساس کند که برای شغل و مسؤولیت و تلاش او، مردم و جامعه و مسؤولان اهمیت قائلند. این، سختیها را برای او آسان میکند.

 بیانات در دیدار جمعی از پرستاران ۱۳۸۰/۰۵/۰۳

* باید منشور اخلاقی پرستارها فراهم شود

 پرستار کار سختی را بر عهده دارد، اجر بزرگی را هم دارد؛ اما وظیفه‌ی سنگینی هم دارد. این تعادل میان وظیفه و پاداش، میان حق و تکلیف، یکی از ارکان بزرگ مفاهیم اسلامی و مبانی اسلامی است. این بازآموزی‌ای که وزیر محترم بیان کردند – که بسیار باارزش است – جا دارد که در زمینه‌ی نه فقط مسائل علمی، بلکه در زمینه‌ی اخلاق پرستاری هم وجود داشته باشد. حقیقتاً باید منشور اخلاقی پرستارها فراهم شود، میثاق پرستاری و معاهده‌ی پرستاری باید تعلیم داده شود و تدریس شود؛ پرستار عظمت کار خود را – که طبعاً این عظمت کار، ملازم با اهمیت شخصیت خود اوست – بداند؛ کار را آنچنان که شایسته است، انجام دهد.

بیانات در دیدار جمعی از پرستاران نمونه کشور ۱۳۸۹/۰۲/۰۱

* کار پرستاری  اگر برای رضای خدا انجام شود نورانیت پیدا می‌کند

بدانید خدای متعال پاداش زحمات سخت را چنان که حق و شایسته آن است، ادا میکند. کار را برای خدا و به حساب او بگذارید. بله، مردم و مسؤولان باید به وظیفه خودشان عمل کنند؛ اما پرستار، طرف خود را خدا بداند. اگر این احساس در پرستار بیدار شود که کار او برای خداست، به بنده خدا و به انسانِ نیازمند کمک میکند تا رضای الهی را جلب کند. بنابراین کار او نورانیّت پیدا میکند و از سطح یک کار بشری فراتر میرود؛ آن‌گاه اجر کار او «لاتعدّ و لاتحصی» است. هر لحظه دشوار شما در کنار تخت بیمار و در مواجهه با سختیهای این کار دشوار – که این لحظه‌ها را هیچ کس نمیتواند درک کند؛ فقط خود شما درک میکنید و کسی که کار شما را انجام میدهد – از چشم تیزبین مأموران الهی بیرون نیست. آن دقیقه بیشتری که کار میکنید، آن چهره مهربان و پُرعطوفت و لبخندی که نشان میدهید و به حسب ظاهر هیچ کس از آن قدرشناسی نمیکند – نه مسؤولِ شما آن را میبیند، نه مأموران عالیرتبه دولتی از آن حرکت کوچک مهربانانه شما مطلع میشوند، و نه خود آن مریض مجال تشکّر پیدا میکند – در دفتر انصاف و عدل الهی ثبت میشود.

بیانات در دیدار جمعی از پرستاران ۱۳۸۰/۰۵/۰۳

 

 

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


مصطفی روشن ماند زیرا نوری را که خدا بر فروزد هیچ طوفانی قادر نیست تا خاموشش کند.

۲۴ دی ۱۳۹۷
بدون نظر


مصطفی روشن ماند

     آنچه در ادامه می آید گفتاری است از پدر یک دانشمند جوان و پرآوازه که دشمنان این مرز و بوم را بیچاره کرد به جز یک چاره ی شیطانی و آن هم حذف فیزیکی یا همان ترور بود. در خیال خامشان فکر کردند با این کار این چراغ، خاموش می شود لکن مصطفی روشن ماند. می خواهیم عوامل موفّقیت این دانشمند را از زبان پدرش بدانیم.

     امضاء گرفتن از اشخاص مشهور یک رسم معمول است. بازیکن‌های فوتبال، بازیگران، هنرمندان و… طیفی هستند که بیشتر شامل حال این رسم می‌شوند. امّا شهید احمدی روشن با شهادتش خط شکنی دیگری هم کرد. دیروز دانشجویان صف کشیده بودند تا از پدر او امضاء بگیرند.

     «ما حرف می‌زنیم، شعار می‌دهیم ولی این بچّه‌ها عمل می‌کنند. بعد از شهادت مصطفی ۵ ، ۶ هزار نفر اعلام آمادگی کردند که تغییر رشته بدهند».

     پدر شهید احمدی روشن با این جملات صحبت‌هایش را شروع کرد و از شوری که شهادت مصطفی در جوانان به وجود آورد گفت: «شهادت مصطفی شور جدیدی در نسل جوان ایجاد کرد. شوری که پنهان بود و نیاز به جرقّه داشت. این جرقّه را مصطفی با شهادتش ایجاد کرد».

چهار عامل که باعث شد مصطفی، مصطفی شود

     چهار عامل که باعث شد مصطفی، مصطفی شود آن هم از زبان پدرش، برای دانشجویان شنیدنی بود:

اوّل؛ احترام وافر به پدر و مادر.

دوم؛ سرباز خوب برای ایران. شبانه روز کار می‌کرد. روزی سه، چهار ساعت بیشتر نمی‌خوابید. جوان رشیدی بود ولی به خاطر کثرت کار جسم لاغری داشت.

سوم؛ مرید خوبی برای رهبر بود. آن بصیرت و ولایتمداری را به خوبی اجرا می‌کرد. آقا گفتند شهادت این جوان مانند تیری در قلب ما نشست. آقا در نماز جمعه گفتند شهادت این جوان دل ما را سوزاند. شهادت این جوان حدّاقل سه ماه انقلاب را بیمه کرد.

و چهارم؛ بنده ی خوبی برای خدا بود. هر کاری که می‌کرد برای خدا بود. اگر آن پرده ی امنیتی بیفتد می‌بینید که چه عنصر عجیبی را از دست داده‌اید. با ۳۲ سال سن کاری می‌کرد که دانشمندان هسته‌ای از دستشان برنمی آمد. خدا حقّش را ادا کرد».

ahmadi roshan father

ویژگی های خانوادگی مصطفی

     پدر مصطفی اشاره‌ای هم به ویژگی‌های خانواده‌ای که مصطفی در آن شکل گرفت هم کرد:

۱- نان حلال و شیر حلال. من خواسته یا ناخواسته نان حرام سر سفرهٔ خانواده‌ام نگذاشته‌ام.

۲- تربیت درست یعنی اینکه خودت درست پا بگذاری جای خوبان.

۳- دعای پدر و مادر. هر که باشیم محتاج دعای پدر و مادر هستیم. گره‌های کور زندگی ما با دعای پدر و مادر باز می‌شود».

پدرش خاطراتی هم از مصطفی گفت:

     «دلش می‌خواست که یک پسر داشته باشد. امّا مثل نوزادان تازه متولّد شده زشت نباشد. می‌گفت اگر بچّه‌ام زشت باشد بهم می‌ریزم. از ما خواست که برایش نذر کنیم. همدان رسم است که گهواره ی علی اصغر درست می‌کنند. کسانی که آرزویی دارند به این گهواره نذر می‌کنند و یک تکّه پارچه امانت از این گهواره برمی‌دارند. ما هم به امام حسین و حضرت علی اصغر توسّل کردیم. پیش از تولّد پسرش گفت که در خواب دیده‌ام که یک نوزادی را به من دادند و سربندی داشت که رویش نوشته بود علی اصغر احمدی روشن؛ و خاطره ی دیگری که مصطفی خواب امام زمان را دید: قبل از شهادتش همسرش برایمان تعریف کرد که مصطفی هراسان از خواب بیدار شد. ولی می‌خندید. سؤال کردم که گفت: خواب دیدم بالای تپّه‌ای ایستاده‌ام. امام زمان را دیدم. دست روی شانه‌ام گذاشت و گفت مصطفی از تو راضی هستم ».

روزهای بی مصطفی

پدر شهید احمدی روشن از روزهای بی‌مصطفی هم گفت:

     «بار‌ها به کسانی که مخاطب ما هستند مخصوصاً دانشجویان گفته‌ام که از دست دادن مصطفی برای ما خیلی سنگین می‌بود اگر غیر از شهادت نصیبش می‌شد. چند چیز ما را دلگرم کرد؛ یکی لطف خداوند و دیگری شهادت که نصیب این بچّه شد. از ما می‌پرسند که بعد از شهادت مصطفی چه احساسی داشتید. اگر زحمتی برای بزرگ کردنش کشیدیم و این کار را تمام کردیم. به موقع تقدیم به آستان الهی کردیم و شهادت این جوان ما را آرام کرد مخصوصاً مادرش را. مادری که روزی دو، سه بار با مصطفی تماس می‌گرفت. در دیدار با آقا مادرش گفت که گریه نمی‌کنم که دشمنان خوشحال نشوند. آقا هم گفت که گریه کنید تا سبک شوید و دشمنان غلط کرده‌اند خوشحال شوند».

پدر مصطفی از قدر‌شناسی ملّت ایران هم تقدیر کرد:

«دلجویی‌های این ملّت بود که ما را آرام می‌کرد. از همه ی اقشار و از همه ی طرز تفکّر‌ها به ما لطف می‌کنند و ما را مورد محبّت خودشان قرار می‌دهند ».

     در پایان مراسم وقتی حلقه ی گلی به گردن پدر مـصطفی انداختند گفت: چه کسی اینجا از خانواده ی شهداست. وقتی برادر شهید داورپناه آمد گل را به گردن او انداخت و دستش را بوسید. شاخه گل دیگری را هم که بهش دادند بین دانشجویان آمد و گل‌هایش را یکی یکی به دانشجویان اهداء می‌کرد. گل‌ها که تمام شد نوبت به امضاء رسید و ایشان هم این لطف را از دانشجویان دریغ نکردند.

برگرفته از پرتال فرهنگی راسخون

پایگاه اطّلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


فضائل حضرت فاطمه در روایات اهل سنّت

۲۴ دی ۱۳۹۷
بدون نظر


فضائل حضرت فاطمه در روایات اهل سنّت

     در سه مطلب پیشین به روایات تفسیری مربوط به فضائل حضرت زهرا سلام الله علیها پرداختیم. در این بخش به روایات غیر تفسیری خواهیم پرداخت. مراد از روایات غیرتفسیری، فضائل و مناقبی است که رسول خدا صلوات الله علیه و آله درباره ی دخت گرامی خود به زبان آورده است. جدا از رابطه ی عاطفی پدر و فرزندی بین پیامبر و فاطمه سلام الله علیهما – که فاطمه محبوب‌ترین شخص نزد رسول خدا بوده است – این روایات بیانگر ویژگی‌های مهمّی در شخصیت حضرت فاطمه علیها السّلام است. این ویژگی‌ها در جای خود متعدّد و فراوان بوده (بیـومـی مهران، ۱۹۹۰م: ص۱۵۳) که اهمّ آنها در چند مورد گزارش می‌شود.

سروری بانوان دو عالم

     حضرت فاطمه سلام الله علیها، برترین بانوی دو عالم است که دست خلقت آفریده است. این موضوع در روایات زیادی منعکس شده است از جمله آن که عایشه از پیامبر نقل می‌کند که آن حضرت خطاب به حضرت فاطمه ی زهرا فرمود: «یا فاطمه ألا ترضین أن تکونی سیّده نساء العالمین و سیّده نساء هذه الامّه و سیّده نساء المؤمنین»، (ای فاطمه آیا راضی نیستی که تو برترین بانوی زنان جهان و برترین بانوی زنان این امّت و برترین بانوی زنان با ایمان باشی) (حاکم نیشابوری، ۱۴۲۲ق: ج۳، ص۳۶۶). در برخی از روایات برتری فاطمه زهرا بر دیگر زنان موهبتی آسمانی تعبیر شده است؛ مثل این حدیث که «حذیفه بن یمان» نقل می‌کند که رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود: فرشته‌ای از آسمان نازل گردید و از خدا اجازه طلبید که ارمغانی برای من آورد که کسی قبل از او نازل نکرده است. او به من بشارت داد که فاطمه سرور زنان بهشت است. (همان، ج۳، ص۳۶۳)

     فضیلت فاطمه زهرا نسبت به دیگر زنان به مناسبت‌های مختلف وارد شده است. مهم ترین آن، روایاتی است که ارتباط با رحلت رسول خدا صلوات الله علیه و آله و متعاقب آن رحلت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها – به عنوان نخستین کسی که به پیامبر ملحق خواهد شد – دارد. در این خصوص امّ سلمه و عایشه روایت کرده‌اند: «فاطمه زهرا نزد رسول خدا آمد. پیامبر، رازی با او در میان نهاد که در نتیجه فاطمه گریست. سپس راز دیگری با آن حضرت در میان نهاد که وی خندید. من از این ماجرا پرسش نمودم. حضرت فاطمه علیها السّلام فرمود: نخستین بار رسول خدا به من اطّلاع داد که او امسال از دنیا خواهد رفت و من با شنیدن آن گریستم و در نوبت دوم اطّلاع داد که من نخستین کسی هستم که به او ملحق خواهم شد و به ایـن جهت خندیدم. (بخاری، ۱۴۰۷ق: ج۵، ص۸۳؛ نیشـابوری، ۱۳۷۴ق: ج۴، صص۱۹۰۵-۱۹۰۲؛ ابن سعد، ۱۴۱۷ق: ج۲، ص۱۹۰، ج ۸، ص۲۲؛ جزری، ۱۴۰۹ق: ج۶، ص۲۲۴؛ ابن المغازلی، ۱۴۲۷ق: ص۴۲۴؛ ابن حنبل، ۱۴۲۹ق: ص۲۳۹؛ ترمذی، ۱۴۰۸ق: ج۵، ص۶۵۷؛ ابن شاهین، ۱۴۱۲ق: ص۵۹). در همین گفتگو بود که رسول خدا صلوات الله علیه و آله افضلیت حضرت فاطمه را بر همه ی زنان عالم اعلام فرمود. عایشه همچنین می‌گوید: رسول خدا در آن بیماری که منجر به وفات ایشان گردید خطاب به حضرت فاطمه گفت: «آیا خشنود نیستی که سرور زنان بهشت یا سرور زنان عالمیان باشی» (حاکم نیشابوری، ۱۴۲۲ق: ج۳، ص۳۶۶).

hazrate-fateme

     در برخی از روایات افضلیت حضرت فاطمه سلام الله علیها تحت الشّعاع افضلیت حضرت مریم علیها السّلام قرار گرفته است، مثل این حدیث که ابوسعیدخدری از پیامبر روایت می‌کند که آن حضرت فرمود: «… فاطمه سیّده نساء اهل الجنّه الّا ما کان من مریم بنت عمران» (سیوطی، ۱۴۱۴ق: ص۱۴۶، ح۱۳۱) (فاطمه سرور زنان بهشتی است، جز مقامی که برای مریم دختر عمران وجود دارد). مبنای این دسته از روایات ظاهراً توجّه به آیاتی است که مقام برگزیدگی حضرت مریم بر زنان عالم را مورد تأکید قرار می‌دهد (آل عمران، ۴۲). با این تصوّر که مراد از «عالمین» در آیه یاد شده مطلق قرون و اعصار باشد. غافل از آن که مطابق استعمال قرآن از کلمه ی «عالمین» که در موارد دیگر از جمله درباره ی بنی اسرائیل به کار رفته است (بقره، ۴۷ و ۱۲۲) مراد از این کلمه همان عصر و زمان حضرت مریم است نه زمان‌های دیگر. این موضوع ضمناً در روایات دیگری که درباره ی افضلیت حضرت فاطمه بر همه ی زنان وارد شده، مورد تصریح قرار گرفته است. از جمله عمران بن حصین نقل می‌کند که روزی فاطمه ی زهرا سلام الله علیها بیمار بود. به اتّفاق رسول خدا صلوات الله علیه و آله از آن بانو عیادت کردم. رسول خدا در ضمن صحبت فرمود: «… یا بنیّه أما ترضین أن تکونی سیّده نساء العالمین» حضرت فاطمه عرض کرد: ای پدر؛ کاش چنین باشد، امّا مریم دختر عمران چه وضعی دارد؟ پیامبر فرمود: «دخترم او سرور زنان عصر خود بود و تو سرور زنان عالم خود هستی…» (ابن شاهین، ۱۴۱۲ق: ص۶۴؛ ابن المغازلی، ۱۴۲۷ق: ص۴۷۴) نیز در برخی از روایات، حضرت فاطمه، سرور زنان دو عالم، سرور زنان این امّت و سرور زنان مؤمنین وصف شده است (حاکم نیشابوری، ۱۴۲۲ق: ج۳، ص۳۶۶)، امّا با توجّه به گستردگی امّت پیامبر و ابدی بودن دین ایشان تا روز قیامت، افضلیت حضرت فاطمه علیها السّلام بر زنان دیگر به‌طور مطلق نتیجه‌گیری می‌شود. (ر.ک. بیومی‌مهران، ۱۹۹۰ق: ص۱۵۳؛ شرف الدین، ۱۳۸۳: صص۱۲۶-۱۰۷). نیز می‌توان در افضلیت حضرت فاطمه سلام الله علیها حتّی نسبت به حضرت مریم علیها السّلام به تفاوت کیفیت تولّد و نشو و نمای هر دو اشاره کرد. اگر در تربیت حضرت مریم، زکریای پیامبر علیه السّلام کفالت او را به عهده گرفت، (آل عمران، ۳۷) در تربیت حضرت فاطمه علیها السّلام به طوری که خواهد آمد، رسول خدا صلوات الله علیه و آله که افضل بشر و افضل پیامبران است ایفای نقش فرمود. (ر.ک. هنداوی، ۱۴۲۳ق: ص۱۲۰).

محبوبیت حضرت فاطمه در نزد رسول الله صلوات الله علیهما و آلهما

     رسول خدا حضرت فاطمه را بسیار دوست داشت و این دوستی را بارها به زبان آورد؛ به طوری که در عشق و علاقه پیامبر به اطرافیان خود، کسی به پای حضرت زهرا علیها السّلام نمی‌رسید. عبدالله بن بریده از پدرش نقل می‌کند که محبوب‌ترین زن‌ها نزد رسول‌خدا، فاطمه و محبوب‌ترین مردان علی سلام الله علیهم اجمعین بود. (حاکم نیشابوری، ۱۴۲۲ق: ج۳، ص۳۶۵). این موضوع در روایات دیگر از عمر و عایشه هم نقل شده است (همان، صص۳۶۷ و ۳۶۵). حتّی حضرت فاطمه نزد رسول خدا از علی (علیهم السّلام) نیز محبوب تر بوده است. در این خصوص علی علیه السّلام خود گوید: من از رسول خدا صلّی الله علیه وآله پرسیدم که از بین ما دو نفر (یعنی من و فاطمه) کدامیک بیشتر مورد علاقه شما قرار داریم؟ حضرت پیامبر فرمود: «فاطمه نزد من دوست داشتنی‌تر از تو و تو نزد من عزیزتر از اویی» (جزری، ۱۴۰۹ق: ج۶، ص۲۲۴؛ ابن شاهین، ۱۴۱۲ق: ص۸۴ ؛ شلبی، ۱۴۰۹ق: ص۹ به نقل از نسایی، ۱۴۱۹ق: ص۱۹۶، ح۱۴۶) یکی از نشانه‌های این دوستی عمیق آن بود که چون رسول خدا صلوات الله علیه وآله قصد سفر می‌کرد، فاطمه ی زهرا سلام الله علیها، آخرین کسی بود که پیامبر از او خداحافظی می‌کرد و چون از سفر باز می‌گشت، حضرت فاطمه، نخستین کسی بود که پیامبر به دیدار او می‌شتافت و او را می‌بوسید. (حاکم نیشابوری، ۱۴۲۲ق: ج۳، ص۳۶۴؛ جزری، ۱۴۰۹ق: ج۶، ص۲۲۴؛ سیوطی، ۱۴۱۴ق: صص ۴۹-۴۸؛ بیومی مهران، ۱۹۹۰م: ص۱۵۸؛ هاشمی، ۱۳۷۶ق: صص۳۳۹-۳۰۷) عایشه گوید: کسی را ندیدم که از جهت منطق و کلام به پیامبر شبیه‌تر از فاطمه باشد. چون فاطمه علیها السّلام وارد بر رسول خدا صلوات الله علیه وآله می‌شد، آن حضرت برخاسته، بر او خوش آمد می‌گفت. وی را می‌بوسید و بر جای خود می‌نشاند. (حاکم نیشابوری، ۱۴۲۲ق: ج۳، ص۳۶۴). رسول گرامی اسلام به جهت تأکید بر محبّت خود نسبت به حضرت زهرا، مکرّر اعلام می‌فرمود که: «فاطمه بضعه منّی مَن أحبّها فقد أحبّنی و مَن أبغضها فقد أبغضنی» یا «انّما فاطمه شجنه منّی یبسطنی ما یبسطها و یقبضنی ما یقبضها» (همان؛ نک. هاشمی، ۱۳۷۶: ص۳۱۲).

     این سخنان لزوم دوستی دیگران را هم نسبت به فاطمه زهرا سلام الله علیها روشن می‌سازد. رسول خدا در مقام ابراز دوستی خود به آن حضرت می‌فرمود: «فداک ابی و امّی» (حاکم نیشابوری، ۱۴۲۲ق: ج۳، ص۳۶۶) و نیز خطاب به حضرت زهرا فرمود: «خداوند به غضب تو غضبناک و از خشنودی تو خشنود می‌گردد» (همان، ج۳، ص۳۶۴). به هر حال دوستی پیامبر نسبت به فاطمه علیهما السّلام، چنان علنی و مشخّص بود که عمر نیز پس از رحلت پیامبر به حضرت زهرا عرض کرد: «ای فاطمه به خدا ندیدم کسی محبوب‌تر از تو نزد رسول خدا باشد و به خدا بعد از پدرت کسی هم نزد من دوست داشتنی‌تر از تو نیست…» (همان، ج۳، ص۳۶۵) و اتّفاقاً حضرت زهرا سلام الله علیها نیز در احتجاج خود نسبت به ابوبکر و عمر به دوستی پیامبر نسبت به او اشاره کرده و ناخشنودی خود را از آنان اعلام داشت.[۱]

     برخی از روایات اهل سنّت، شیطنتی مرتکب شده و سبب صدور حدیث: «انّ فاطمه بضعه منّی…» را تصمیم ازدواج حضرت علی با دختر ابوجهل دانسته‌اند؛ از جمله عبدالله بن زبیر که در دشمنی با علی و اهل بیت علیهم السّلام شهره است و از مسبّبان اصلی جنگ جمل علیه علی است، ادّعا کرده است که: «در نوبتی، علی علیه السّلام یادی از دختر ابوجهل نمود (و تصمیم به خواستگاری از او گرفت) این مطلب به گوش پیامبر رسیده و فرمود: «انما فاطمه بضعه منّی یؤذینی ما آذاها و ینصبنی ما انصبها» (ابن شاهین، ۱۴۱۲ق: ص۷۱) امّا در دروغ بودن این حدیث همین بس که اوّلاً علی علیه السّلام هرگز مرتکب خلاف شرع نشده و خصوصاً کاری بر خلاف نظر و رضایت رسول خدا صلوات الله علیه وآله انجام نداده است. ثانیاً به فرض آن که حضرت علی علیه السّلام بر طبق احکام و ضوابط شرعی تعدّد همسر اختیار می‌کرد، رسول خدا واکنش تند و غیرطبیعی از خود بروز نمی‌داد. (نک. سجادی، ۱۳۸۲: شماره ۷۴، صص۱۵۲-۱۳۹؛ مکی، ۱۴۲۴ق: صص۲۴۸-۲۴۷ پاورقی نقد روایات ادّعای ازدواج علی علیه السّلام با دختر ابوجهل).

     امّا فلسفه ی دوستی شدید پیامبر با فاطمه ی زهرا و حضرت علی سلام الله علیهم اجمعین چه بود که رسول خدا به عنوان نقطه ی اوج این دوستی، خطاب به آنان فرمود: «انا حرب لمن حاربکم و سلم لمن سالمکم» (ابن المغازلی، ۱۴۲۷ق: ص۱۲۷؛ جزری، ۱۴۰۹ق: ج۶، ص۲۲۵؛ ترمذی، ۱۴۰۸ق: ج۵، ص۶۵۶؛ حاکم نیشابوری، ۱۴۲۲ق: ج۳، ص۳۵۹). جز این است که فاطمه و علی سلام الله علیهما به جهت شخصیت ایمانی و اعتقادی خود مورد توجّه پیامبر قرار گرفتند و در واقع اشتراک فکری آنان با پیامبر، سبب اتّصال روحی و معنوی ویژه‌ای گردید و گرنه شأن پیامبر صلوات الله علیه وآله بالاتر از آن است که به صرف احساس پدر و فرزندی، رابطه‌ای عاطفی با دختر خود برقرار کرده و همگان را نیز به چنین دوستی و محبّتی فرا بخواند.

دامان رسول الله ، پرورنده ی حضرت زهرا سلام الله علیهما

     قبلاً اشاره گردید که پس از تولّد حضرت مریم، خداوند زکریّا را به عنوان کفیل او معیّن کرده و مسئول تربیت وی قرار داد. از آن جهت که تقدیر خداوند آن بود که حضرت مریم مادر عیسی گردد، حال باید گفت که بنابر همان تقدیر الهی مقدّر بود که حضرت فاطمه کوثر رسول خدا، همسر ولیّ خدا و مادر یازده نسل پاک از حجّت‌های خدا گردد، لذا در پرورش چنین وجود شریفی نظارت و مراقبت ویژه‌ای حتّی از قبل از تولّد آن حضرت معمول گشت. حاکم از سعد بن مالک روایت می‌کند که وی گفت: رسول خدا صلّی الله علیه وآله فرمود: «در شب معراج جبرئیل سیبی از بهشت به من تعارف کرد که آن را خوردم و پس از آن خدیجه به فاطمه سلام الله علیهما باردار شد. لذا هرگاه مشتاق بهشت می‌شوم بوی آن را از فاطمه سلام الله علیها اسـتشمام می‌کنم» (حاکم نیشابوری، ۱۴۲۲ق: ج۳، ص۳۶۶؛ هاشمی، ۱۳۷۶ق: صص۴۹-۳۹).

     امّا چرا پس از تولّد حضرت فاطمه، وی به این نام موسوم گردید؟ روایات متعدّدی وجود دارد که آن حضرت را به دلیل پاکی و طهارت، نجات یافته از آتش معرّفی می‌کند؛ مانند این حدیث پیامبر: «انّ فاطمه أحصنت فرجها فحرّم الله ذرّیّتها من النّار» (حاکم نیشابوری، ۱۴۲۲ق: ج۳، ص۳۶۳). رسول خدا صلوات الله علیه وآله در مسیر تربیت حضرت زهرا علیها السّلام صفات و ابعاد انسانی و معنوی را در وجود او مستقر ساخت. خصوصاً وی را با زهد و بی‌اعتنایی به زخارف دنیا آشنا ساخت؛ به گونه‌ای که با مشکلات زندگانی دست و پنجه نرم کند و از دنیا جز به قصد حاجت توشه نگیرد. ثوبان نقل می‌کند که من با رسول خدا به دیدار فاطمه رفتیم. آن حضرت گردنبندی از طلا به گردن داشت. با دیدن رسول خدا عرض کرد: این را ابوالحسن(علی) به من هدیه کرده است. رسول خدا فرمود: آیا خرسند می‌شوی که مردم تو را فاطمه دختر رسول خدا بشناسند، امّا زنجیری از آتش بر دستان تو باشد؟ سپس آن حضرت برخاست و از خانه ی حضرت فاطمه خارج گردید. پس از خروج رسول خدا، فاطمه سلام الله علیهما زنجیر را فروخت و با پول آن غلامی را آزاد نمود. این مطلب به گوش حضرت پیامبر رسید و فرمود: «سپاس پروردگاری که فاطمه را از آتش رهانید» (همان، ج۳، صص۳۶۳-۳۶۲).

     در این خصوص پیام رسول خدا به نزدیکان خود مانند صفیّه و فاطمه ی زهرا آن بود که باید خود مراقب اعمال‌شان باشند و صرفاً به امید شفاعت پیامبر ننشینند؛ لذا فرمود: «یا صفیه بنت عبدالمطّلب، یا فاطمه بنت محمّد إعملا فانّی لا أغنی عنکما من الله شیئاً» (سیوطی، ۱۴۱۴ق: ص۸۹). به موازات چنین پرورش در بی‌اعتنایی به زخارف دنیوی، رسول خدا صلوات الله علیه وآله، روح و روان فاطمه علیها السّلام را با ذکر و یاد خدا ورزیده ساخت. به همین جهت در نوبتی که آن حضرت از سختی زندگانی اندکی شکایت کرد، رسول خدا به عوض مساعدت مادّی، تسبیحات معروف شامل ۳۳ مرتبه سبحان الله، ۳۳ مرتبه الحمدالله و ۳۴ مرتبه الله اکبر را به او یاد داد. (معاش، ۱۴۲۴ق: ص۶۳) و مخصوصاً به او و حضرت علی سفارش کرد که هر شب قبل از خواب آن را بگویند. حضرت علی علیه السّلام گوید: به خدا قسم از زمانی که رسول خدا این ذکر را به ما تعلیم فرمود، یک شب هم آن را ترک نکردم. راوی حدیث «عبدالرحمن بن ابی لیلی» گوید: من به خاطرم گذشت که آیا علی علیه السّلام شب صفّین هم آن ذکر را ترک نکرد، که ایشان به من گفت: حتّی شب صفّین هم این ذکر را ترک نکردم. (حاکم نیشابوری، ۱۴۲۲ق: ج۳، ص۳۶۲). از همین روست که بعدها امام صادق علیه السّلام تسبیحات فاطمه سلام الله علیها را از مصادیق ذکر کثیر اعلام نموده و شیعیان را بر مداومت بر آن ترغیب فرمود.[۲]

پی نوشت:

۱- تفصیل را نک: معاش، ۱۴۲۴ق: ص۱۴۹ به نقل از «الامامه و السیاسه» ابن قتیبه دینوری

۲- زراره بن اعین از امام صادق(علیه السّلام) نقل می‌کند که آن حضرت فرمود: «تسبیح فاطمه الزّهراء من الذکر الکثیر الذی قال الله عزّوجلّ: «اذکروا الله ذکراً کثیراً» (نک. کلینی، ۱۳۶۳: ج۲، ص۵۰۰).

برگرفته از پایگاه جامع علوم انسانی

پایگاه اطّلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


علت نامگذاری روز پرستار – پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام

۲۳ دی ۱۳۹۷
بدون نظر


علت نامگذاری روز پرستار

کسی که یک روز و یک شب پرستاری بیماری را به عهده بگیرد، خداوند او را با ابراهیم خلیل علیه السلام محشور می کند. پس همچون درخشش برقی از صراط عبور می کند.

میلاد حضرت زینب

تنها کسانی می‌توانند به شغل پرستاری و مراقبت از بیماران بپردازند که از انگیزه بالا، قدرت تحمل، دل‌سوزی و بردباری بهره‌مند باشند. این‌گونه افراد، در ضمیر پاک نیک فطرتان جامعه جای دارند و محبوبیت اجتماعی بالایی می‌یابند؛ زیرا همگان می‌دانند که پاداش‌های مادی نمی‌تواند جبران کار طاقت‌فرسای پرستاران باشد، بلکه باید اجر واقعی خویش را از خداوند دریافت کنند. مردم نیز از باب «مَن لَم یَشکُرِ المَخلوقَ لَم یَشکُرِ الخالِقَ»، زحمت‌ها و تلاش‌های بی‌منت آنان را ارج می‌نهند. بزرگداشت و ارج‌گذاری مقام پرستار، خود بیانگر ارزش اجتماعی و جایگاه والای شغل پرستاری است.
زینب کبری سلام الله علیها نیز باصبر و بردباری بی نظیرش در جریان کربلا و حوادث بعد از آن حماسه خلق کرد و نام گذاری روز پرستار به جهت فداکاری های آن حضرت از بهترین اقدامات برای ترویج سیره معصومین خواهد بود.

مقام پرستار
در سخنان معصومان علیهم السلام خدمت به هم نوعان، از بهترین عبادت ها و ارزش های انسانی شمرده شده است؛
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ارج و بهای پرستاری را در ضمن روایتی چنین بیان می فرماید:
مَن قامَ عَلی مَریضٍ یَوما وَ لَیْلَهً بَعَثَهُ اللّه ُ مَعَ اِبراهیمَ الخَلیلِ علیه السلام فجادَ عَلَی الصِّراطِ کَالْبَرْقِ اللاّمِعِ وَ مَن سَعی لِمَریضٍ فی حاجَهٍ فَقَضاها خَرَجَ مِنْ ذُنوبِهِ کَیَومٍ وَلَدَتْهُ اُمُّهُ.
کسی که یک روز و یک شب پرستاری بیماری را به عهده بگیرد، خداوند او را با ابراهیم خلیل علیه السلام محشور می کند. پس همچون درخشش برقی از صراط عبور می کند و کسی که در برطرف کردن نیازهای مریض تلاش کند و نیازهای او را برآورد، همانند روزی که از مادر متولد شده است، از گناهان پاک می شود.

علت نامگذاری روز پرستار
علت نامگذاری روز پرستار
پنجم جمادی الاولی روز ولادت باسعادت بانوی قهرمان کربلا، پرچم دار نهضت پس از شهادت حسین علیه السلام، حضرت زینب کبری سلام الله علیها است. این روز را روز پرستار می نامند و علت نام گذاری این روز به نام «روز پرستار» این است که حضرت زینب پرستاری امام زمانش حضرت زین العابدین علیه السلام و دیگر بیماران و مصیبت زدگان اهل بیت را برعهده داشت، و ضمن این که رسالت مهم نگهداری و تبلیغ از نهضت حسینی را به خوبی انجام داد، از پرستاری بیمار کربلا نیز با تحمل آن همه سختی ها و ناملایمات، آنی فروگذار نبود و تا آخرین رمق، دین خود را به مکتب و رهبرش ادا کرد.

در پایان
حضرت زینب فقط پرستار نبود بلکه جامع صفات کمالی مختلف بود. او الگوی بارز زن فعال در اجتماع است. اما از آنجایی که ایشان تمام عمرشان را در پرستاری از پدر و برادران و برادر زادگان صرف کردند، ویژگی پرستاری وی فراگیر شده و روز میلاد آن حضرت را روز پرستار نام گذاری کرده اند.

منبع:راسخون

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


حضرت زینب سلام الله علیها آموزگار حیا و پاکدامنی

۲۳ دی ۱۳۹۷
بدون نظر


زینب نام آشنایی است که دور آن را هاله ای از اوصاف نیک و برتر احاطه نموده است. صبر زینب سلام الله علیها زبانزد دوست و دشمن است؛ و آسمانیان نیز با آن آشنا چرا که «عَجِبَت مِن صَبرِکَ مَلائِکَهُ السَّماءِ؛ از صبر زینب ملائکه آسمانی به تعجب آمدند.» وفای زینب نیز بر کسی پوشیده نیست، چرا که او بود که با تحمّل رنج آورترین حادثه ها، و دادن جوانان خویش وفای خود را به برادر و امام خویش ثابت نمود.



دانش و بصیرت زینب سلام الله علیها هم برای همه مشهود است چرا که با بصیرت او و خطبه ها و پیام های او بود که انقلاب کربلا تا درون کاخ یزید در شام پیشرفت و یزید و ابن زیاد رابه زانو در آورد.
و تدبیر او بود که کاروان اسرا را با سربلندی به مدینه رساند، و در طول اسارت عزّت و سربلندی را، عبادت و عرفان را، حیا و عفّت و پاکدامنی و نجابت را به نمایش گذاشت و… حقاً که زینب، زینت پدرش امیرمؤمنان (علیه السلام) می باشد با این همه فضیلت:
دو عالم بر علی نازد، علی بر همسرش نازد   ***    علی و همسرش زهرا سلام الله علیها به زینب دخترش نازد
در این مقال برآنیم گوشه هایی از حیا، عفت و پاکدامنی زینب را به تصویر کشیم و ره توشه گرانبهایی برای بانوانی که می خواهند زینب گونه زندگی کنند و به افتخار و سربلندی ابدی برسند، مهیا سازیم.
ضرورت بحث حیا امروزه در سرتاسر جهان، مخصوصاً کشورهای اسلامی و علی الخصوص جامعه تشیّع، تلاش استعمارگران و مهاجمان فرهنگی برآن است که حیا و عفّت بانوان را نشانه روند و جامعه را از این راه به بی بند و باری و بی دینی سوق دهند و در نتیجه آن به مطامع شیطانی خود برسند، چرا که آن ها به خوبی یافته اند اگر دین و مذهب تشیّع را بخواهند نابود کنند. باید حیا، عفت و پاکدامنی را از بین ببرند. هرگاه از جامعه حیا رخت بر بست و عفت در آن لگدکوب شد، دین هم بساط خویش را جمع خواهد کرد. علی (علیه السلام) به زیبایی می فرماید: «اَحسَنُ مَلابِس الدِّینِ اَلحَیاءُ ؛ نیکوترین لباس دین حیا است.»(۱) ؛ امام صادق علیه السلام فرمود: «لاایمانَ لِمَن لاحَیاءَ لَهُ ؛ایمانی نیست برای آن کسی که حیا ندارد.»(۲) و امام باقر علیه السلام فرمود: «اَلحَیاءُ وَ الاِیمان مَقرُونانِ فی قَرنٍ فَاِذا ذَهَبَ اَحَدَهُما تَبَعهُ صاحِبهُ ؛حیا و ایمان با هم بر یک شاخه قرار گرفته اند، پس هرگاه یکی از آن دو برود، دیگری نیز از او تبعیت می کند.»(۳) و زیباتر از همه، امام حسین علیه السلام ـ آن کسی که زینب سلام الله علیها، حیا را از مکتب او آموخت ـ فرمود: «لا حَیاءَ لِمَن لادِینَ لَهُ ؛ آن که دین ندارد، حیاء هم ندارد.»(۴) از روایات فوق به خوبی استفاده می شود که بین ماندگاری دین در جامعه و وجود حیا، رابطه تنگاتنگی وجود دارد. مهاجمان فرهنگی، بخوبی این رابطه و ملازمه را دریافته اند از این رو صهیونیست معروف «نتانیاهو» این گونه القاء می کند که «برنامه های ماهواره ای به مثابه یک نیروی شورشی بسیار مؤثر عمل می کنند، بچّه های ایرانی مسلماً لباس های زیبایی را خواهند خواست که در شوهای تلویزیونی می بینند آن ها استخرهای شنا و شیوه زندگی فانتزی خواهند خواست.»(۵)
به گفته یک مقام آگاه در حال حاضر ۹۷ ماهواره متعلق به ۱۵ کشور جهان برای مردم ایران برنامه های تلویزیونی پخش می کنند که برخی از این ماهواره ها بیش از ۲۰۰ کانال تلویزیونی را به طریق دیجیتال پخش می کنند. این منبع آگاه افزود «از این تعداد ۶۰۰ شبکه تلویزیونی در سازمان صدا و سیما و برخی نهادهای نظامی، فرهنگی و اطلاعاتی مونیتور می شود، بنابر این گزارش از این تعداد شبکه ۱۱ شبکه به زبان فارسی است و اکثر آن ها علیه نظام جمهوری اسلامی و ناهنجارهای فرهنگی و اجتماعی برنامه پخش می کنند.»(۶)
از طرف دیگر هواداران استکبار جهانی در داخل کشور با قلم های زهرآگین و رفتارهای زننده، لباس ها و فیلم های مبتذل، در نابودی حیا و عفت، استعمار را یاری می رسانند. و با کمال بی حیایی دم از اختلاط پسر و دختر، و طرح دوستی و رفاقت آن ها می زنند، این ها همان ها هستند که در «کنفرانس برلین» آلمان، با عریان رقصیدن اوج بی حیایی را به نمایش جهانی گذاشتند، و عدّه ای از مدعیان دین و دیانت! نیز به تماشا نشستند.
البته از این ها و اربابانشان گله ای نیست چرا که آنها خود همان گونه اند «از کوزه همان برون تراود که در اوست» و منافع دنیوی آنها چنان اقتضا می کند امّا آنچه جای تأسف دارد، و دردمندانه باید اظهار داشت رفتارهای بعضی از بی خبران و دوستان نا آگاه است، آن هایی که دم از دین و دیانت می زنند، چرا فرهنگ ابتذال را با طرح برنامه هایی چون «شرکت بانوان در ورزشگاه ها به صورت مختلط»، «اختلاط در دانشگاه» و… ترویج می کنند و بدین سان اساسی ترین مسئله دینی را نشانه گرفته اند. و یا دوستانی که در صدا و مخصوصاً سیما هستند با پخش برنامه ها و فیلم ها و… فرهنگ ابتذال و حرمت شکنی را تبلیغ می کنند و بانوان را با آرایش های آنچنانی و برخورد کذائی در فیلم ها به نمایش می گذارند تا حیا و نجابت را تحقیر و لکّه دار کنند.
راستی نشان دادن آن فیلم ها و مصاحبه کردن مردان با زنان و بالعکس چه ضرورتی دارد، مگر امام صادق علیه السلام نفرمود: «زن با غیر شوهر و محارمش بیش از پنج کلمه آن هم در حال ضرورت سخن نگوید»(۷) آیا این گونه حرکات ترویج ابتذال نیست؟! راستی چه شده است ما را که فرهنگ اصیل اسلامی را پاس نمی داریم آیا فقط «فارسی را باید پاس داشت» و یا لازم است مرزها و حدود شرعی را نیز پاس داریم؟! اگر بدنبال زیبایی هستیم از حیا و نجابت است، علی علیه السلام فرمود: «الحیاء سبب الی کلّ جمیلٍ ؛حیا راهی است به تمام زیبایی ها»(۸) و راز و کلید همه خیرها و خوبی در حیا است: «اَلحَیاءُ مِفتاحُ کُلّ الخَیر ؛ حیا کلید تمام نیکی است»(۹) و پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اَلحَیاءُ خَیرٌ کُلُّه ؛ حیا تمامش نیکی است»(۱۰)، راستی کجا رفته حیای فاطمی و نجابت و حیای زینبی، چرا مسئولان به گونه ای برنامه ریزی نمی کنند که فیلم ها، لباس های عرضه شده در بازار، خیابان ها، پارک ها و… حیا بر و عفّت شکن نباشند؟ مگر فریاد مرزبان حیاء علی علیه السلام را نمی شنوند که فرمود: «اَما تَستَحیُونَ وَ لاتَغارُونَ نِسائَکُم یَخرُجنَ اِلَی الاَسواقِ وَ یُزاحِمنَ العلُوج ؛ آیا شما (غیرت) و حیا ندارید که زنانتان را به بازارها سرازیر کردید و با بی بند و بارها اختلاط پیدا می کنید.»(۱۱)
زن را به خاطر عصمتی که دارد و میراث دار پاکی مریم و زهرا سلام الله علیها و زینب نباید گذاشت بازیچه هوس، و آلوده به “ویروس” گناه گردد، گوهر عفاف و حیا و پاکی کم ارزشتر از طلا و پول و محصول و باغ و وسایل خانه نیست، دزدان ایمان و غارتگران حیا نیز فراوانند.
سادگی و خامی است که زنان را در معرض دید و تماشای نگاه های مسموم و چشم های ناپاک قرار داد، آن گاه خیال شود که بیمار دلان و راهزنان عفاف و حیا به وسوسه نیفتند، و از زهر نگاه ها و نیش پشه های شهوت در امان بمانند. بعضی از «نگاه»ها ویروس «گناه» منتشر می کند و حیا را آلوده می سازد. و بعضی از چهره ها حشره مزاحمت تولید می کند و عفت و نجابت را لکّه دار می سازد. بیاییم همه دیوارها را خراب نکنیم و همه پرده ها را کنار نزنیم و همه پنجره ها را باز نکنیم، بیاییم دیوار آسیب دیده حیا را ترمیم کنیم،(۱۲) چرا که بی حیایی و کم حیایی نشانه تیره اندیشی است نه روشنفکری، علامت جهالت است نه تمدن، علی علیه السلام فرمود: «اَعقَلُ النّاسِ، اَحیاهُم ؛ عاقلترین مردم باحیاترین آن ها است.»(۱۳)
نگاهی به جایگاه حیا در فرهنگ
الف: حیای دختران شعیب در قرآن:

قرآن کریم با این که غالباً مسائل را به صورت کلّی بیان می دارد، ولی گاهی بجهت حیاتی بودن مسأله، جزئیات و نمونه هایی بیان می دارد از این دست است ماجرای حضرت موسی و برخورد او با دختران حضرت شعیب علیه السلام، در این باره می فرماید: «و هنگامی که (موسی) به (چاه) آب مَدیَن رسید، گروهی از مردم را در آنجا دید که چهارپایان خود را سیراب می کنند؛ در کنار آنان دو زن را دید که مراقب گوسفندان خویشند و به چاه با بودن مردان نزدیک نمی شوند. موسی از آنان پرسید: کار شما چیست؟ گفتند: آن ها را آب نمی دهیم تا چوپانان همگی خارج شوند… موسی برای (گوسفندان) آن دو آب کشید و…» در ادامه این داستان درباره نحوه آمدن یکی از دختران شعیب و گفتگوی او با حضرت موسی علیه السلام می فرماید: «فَجاءَتهُ اِحدا هُما تَمشی عَلَی اِستِحیاء قالَت اِنَّ اَبی یَدعُوک لِیَجزِیَکَ اَجرَما سَقَیتَ لَنا ؛ ناگهان یکی از آن دو (زن) به سراغ او آمد، در حالی که با نهایت حیا گام بر می داشت. گفت: پدرم از تو دعوت می کند تا مزد آب دادن (به گوسفندان) را که برای ما انجام دادی به تو بپردازد.»(۱۴) از این آیه می توان حیا را به زیبایی دریافت چرا که:
۱ـ تا زمانی که مردان کنار چاه بودند دختران شعیب نزدیک چاه نمی رفتند.
۲ـ آن گاه اقدام به آب دادن گوسفند کردند که تمام مردان پراکنده شدند.
۳ـ سراپا حیا نزد موسی علیه السلام آمدند.
۴ـ نگفت: مزد تو را می پردازیم بلکه گفت: پدرم از تو دعوت می کند تا مزد تو را بپردازد.
ب: حیا تمام دین است:
علی علیه السلام می فرماید: «اَلحَیاءُ هُوَ الدِّین کُلُّه ؛ حیا تمام دین است.»(۱۵)
پ: حیا بازدارنده از زشتی ها:
امام 
علی علیه السلام می فرماید: «اَلحَیاءُ یَصُدُّ عَن فِعلِ القَبِیح ؛ حیا (انسان را) از کار زشت باز می دارد؟»(۱۶) بی حیا به هر کرای دست می زند، در روایات عدیده ای این مضمون آمده که آخرین سفارش پیامبران، سفارش به حیاء بود. امام هفتم علیه السلام می فرماید: «ما بَقیَ مِن اَمثالِ الاَنبیاءِ علیه السلام اِلّا کَلِمَهً، اِذا لَم تَستَحی فَاعمَل ماشِئتَ…؛ از مثالهای (کلمات قصار) انبیاء باقی نمانده است مگر یک کلمه (و آن این است که) هرگاه حیا نداشتی، هرکاری می خواهی انجام بده…»(۱۷)
ت: عاقبت بی حیایی:
علی علیه السلام فرمود: «… مَن قَلَّ حَیاؤُهُ؛ قَلَّ وَرعُهُ وَ مَن قَلَّ وَرَعُهُ ماتَ قَلبُهُ وَ مَن ماتَ قَلبُهُ فَادخَل النّارَ…؛ کسی که حیا و شرمش اندک شد، پرهیزکاری او نیز اندک خواهد بود، و کسی که ورعش کمتر باشد، قلبش می میرد و آن که دلش مرده باشد، در آتش جهنم داخل خواهد شد.»(۱۸)
ث: سرپوش عیب ها:
علی علیه السلام فرمود: «من کساه الحیاء ثوبه؛لم یر النّاس عیبه؛ آن کس که با لباس حیاء خود را بپوشاند کسی عیب او را نبیند.»(۱۹)
ج: سرچشمه خوبی ها:
و آن حضرت فرمود: «مَن لاحَیاءَ لَهُ لاخَیر فِیهِ کسی که حیا ندارد، خیری در او نخواهد بود.»(۲۰)
پیامبر اکرم(ص) فرمود:«الحَیاءَ عَشرَهُ اَجزاءٍ فَتِسعَه فِی النِّساءِ وَ واحِدٌ فی الرِّجالِ؛ حیاء ده جزء دارد، نه سهم آن در زن ها است، و یک سهم آن در مردان.»(۲۱)
و بانوی حیا زینب کبری سلام الله علیها تمامی آن را در کنار پرورش پدر و مادر دارا می باشد.
نمونه هایی از حیای زینب سلام الله علیها
۱٫ فرزند بیت حیا و عفّت:
تأثیر وراثت و خانواده در رفتار و کردار انسان تردید پذیر نیست. امروزه به روشنی ثابت شده است که بخشی از صفات، خوب و بد، از راه وراثت، از نسلی به نسلی منتقل می شوند و به همین جهت خانواده هایی که پیامبران در آن متولّد شدند، عموماً پاک و اصیل بودند به همین جهت در منابع اسلامی نیز از ازدواج با زنان زیبایی که در خانواده های ناپاک و عاری از حیا به بار آمده اند نهی شده است. در کنار وراثت، تربیت مطرح است، زیرا بخشی از فضایل و کمالات با تربیت صحیح به فرزندان منتقل می شود.
در زندگی زینب سلام الله علیها این دو عامل (وراثت و تربیت) در بالاترین حد خویش وجود داشت، زینب از پستان حیا شیر نوشید و در دامان حیا و پاکی تربیت یافته، چنان که در زیارت نامه آن بانوی گرانسنگ می خوانیم:«السَّلامُ عَلی مَن رَضَعت بِلُبانِ الاِیمان ؛ سلام بر کسی که از پستان ایمان شیر نوشید. و ایمان و حیا همراه و ملازم همدیگرند. «الحیاء و الایمان مقرونان»(۲۲)
آن که پا تا به سر ایمان و حیاست   ***    خونش آمیخته با خون خداست
عشق را همسفر کرببلاست   ***    مظهر عصمت و پاکی، تقواست
به یقین زینب کبری باشد   ***    زاده حیدر و زهرا باشد
آری! زینب کبری سلام الله علیها در خانه وحی و ولایت، از پدر و مادر معصوم به دنیا آمد و در آغوش نبوت، مهد امامت و ولایت و مرکز نزول وحی الهی نشو و نما نمود و از پستان یگانه مادر معصوم جهان هستی «فاطمه زهرا سلام الله علیها» شیر خورد و از ابتدای شیرخوارگی در آغوش پرمهر مادر، عفت، حیا، شهامت و عطوفت را فرا گرفت و هم زمان با دوران شیرخوارگی در محضر بزرگترین استادان جهان انسانیت یعنی رسول اللّه (ص) و امیرالمؤمنین(علیه السلام) و دو برادر بزرگوارش امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام تربیت یافت. در نتیجه، گمان نمی رود که تا به حال هیچ دختری به آن تربیت بلند که زینب سلام الله علیها در آن خانواده بزرگ به آن نایل گردید، رسیده باشد زینب کبری اکثر اوقات در کنار جد مهربانش رسول خدا بود، انس زینب سلام الله علیها به رسول خدا(ص) و نیز محبّت حضرت به این دختر در وصف و بیان نمی گنجد.
حضرت فاطمه زهرا(سلام اللّه علیها) در آن مدّت کوتاه نه تنها دخترش زینب سلام الله علیها را از نظر رشد فکری، اخلاقی، فرهنگی و معنوی تربیت کرد بلکه او را از بسیاری از علوم قرآنی و پیش آمده ای آینده آگاه نمود. و حیا و عفت را عملاً به او آموخت تا آنجا که نابینایی بر فاطمه وارد می شود پشت پرده می رود، این درسهای حیا را زینب سلام الله علیها بخوبی فرا گرفت.
زینب تربیت شده پدری است که در اوج شجاعت و قهرمانی، از بالاترین حد حیا برخوردار است. و اوج حیایی آن مادر پاکدامن و این پدر دلاور را هنگام خواستگاری علی علیه السلام از زهرا سلام الله علیها می بینیم که جز سکوت محض هیچ نمی گویند.(۲۳)
از این دو دریای حیا و پاکی شیر زنی چون زینب سلام الله علیها که مجسمه حیا است به وجود می آید. و این والدین معصوم سخت از مرز حیا و عفت او پاسداری می کردند.
«یحیی مازنی» که از علمای بزرگ و راویان حدیث است، چنین نقل می کند: مدت ها در مدینه، در همسایگی علی علیه السلام در یک محلّه زندگی می کردم. منزل من در کنار منزلی بود که «زینب» دختر علی علیه السلام در آن جا سکونت داشت، حتی یک بار هم، کسی حضرت زینب را ندید و صدای او را نشنید. او هرگاه می خواست به زیارت جدّ بزرگوارش برود، در دل شب می رفت، و در حالی که پدرش علی علیه السلام در پیش و برادرانش حسن و حسین (علیهما السلام) در اطراف او بودند. وقتی هم به نزدیک قبر شریف رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) می رسیدند، امیرالمؤمنین علیه السلام شمع های اطراف قبر را خاموش می کرد. یک روز امام حسن علیه السلام علّت این کار را سؤال کرد، حضرت فرمود: «اَخشی اَن یَنظُر اَحَد اِلی شَخصِ اُختِکَ زَینَبَ؛ از آن می ترسم که کسی (در روشنی) خواهرت زینب را ببیند.(۲۴)» راستی کجا رفته این مرزبانی های حیا؟! و چرا در جامعه شیعه علوی می بینیم که مردان با همسران آرایش کرده و دختران بی بهره از حجاب در پارک ها و خیابان ها و… ظاهر می شوند؟! و به قول «شیخ جعفر نقدی» زینب (سلام اللّه علیها) تربیت شده پنج تن آل عباء است: «فَالخَمسَهُ اَصحاب العَباءِ هُمُ الَّذِین قامُوا بِتَربیَتِها وَ تَهذِیبِها وَ کَفاکَ بِهِم مُؤَدَّبینَ و مُعَلِّمین ؛ پنج تن آل عباء به تربیت و فرهنگی سازی و تهذیب زینب همّت گماردند و همین بس که آنها اَدب کننده و آموزگار باشند.»(۲۵)
۲٫ حیا در آغاز جوانی
دکتر «عائشه بنت الشاطی»، بانوی نویسنده و اهل تحقیق اهل سنّت، چنین می گوید: «زینب در آغاز جوانی چگونه بوده است؟ مراجع تاریخی از وصف رخساره زینب در این اوقات خودداری می کنند، زیرا که او در خانه و رو بسته زندگی می کرد. ما نمی توانیم مگر از پشت پرده روی وی را بنگریم، ولی پس از گذشتن ده ها سال از این تاریخ، زینب از خانه بیرون می آید و مصیبت جانگداز کربلا او را به ما نشان می دهد. و کسی که او را به چشم دیده برای ما وصفش می کند و چنین می گوید: چنان که طبری نقل کرده است: گویا می بینم زنی را که مانند خورشید می درخشید و با شتاب از
خیمه گاه بیرون آمد.»(۲۶) پرسیدم او کیست؟ گفتند: زینب دختر علی علیه السلام است. و از دیگری نقل شده، که: به خدا که من صورتی مانند آن ندیدم گویا پاره ای از ماه بود، در صورتی که این بانوی بزرگ در آن وقت در پنجاه و پنجمین سال زندگی خود بود، غریب بود، خسته و کوفته بود، مصیبت زده و داغ دیده بود، پس جمال زینب در آغاز جوانی پیش از آن که سالمندی، و مصایب جانگداز خوردش کند و جام داغ دیدگی را تا پایان بَدُو بنوشاند چگونه بود.(۲۷) تاریخ او را ندیده، چرا که حیای او مانع از آن شده است. مادرش فاطمه (سلام اللّه علیها) توصیه کرده است که: «خَیرٌ لِلنِّساءِ اَن لایَرَینَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ؛(۲۸)برای زنان بهتر است که آنان مردان را نبینند، و مردان نیز) آنها را نبینند.» با این حال از مسائل اجتماعی به دور نبودند بلکه دارای مجلس علمی ارجمندی بود، زنانی که می خواستند احکام دین را بیاموزند، در آن مجلس حاضر می شدند و کسب دانش می کرده اند.»(۲۹)
و اگر دستور الهی و آسمانی نبود که: «انَّ اللّهَ شاء اَن یَراهُنّ سَبایا؛براستی خدا خواسته که آن ها را اسیر ببیند»، حسین علیه السلام هرگز به خود اجازه نمی داد خواهر را در سفر کربلا به همراه ببرد.
بردن اهل حرم دستور بود و سِرّ غیب   ***    ورنه این بی حرمتی را کی روا دارد حسین علیه السلام

حجه الاسلام سید جواد حسینی
_____________________________
۱٫ محمدی ری شهری، میزان الحکمه (بیروت دارالحدیث)، چاپ دوم، ۱۴۱۹، ج ۲، ص ۷۱۶ ، روایت ۴۵۴۴٫
۲٫ همان، ص ۷۱۷، روایت ۴۵۷۰٫
۳٫ همان، روایت، ۴۵۶۵؛ بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۳۰۹٫
۴٫ همان، ج۷۸، ص ۱۱۱، حدیث ۶، میزان الحکمه، ج ۲، ص ۷۱۷، روایت ۴۵۶۹٫
۵٫ روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۳/۶/۱۳۸۱٫
۶٫ هفته نامه بصیرت، سال نهم، شماره ۲۶، ۱۰/۲/۸۲، ص ۴٫
۷٫ وسائل الشیعه،ج ۱۴، ص ۱۴۳٫
۸٫ میزان الحکمه، ص ۷۱۶، روایت ۴۵۴۲٫
۹٫ همان، ص ۷۱۶، روایت ۴۵۴۶
۱۰٫ همان، روایت ۴۵۴۷٫
۱۱٫ فروغ کافی، محمدبن یعقوب کلینی(دارالکتب الاسلامیه)، ج۵، ص ۵۳۷ و ر ـ ک حر عاملی،وسائل الشیعه (داراحیاء التراث العربی)، ج۱۴، ص ۱۷۴، حدیث ۲، و روضه المتقین، ج ۸، ص ۳۸۳٫
۱۲٫ اقتباس از «گل عفاف» جواد محدثی.
۱۳٫ همان، ج ۲، ص ۷۱۶٫
۱۴٫ سوره قصص، آیه ۲۳ ـ ۲۵٫
۱۵٫ میزان الحکمه، ج۲، ص ۷۱۷، روایت ۴۵۶۷٫
۱۶٫ همان، ص ۷۱۷ ؛ روایت ۴۵۵۶، امالی طوسی، ص ۳۰۱٫
۱۷٫ میزان الحکمه، ص ۷۱۸، خصال صدوق، ص ۲۰٫
۱۸٫ نهج البلاغه، محمد دشتی، ص ۷۱۲، حکمت ۳۴۹٫
۱۹٫ همان، ص ۶۷۶، حکمت ۲۲۳٫
۲۰٫ عبدالواحد آمدی، غررالحکم، ترجمه علی انصاری، ص ۶۴۶٫
۲۱٫ میزان الحکمه، همان، ص ۷۳۰، روایت ۴۶۰۳٫
۲۲٫ میزان الحکمه، ج۲، ص ۷۱۷، روایت ۴۵۶۵٫
۲۳٫ بحارالانوار، ج۴۳، ص ۱۳۰ ـ ۱۳۲٫
۲۴٫ شیخ جعفر نقدی، کتاب زینب کبری، ص ۲۲، و ریاحین، ج۳،ص ۶۰٫
۲۵٫ کتاب زینب کبری، ص ۲۰٫
۲۶٫ جریر طبری، تاریخ طبری، (بیروت مؤسسه الاعلمی، چاپ چهارم، ۱۴۰۳) ج ۴، ص ۳۴۰ ـ ۳۴۱٫
۲۷٫ عائشه بنت الشاطی، بانوی کربلا، ترجمه سید رضا صدر(قم انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ سوم، ۱۳۷۸) ص ۵۹ ـ ۵۸٫
۲۸٫ وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۴۳، حدیث ۷٫
۲۹٫ بانوی کربلا، ص ۶۰٫

منبع : دارالعرفان

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


مدیر کانال آمد نیوز کیست؟ 

۲۳ دی ۱۳۹۷
بدون نظر


مدیر کانال آمد نیوز کیست؟ 

کانال آمد نیوز که می‌گویند برای آقای زم است درست نیست. زم تابلوست خودش هم می‌داند که کانال برای چه کسی است و چگونه اداره می‌شود…..



مدیر کانال آمد نیوز کیست؟

 

مدیر کانال آمد نیوز کیست؟ 

شریعتمداری، مدیرمسئول کیهان در گفتگو با تسنیم: کانال آمد نیوز که می‌گویند برای آقای زم است درست نیست. زم تابلوست خودش هم می‌داند که کانال برای چه کسی است و چگونه اداره می‌شود؛ روح‌الله زم که آدم این حرف‌ها نیست چند کلمه که حرف می‌زند، باید ری‌ست شود. آقای منشه امیر، یهودی‌ایرانی‌تبار که مدت‌ها قبل مدیر رادیو اسرائیل بود این کانال را مدیریت می‌کند.

 

 

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


پویش مردمی شناسائی و کمک فقط به فقرائی که نان شب ندارند

۲۳ دی ۱۳۹۷
بدون نظر


پویش مردمی شناسائی و کمک فقط به فقرائی که نان شب ندارند

کلیپ سخنان حجت الاسلام والمسلمین پناهیان پیرامون صدقه و کمک به فقرا و نیازمندان و همچنین پویش مردمی شناسائی و کمک فقط به فقرائی که نان شب ندارند



پویش مردمی شناسائی و کمک فقط به فقرائی که نان شب ندارند

 

کلیپ سخنان حجت الاسلام والمسلمین پناهیان پیرامون صدقه و کمک به فقرا و نیازمندان و همچنین پویش مردمی شناسائی و کمک فقط به فقرائی که نان شب ندارند

 

برای کمک به فقرائی که محتاج نان شب می باشند مبلغ واریزی خود را با روش های ذیل واریز نمائید:

۱) سامانه شماره گیری تلفن همراه: ‪*۷۸۰*۳۱۳۰#‬
۲) شماره کارت بانکی موسسه خیریه هیات رزمندگان اسلام: ۵۰۴۷۰۶۱۰۹۰۰۱۲۴۸۱
۳) شماره کارت بانکی موسسه خیریه سیدالکریم علیه السلام: ۵۰۲۹۰۸۷۰۰۰۲۱۶۱۱۲

ضمنا اگر افرادی را سراسر کشور می شناسید که در فقر شدید و فقط محتاج نان شب می باشند می توانید نشانی و شماره تماس آن ها را به سامانه ۲۰۰۰۸۰۸۳پیامک نمائید.

جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانید با شماره ذیل تماس داشته باشید.

تلفن: ۰۲۱۵۵۹۵۴۷۸۷

 

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام