Sorry, no posts matched your criteria.

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

گزارش تصویری روز اول مراسم اعتکاف فروردین۹۸

۱ فروردین ۱۳۹۸
بدون نظر


گزارش تصویری روز اول مراسم اعتکاف فروردین98

روز اول مراسم اعتکاف رجب المرجب۱۴۴۰قمری(هجری قمری) مصادف با فروردین۹۸ در مسجد جامع بازار تهران توسط هیات رزمندگان اسلام برگزار گردید.



 

گزارش تصویری روز اول مراسم اعتکاف فروردین۹۸

روز اول مراسم اعتکاف رجب المرجب۱۴۴۰قمری(هجری قمری) مصادف با فروردین۹۸ در مسجد جامع بازار تهران توسط هیات رزمندگان اسلام برگزار گردید.

 

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


ویژه نامه وفات حضرت زینب (سلام الله علیها)

۱ فروردین ۱۳۹۸
بدون نظر


خانه / ویژه نامه وفات حضرت زینب (سلام الله علیها)






‘);
}
jQuery(function() {
jQuery(‘#slideshowsvip’).cycle({
fx: ‘fade’,
timeout: 5000,
pager: ‘#navtab’,
slideExpr: ‘.group_items’,
speed: 300,
slideResize: false,
pause: true
});
});
});



‘);
}
jQuery(function() {
jQuery(‘#slideshow14312’).cycle({
fx: ‘scrollHorz’,
timeout: 9000,
pager: ‘#nav14312’,
slideExpr: ‘.group_items’,
speed: 600,
slideResize: false,
rev: true,
pause: true
});
});
});


آوای معرفت | سخنرانی حجت الاسلام نظری منفرد _ محبت و معرفت

۲۱ اسفند ۱۳۹۷
بدون نظر


آوای معرفت | سخنرانی حجت الاسلام نظری منفرد _ محبت و معرفت

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام صوت های سخنرانی سخنرانان مطرح کشوری  را برای شما در سایت هیات جمع آوری نموده است.

در ادامه سخنرانی زیبایی از حجت الاسلام نظری منفرد با موضوع ” محبت و معرفت ” قرار داده شده است .

سخنرانی حجت الاسلام نظری منفرد_محبت و معرفت
سخنرانی حجت الاسلام نظری منفرد_محبت و معرفت

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


بیانیه هیات رزمندگان اسلام در پی سفر رئیس جمهور به عراق و چند پیشنهاد

۲۰ اسفند ۱۳۹۷
بدون نظر


بیانیه هیات رزمندگان اسلام در پی سفر رئیس جمهور به عراق و چند پیشنهاد

 

بیانیه هیات رزمندگان اسلام در پی سفر رئیس جمهور به عراق و چند پیشنهاد

بسم الله الرحمن الرحیم

سفر ریاست جمهوری اسلامی ایران به عراق اگرچه دیر انجام می‌شود، اما در شرایط فعلی منطقه‌ای و سیاسی – اقتصادی می‌تواند فصل جدیدی را در انسجام منطقه‌ای به ارمغان آورد. این سفر زمانی انجام می‌شود که رئیس‌جمهور ابرقدرت امریکا به‌رغم هزینه ۷ تریلیون دلاری در منطقه، وقتی می‌خواهد وارد عراق شود به صورت شبانه، مخفیانه، سرزده با هواپیمای بدون روشنایی و در یک فرودگاه متروکه می‌نشیند. اما رئیس‌جمهور اسلامی ایران با سفری که از دو ماه قبل اعلام شده، روز و به دعوت رسمی در فرودگاه بغداد می‌نشیند. این تفاوت مؤید قدرت و نفوذ منطقه‌ای نظام جمهوری اسلامی است که موجب عصبانیت سردمداران نظام سلطه شده است. بدون تردید این سفر می‌تواند در شرایط کنونی مشت محکمی بر دهان سردمداران غرب باشد که همه تلاش خود را برای تحریم همه‌جانبه ملت ایران به کار گرفته‌اند. هیئت رزمندگان اسلام از رئیس‌جمهور محترم توقع دارد مسائل مهم ذیل را نیز در بسته مأموریتی و مذاکراتی خود لحاظ نماید تا کمکی به حل مشکلات فرهنگی- اقتصادی ایران و عراق گردد.

۱- تهاتر با همسایگان از اساسی‌ترین محورهای سند اقتصاد مقاومتی ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری است. تهاتر با همسایگان می‌تواند تحریم نفتی و ارزی را بی‌خاصیت نماید و هزینه‌های صادرات و واردات را به حداقل برساند. تقویت بازارچه‌های مرزی دو کشور می‌تواند زمینه تحقق این مهم را فراهم آورد.

۲- ایجاد زمینه برای افزایش رضایت عمومی زوار ایرانی در سفرهای زیارتی و خصوصاً سفر اربعین می‌تواند پیوندهای عاطفی دو ملت  را محکم‌تر نماید.

۳- ارتباط حوزه‌های علمی ایران و عراق خصوصاً قم و نجف و استفاده از نقاط قوت همدیگر و تبادل طلبه و همکاری‌های محتوایی می‌تواند به ارتقای سطوح علمی و فقهی هر دو حوزه منجر شود و پیوندهای اعتقادی دو ملت را نیز عمیق‌تر نماید.

۴- کشور عراق به دلیل ۴۰ سال جنگ و درگیری در برخی از زیرساخت‌ها دچار مشکل شده است لذا می‌توان با تقویت بعد گردشگری و توریست درمانی از ظرفیت‌های موجود در ایران به ملت عراق بهره رساند.

۵- تسهیل رابطه تجاری و گره‌گشایی از مشکلات و بروکراسی موجود می‌تواند صادرات را رونق بخشد و در شرایط موجود که دشمنان کمر به تضعیف نظام اسلامی بسته‌اند سطح تجاری دو کشور ارتقا یابد. ایجاد مزیت‌های نسبی، بازنگری در تعرفه‌ها و روان‌سازی عملیات تجاری می‌تواند در این زمینه کمک‌کننده باشد.

۶- مستندسازی دفاع جانانه ملت عراق خصوصاً بسیج مردمی آن در مقابل داعش و اربابان آن توسط مستندسازان باتجربه ایران می‌تواند آیندگان را نسبت به این پدیده شوم و پیشگیری از تکرار آن رهنمون نماید و ارتباطات فرهنگی و سینمایی دو کشور را نیز ارتقا دهد.

در پایان همانند شهید مظلوم دکتر بهشتی به امریکا می‌گوییم از این سفر و دستاوردهای آن و ناکامی‌های خود در عراق عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر. اما بدان رابطه ایران و عراق مبتنی بر عرف و حقوق بین‌الملل و تجارت و داد و ستد مادی نیست که محوریت این رابطه پیوندی اعتقادی است که اباعبدالله علیه السلام در رأس این پیوند قرار دارد. این تعامل و برادری با هیچ سیاست و خباثتی از هم گسسته نمی‌شود.

والسلام

هیئت رزمندگان اسلام

 

 

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


گفتگوی اختصاصی با خواهر شهیدان بهادربیگی – قسمت دوم

۲۰ اسفند ۱۳۹۷
بدون نظر


گفتگوی اختصاصی با خواهر شهیدان بهادربیگی(قسمت دوم)

فاطمه بهادربیگی خواهر بزرگوار ۴ شهید دفاع مقدس است. این سال ها او را به عنوان فعال فرهنگی و سیاسی که همواره از شهدا و آرمان های شهدا گفته و در این مسیر خون دل ها خورده شناخته ام. فرزند هشتم از یک خانواده ی ۹ نفره متدین همدانی با پدر و مادری که حالا در جوار شهدایشان آسمانی شده اند؛ پدر و مادری مقاوم و با روحیه ای وصف ناپذیر. نوشتار ذیل حاصل گفتگویی مفصل است که پیرامون خاطرات سرکارخانم بهادربیگی در دوران و سال های پیش و پس از انقلاب داشته ایم.

  • با دستگیری برادرتان شرایط شما در مدرسه به چه شکل بود؟ از حال و هوای مدرسه و ارتباط با همکلاس ها و معلم ها چطور بود؟

در مدرسه مرا به عنوان یک آدم خرابکار نگاه میکردند. مخصوصاً آنها که با ساواک همکاری داشتند. مدیر و معاون همیشه مواظب بودند مطلبی نگویم یا حرفی را به بچه های مدرسه در این رابطه عنوان نکنم. یادم هست بنا را بر تحقیر من گذاشته بودند. مثلاً میگفتند نباید روسری سر کنی. اگر روسری سر کنی دیگر حق آمدن به مدرسه نداری. و من هم شدیداً مقابل این حرف می ایستادم، بخاطر همین موضوع بارها روی نمره و در ورقه ی امتحانی ام دست بردند. من بچه ی بی انضباطی نبودم ولی بقول معروف حرف بزن بودم. همیشه نمره ی انضباطم را کم میدادند. البته خب بعضی ازمعلم ها بودند که عدالت داشتند دو دو تا چهارتا میکردند که این بچه هم درس می خواند هم رعایت کلاس را میکند چرا باید تحقیر بشود، مثلا بخاطر حجابش. بهرترتیب تحت نظر بودم. ساواک عنوان کرده بود که مراقبش باشید حرفی علیه نظام علیه شاه و … نزند.

  • شما حرفی نمیزدید؟

چرا… من زیاد گریه میکردم. چون برادرم را که توسط ساواک دستگیر شد خیلی دوست داشتم. فوق العاده. برادرم فوق العاده مهربان بود. دیدی بعضی برادرها چقدر نسبت به خواهرهای کوچکتر زورگو هستند. خیلی با ما راه میآمد. گریه میکردم بچه ها ازمن میپرسیدند که چرا گریه میکنی من هم ماجرا را میگفتم. مثلا میگفتم برادرم را به زور بردند. به زور برادرم را گرفتند. برادرم کاری نکرده بود. برادرم کتاب میخواند. همین. بارها و بارها از دفتر مدرسه مرا خواندند و بارها و بارها زیر گوشم سیلی زدند.

یکی از مسائلی که مثلا وجود داشت این بود که در یک زمان خاصی که از ۴ آبان بود مدارس آماده میشدند برای تولد شاه. یک لباس های فرمی به بچه ها میداند و کلاس های رقص بود …

من هیچ وقت در این مراسم شرکت نمیکردم برای همین هیچ وقت نمره ورزش نداشتم. این کلاس رقص شده بود کلاس ورزش بچه ها به بهانه روز تولد شاه.

گفتگوی اختصاصی با خواهر شهیدان بهادربیگی
  • ارتباطتان اینطور با بچه ها محدود میشد و این سخت بود. تنها بودید؟

اسلحه ی من درسم بود. در خانواده هم راجع به مسائل مختلف صحبت میکردیم. من خیلی وقت ها برای بچه ها نقش لیدر داشتم. با معلم ها سر مطالبی که میگفتند بحث میکردم. اگر اشتباه میگفتند دلیل می آوردم که اشتباه میگوئید. بعضی از بچه ها با اینکه سن کمی داشتند ولی واقعا زنان بزرگی بودند. عدالت را میدیند میگفتند چه ایرادی دارد. دارد سؤال میکند. مثلا معلم دینی ما لاک میزد. من به او میگفتم مبطلات نماز چیست؟ مگر لاک نماز را باطل نمیکند…یا راجع به حجاب براساس آیات قرآن سؤال میکردم که چنین و چنان. معلم دینی ما خودش بی حجاب با موهای رنگ شده و آرایش به مدرسه می آمد.

  • این نقش ها در انقلاب هم ادامه داشت؟

انقلاب که شد مدارس تعطیل شدند، من شده بودم لیدر راهپیمایی دانش آموزان. سال ۵۷ بود. خبری از درس نبود. فقط شعار بود و تظاهرات و من بچه ها را جمع میکردم. مدیر ما هم یک مدیر ضد دین بود مرتب مرا میخواست که فلانی تو دختر خوبی هستی نکن اینکار ها را و برای حفظ سمت آموزشی خودش هم که بود جرات نمیکرد به ساواک بگوید. ولی یادم هست ده دقیقه قبل از اینکه زنگ تفریح ما بخورد در راهروها بودم. کارت مینوشتم. نیرو داشتم. الحمدلله روابط عمومی من خیلی خوب بود. در کلاس ها میزدم کارت هایی که شعار روی آنها نوشته شده بود میدادم و میگفتم فلان ساعت بعد از زنگ همه حضور داشته باشید. مدیر به معلم ها خرده میگرفت که چرا با او همکاری میکنید. آن معلم ها که بعدها از همکاران خودم شدند میگفتند ای بااب دختر بدی نیست یک کاغذی آورده دم در تحویل داده و رفته.

ما با بچه ها حرکت میکردیم از جلوی سرباز های مسلح. و همه با هم تکرار میکردیم جاوید شاه. بعد که از جلوی سرباز ها رد میشدیم فریاد میزدیم کدام شاه؟ شاه رجب خمینی.

  • تهدید نمیکردند؟

چرا مرتبا با این بلندگوهای دستی میگفتند پراکنده شوید، ماهم دوباره پمیکوبیدیم و فرار میکردیم و شعار میدادیم.

داخل مدرسه هم خیلی دغدغه مند بودم. مرتب به دنبال این بودم که کتابی پیدا کنم، بخوانم و جواب معلم ها را با منطق و عقلی بدهم. با یکی از معلم هایم که آقا بود و معلم جغرافیا و بسیار هم شاه دوست بود مرتب بحث داشتم. او هم اصلا از من دل خوشی نداشت که بنوعی یک نوع بغض هم داشت به خونم تشنه بود. مرتب سر مباحث سیاسی با او باز بود و میگفت این انقلاب یکساله شکست میخورد و من هم دفاع میکردم که نه چنین و چنان… گذشت و سال ۸۲ من برای مجلس استان همدان کاندیدا شدم. یکروز در محل ستاد آمدند گفتند یک آقایی آمده خیلی اصرار دارد شما را ببیند. حالا آن زمان هم ما دیگر اینقدر درگیر کار بودیم تبلیغات و اینور و استان‌ها و شهرهای مختلف و گفتم کیست؟ گفتم چون مسئولین زیاد می‌آمدند و نشست و جلساتَش داشتیم گفتند والله می‌گوید من نه مسئول هستم نه چه ولی بگویید فلانی هستم یک کد داد آن کدش مال همان زمان دبیرستان بود. فهمیدم معلم جغرافیای زمان دبیرستان است.

این آقا دبیر جغرافیا بود ما هم مباحث‌مان در درس جغرافیا بیشتر در مورد آتش‌فشان بود ایشان نمی‌توانست بگوید آتش‌فشان می‌گفت آت‌فشان. ش را نمی‌توانست تلفظ کند بچه‌ها هم بخاطر این قضیه مسخره می‌کردند. من یادم است یک روز بلند شدم جلو خودشان بچه‌ها را حسابی توپیدم بعد ایشان خب این در ذهنَش ماند. گفته بود بگویید آت‌فشان آمده است بعد همه می‌گفتند اسمش آت‌فشان، بعد من گفتم وااای این آقا دبیرمان بوده.

بهرحال آمدند به من گفتند: می‌دانستم و شاید به جرأت می‌گفتم این بالاخره برای خودش یک کسی می‌شود. گفت وظیفه‌ام است؛ آمده‌ام برایت تبلیغات کنم. اینقدر هم برایم تبلیغ کرد و رأی جمع کرد و گفت به تمام فامیل و دوست به همه گفتم به این رأی بدهید این بسیار آدم مثلأ فلان است. پیگیر کار است اصلاً کار را ول نمی‌کند!

 

گفتگوی اختصاصی با خواهر شهیدان بهادربیگی قسمت اول

ادامه دارد….

 

 


امام علی النقی الهادی علیه السّلام

۲۰ اسفند ۱۳۹۷
بدون نظر


امام علی النقی الهادی علیه السّلام

     خورشید وجود نازنین حضرت امام علی النقی الهادی علیه السّلام فرزند امام جواد علیه السّلام در ۱۵ ذی الحجّه سال ۲۱۲ هجری قمری در حوالی مدینه رخ به جهان نمود و در سن هشت سالگی بعد از شهادت پدر بزرگوارشان در جایگاه امامت قرار گرفتند. امام دهم حضرت هادی علیه السّلام در حدود ۳۴ سال امامت داشته و در سوم رجب سال ۲۵۴ هجری قمری به سبب زهر کین دشمن به شهادت رسیدند.

     ابیات ذیل که سرودۀ شاعر محترم آقای قاسم صرّافان می باشد در رثای امام هادی علیه السّلام سروده شده است که تقدیم می گردد؛

چارمین بار علی بود امامت می‌کرد

 

رود از راز و نیاز تو حکایت می‌کرد

نور را عمق نگاه تو هدایت می‌کرد

 

ماه اگر ـ ذکر به لب ـ گِرد زمین می‌چرخید

صورت ماهِ تو را داشت زیارت می‌کرد

 

دهمین بار هوالحق متجلّی شده بود

چارمین بار علی بود امامت می‌کرد

 

درد را نسخه‌ی خال تو شفا می‌ بخشید

عاشقان را دل نرم تو شفاعت می‌کرد

 

“و بِکُم عَلَّمَنا الله”  تو می‌خواندی و … آه!

آه از آن شهر که بی قبله عبادت می‌کرد

 

جامعه حرف دلت را که به خود باخته بود

“طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد”

 

متوکّل به تماشای شرابت آورد

به دل مست تو از بس که حسادت می‌ کرد

 

و نفهمید که مستی اثری بود که داشت

با طلوع تو به هر ذرّه سرایت می‌کرد

 

“از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر”

وقتی از پنجره‌ ی شعر صدایت می‌کرد

 

کوه هر صبح به صبر تو سلامی می‌ داد

ماه هر شب به رُخت عرض ارادت می‌کرد

 

ری پُر از عطر سخن‌ های تو می‌ شد وقتی

سیّد عارف ری، از تو روایت می‌ کرد

 

شاه بخشنده ! نرو ، بی تو فقیران چه کنند؟

سامرا داشت به دستان تو عادت می‌کرد

پایگاه اطّلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


متن روضه شهادت ویژه شهادت امام هادی علیه السلام-حاج محمود کریمی

۱۹ اسفند ۱۳۹۷
بدون نظر


متن روضه شهادت ویژه شهادت امام هادی علیه السلام-حاج محمود کریمی

پول می داد امام هادی علیه السلام می گفت برید زیارت حسین علیه السلام،حالا من روضه رو می برم کربلا و عاشورا ،اونجایی که امام هادی دوست داره،اینقده روضه از امام هادی داریم،دریای روضه اش خیلی وسیعه

اهل دردم غم هادی دارم
سامرایی است دل بی تابم
زنده ی فیض مدام یارم
مرده ی یک نفس سردابم
امشب از خویش برون می آیم
تا به چشمان پرآبش گریم
گاه برآه دل شعله ورش
گاه بر قبر خرابش گریم
کینه اهرمن تیره سرشت
بامدار طبق نور چه کرد
فتنه ی قوم پلید ابلیس
با جمال پسر حور چه کرد
دست تذویر دوباره بی رحم
آتش کینه ی خود را افروخت
در پس پرده ی تنهایی خود
مردی از نسل سلابت می سوخت
رفته رفته اثری سخت نمود
زهر در جان شریف آقا
در تب و تاب شد و سوسو زد
شمع چشمان شریف آقا
خاک بر فرق من از این جمله
همه چو بسمل به قفس پرپر زد
پسرش پاره گریبان گریان
در عزاداری او بر سر زد
جگر زهر چشیده یعنی
آب گردیدن گل در آتش
هر که از نسل علی شد مسموم
ناله زد فاطمه؛ مادر؛ آتش
تا نمانده به تن و دیده پر آب
سینه سوزان و لبش خشک ولی
زمزمه کرد و به سینه کوبید
که فدای تو حسین بن علی

متن روضه شهادت ویژه شهادت امام هادی علیه السلام-حاج محمود کریمی

همه ی اهلبیت لحظات آخر جان دادن برا حسین گریه کردن،حتی قبل از شهادت ابی عبدالله،پیغمبر همین طور،فرمود:رو سینه ام باشه من آروم جون می دم،یه روز میادم رو سینه ی حسینم سنگین می شه،علی همین طور لحظات آخر دستای عباس و حسین و تو دست هم گذاشت ،مادر همین طور فرمود: علی جان برا من گریه کن،برا بچه هام گریه کن،برا این کربلایی خیلی گریه کن،امام مجتبی علیه السلام همین طور گفت:لایوم کیومک یا اباعبدالله.همه اهلبیت برا حسین گریه کردند

بر سر پای پسر سر بنهاد
لحظه ی آخر جان دادن بود
از لبش ذکر نمی افتاد
یاد آن صحنه ی افتادن بود
یاد می کرد از آن ساعت که
از فراز فرس آقا افتاد
تشنه لب با بدن غرق به خون
گوشه ای در دل صحرا افتاد
یاد آن یوسف افتاده به چاه
گرگ ها دوروبرش زوزه کشان
گرگ وحشی تری از راه رسید
چنگ زد گرگ سرش زوزه کشان
گوش کن مابقی قصه زمن
گر چه این روضه دهد آزارت
سر بریدند و دوان سوی حرم
این بود معنی قتل و غارت

ای حسین….
از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد حسین
ناله ها می زد حسین،دست و پا می زد حسین
حسین…ای تشنه لب حسین،حسین….جان زینب حسین،حسین…ای بی کفن حسین،حسین….خونین دهن حسین…ای حسین
دلم برا حرمت پر میزنه،برا حرمت پر می زنه،سینه برا تو دلبر می زنه،شبا برا تو هق هق می کنم،به پای غمت دق می کنم
هم چین زهر پاره پاره کرد،دل امام هادی رو همه ی اهلبیت لحظات آخر یاد مادر افتادن،هی صدا می زد،وای وای مادر ای مادر

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


سخنرانی حجت الاسلام پناهیان _ توصیه هایی برای بهره برداری بیشتر از ماه پر فضیلت رجب

۱۹ اسفند ۱۳۹۷
بدون نظر


سخنرانی حجت الاسلام پناهیان _ توصیه هایی برای بهره برداری بیشتر از ماه پر فضیلت رجب

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام صوت های سخنرانی سخنرانان مطرح کشوری  را برای شما در سایت هیات جمع آوری نموده است.

در ادامه سخنرانی زیبا و دلنشینی از حجت الاسلام علیرضا پناهیان به مناسبت فرارسیدن ماه رجب با بیان توصیه هایی برای بهره برداری بیشتر از ماه پر فضیلت رجب قرار داده شده است .

سخنرانی حجت الاسلام پناهیان_توصیه هایی برای بهره برداری بیشتر از ماه پر فضیلت رجب
سخنرانی حجت الاسلام پناهیان_توصیه هایی برای بهره برداری بیشتر از ماه پر فضیلت رجب

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


مقتل امام هادی علیه السلام

۱۹ اسفند ۱۳۹۷
بدون نظر


مقتل امام هادی علیه السلام

امام هادی علیه السلام بر هم زننده بزم شراب
هنگامى که بدخواهان در نزد متوکل، از امام هادى‏ علیه السلام سعایت و بدگویى کرده و گفتند: در منزل او سلاح و نوشته‏ها و اشیاى دیگرى است که از طرف شیعیان به وى رسیده و او قصد قیام بر ضد دولت تو را دارد، متوکل گروهى را به منزل آن حضرت فرستاد، آنان شبانه به خانه امام‏ علیه السلام هجوم بردند، ولى چیزى به دست نیاوردند، آنها دیدند که حضرت تنها در اطاقى دربسته نشسته و در حالى که جامه پشمین بر تن دارد و بر زمین خاکى روى شن و ماسه نشسته، به عبادت خدا و تلاوت قرآن مشغول است. امام را با همان حال دستگیر کرده و نزد متوکل بردند و به او گزارش دادند که در خانه‏اش چیزى نیافتیم و او را رو به قبله دیدیم که قرآن مى‏خواند. متوکل چون امام را دید، از عظمت و هیبت امام بى ‏اختیار ایشان را احترام نموده و در کنار خود نشانید و با کمال گستاخى جام شرابى را که در دست داشت‏به امام علیه السلام تعارف نمود. امام سوگند یاد کرده و فرمود: «گوشت و خون من با چنین چیزى آمیخته نشده است، مرا معاف دار!» متوکل حضرت را معاف نمود و گفت: شعرى بخوان! حضرت فرمود: «من شعر کم مى‏خوانم‏». متوکل گفت: «باید بخوانى!» امام هادى علیه السلام آن گاه که اصرار وى را دید اشعارى را قرائت نمود که تمام اهل مجلس متاثر شده و به گریه افتادند و بزم شراب و عیش به سوگ و عزا تبدیل شده و آنان جامهاى شراب را بر زمین کوبیدند. اشعار امام چنین بود:
بَاتُوا عَلَى قُلَلِ الْأَجْبَالِ تَحْرُسُهُمْ غُلْبُ الرِّجَالِ فَلَمْ تَنْفَعْهُمُ الْقُلَلُ‏
[گردنکشان] بر قله کوهساران شب را به روز آوردند در حالى که مردان نیرومند از آنان پاسدارى مى‏ کردند، ولى قله ‏ها نتوانستند آنان را از خطر مرگ برهانند.

وَ اسْتَنْزَلُوا بَعْدَ عِزٍّ مِنْ مَعَاقِلِهِمْ وَ اسْکِنُوا حُفَراً یَا بِئْسَمَا نَزَلُوا
آنان پس از مدتها عزت از جایگاه‏هاى امن به زیر کشیده شدند و در گودال‏ها جایشان دادند. چه منزل و آرامگاه ناپسندى!
نَادَاهُمْ صَارِخٌ مِنْ بَعْدِ دَفْنِهِمْ أَیْنَ الْأَسَاوِرُ وَ التِّیجَانُ وَ الْحُلَلُ‏
پس از آن که به خاک سپرده شدند، فریادگرى فریاد برآورد: کجاست آن دست‏بندها، تاجها و لباسهاى فاخر؟
أَیْنَ الْوُجُوهُ الَّتِی کَانَتْ مُنْعِمَهً مِنْ دُونِهَا تُضْرَبُ الْأَسْتَارُ وَ الْکِلَلُ‏
کجاست آن چهره‏هاى در ناز که به احترامشان پرده‏ها مى‏آویختند؟
فَأَفْصَحَ الْقَبْرُ عَنْهُمْ حِینَ سَاءَلَهُمْ تِلْکَ الْوُجُوهُ عَلَیْهَا الدُّودُ تَقْتَتِلُ‏
گور به جاى آنان پاسخ داد: اکنون کرمها بر سر خوردن آن چهره‏ها با هم مى‏ستیزند!
قَدْ طَالَ مَا أَکَلُوا دَهْراً وَ قَدْ شَرِبُوا وَ أَصْبَحُوا الْیَوْمَ بَعْدَ الْأَکْلِ قَدْ أُکِلُوا
آنان مدت درازى در دنیا خوردند و آشامیدند ولى بعد از خوردن طولانى، خود خورده شدند!
پس از خواندن این اشعار متوکل و هر که در مجلس بود گریتند تا انجا که اشک محاسن متوکل را تر کرد. سپس چهار هزار دینار به امام هادی علیه السلام داد و ایشان را با احترام روانه منزل کرد.
کراجکب در کنز الفوائد نقل کرده که متوکل (پس از شنیدن این اشعار) جام شرابش را بر زمین کوفت و در آن روز عیششان منقّض گردید.

مقتل امام هادی علیه السلام
متن عربی روایت:
أَقُولُ قَالَ الْمَسْعُودِیُّ فِی مُرُوجِ الذَّهَبِ، سُعِیَ إِلَى الْمُتَوَکِّلِ بِعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوَادِ ع أَنَّ فِی مَنْزِلِهِ کُتُباً وَ سِلَاحاً مِنْ شِیعَتِهِ مِنْ أَهْلِ قُمَّ وَ أَنَّهُ عَازِمٌ عَلَى الْوُثُوبِ بِالدَّوْلَهِ فَبَعَثَ إِلَیْهِ جَمَاعَهً مِنَ الْأَتْرَاکِ فَهَجَمُوا دَارَهُ لَیْلًا فَلَمْ یَجِدُوا فِیهَا شَیْئاً وَ وَجَدُوهُ فِی بَیْتٍ مُغْلَقٍ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِ مِدْرَعَهٌ مِنْ صُوفٍ وَ هُوَ جَالِسٌ عَلَى الرَّمْلِ وَ الْحَصَى وَ هُوَ مُتَوَجِّهٌ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى یَتْلُو آیَاتٍ مِنَ الْقُرْآنِ فَحُمِلَ عَلَى حَالِهِ تِلْکَ إِلَى الْمُتَوَکِّلِ وَ قَالُوا لَهُ لَمْ نَجِدْ فِی بَیْتِهِ شَیْئاً وَ وَجَدْنَاهُ یَقْرَأُ الْقُرْآنَ مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَهِ وَ کَانَ الْمُتَوَکِّلُ جَالِساً فِی مَجْلِسِ الشُّرْبِ فَدَخَلَ عَلَیْهِ وَ الْکَأْسُ فِی یَدِ الْمُتَوَکِّلِ فَلَمَّا رَآهُ هَابَهُ وَ عَظَّمَهُ وَ أَجْلَسَهُ إِلَى جَانِبِهِ وَ نَاوَلَهُ الْکَأْسَ الَّتِی کَانَتْ فِی یَدِهِ فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا یُخَامِرُ لَحْمِی وَ دَمِی قَطُّ فَأَعْفِنِی فَأَعْفَاهُ فَقَالَ أَنْشِدْنِی شِعْراً فَقَالَ ع إِنِّی قَلِیلُ الرِّوَایَهِ لِلشِّعْرِ فَقَالَ لَا بُدَّ فَأَنْشَدَهُ ع وَ هُوَ جَالِسٌ عِنْدَهُ ….
قَالَ فَبَکَى الْمُتَوَکِّلُ حَتَّى بَلَّتْ لِحْیَتَهُ دُمُوعُ عَیْنَیْهِ وَ بَکَى الْحَاضِرُونَ وَ دَفَعَ إِلَى عَلِیٍّ ع أَرْبَعَهَ آلَافِ دِینَارٍ ثُمَّ رَدَّهُ إِلَى مَنْزِلِهِ مُکَرَّماً .
أَقُولُ رَوَى الْکَرَاجُکِیُّ فِی کَنْزِ الْفَوَائِدِ، وَ قَالَ فَضَرَبَ الْمُتَوَکِّلُ بِالْکَأْسِ‏الْأَرْضَ وَ تَنَغَّصَ عَیْشُهُ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ.(۱)
اما دلها بسوزد…
راوى گوید: بعد از آن ، سر نازنین امام حسین علیه السّلام را با زنان و کودکان آن امام مبین ، به مجلس یزید بى دین بردند به هیئتى که همه ایشان را به یک ریسمان بسته بودند… در این بین یزید لعین چوب خیزران طلبید مکرر با آن چوب به دندان مبارک فرزند رسول الله صلى الله علیه و آله مى زد.
متن عربی:
قَالَ الرّاوى : ثُمَّ اءُدْخِلَ ثَقَلُ الْحُسَیْنِ ع وَ نِساؤُهُ وَ مَنْ تَخَلَّفَ مِنْ اءَهْلِهِ عَلى یَزیدَ، وَ هُمْ مُقَرَّنُونَ فى الْحِبالِ… قالَ: ثُمَّ دَعا یَزیدُ بِقَضیبِ خَیْزُرانَ، فَجَعَلَ یَنْکُتْ بِهِ ثَنَایَا الْحُسَیْنِ ع(۲) .
منبع:
۱٫ مروج الذهب مسعودی-کنز الفوائد-بحارالأنوار ج : ۵۰ ص : ۲۱۳
۲٫ لهوف ابن طاووس- المسلک الثالث فى الاُمُورِ الْمُتَاءَخَّرَهِ عَنْ قَتْلِهِ ع وَ هِىَ تَمامُ ما اءَشَرْنا اِلَیْهِ.

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام


متن روضه شهادت امام علی النقی ( هادی) علیه السلام؛حاج محمد رضا طاهری

۱۹ اسفند ۱۳۹۷
بدون نظر


متن روضه شهادت امام علی النقی ( هادی) علیه السلام؛حاج محمد رضا طاهری

آمده جان من از زهر کینه بر لب
روز من در غریبی تیره تر بود از شب
بسته بال و پرم، کنج قفس میمیرم

امشب اونهایی که اومدن برا امام هادی عزاداری کنند،گفتند:اگر امشب سامرا امام هادی زائر نداره،ما میریم به آقامون امام زمان تسلیت میگیم،میگیم آقاجان سرت سلامت آقا.

آمده جان من از زهر کینه بر لب
روز من در غریبی تیره تر بود از شب
بسته بال و پرم کنج قفس میمیرم
گریه ی نور چشمم کرده از جان سیرم
در طول عمرم جز غصه و غم هرگز ندیدم
ویرانه دیدم، زخم زبان و طعنه شنیدم

متن روضه شهادت امام علی النقی ( هادی) علیه السلام؛حاج محمد رضا طاهری

عجیب داستان امام هادی،شبیهه سرگذشت امام سجاد بوده،روضه ها شبیهه همه، لذا در ارشاد شیخ مفید نوشته:وقتی آقا رو از مدینه به سمت سامرا می آوردند،مثل امام سجاد که سه روز و سه شب پشت دروازه ی ساعات،آقارو نگه داشتند. امام هادی رو هم در یک خرابه ای جای دادند،سه روز بیرون از شهر امام هادی رو نگه داشتند.این یه روضه است شبیه امام سجاد یه روز دیگه ام وقتی آقا رو وارد بزم شراب کردند،نانجیب حرومزاده جام شراب به امام هادی تعارف کرد،می خوام بگم آقا جانم اما در هر دو روضه ی یه فرق بزرگ بین روضه ی شما و امام سجاد بود،درسته شمارو هم در خرابه جای دادند، اما دیگه ناموستون رو با دستای بسته وارد نکردند،جلو چشمت ناموست رو با تازیانه نزدند،آقا شما رو هم وارد بزم شراب کردند اما جلو چشمت سر بابات رو داخل تشت نگذاشتند، با چوب خیزران بر لب و دندان بابا نزدند.
در طول عمرم جز غصه و غم هرگز ندیدم
ویرانه دیدم زخم زبان و طعنه شنیدم
کربلایم سامراست بر لب من یا زهرا
نیمه شب بود و از غم خاطرم آزردند
بی عمامه مرا از خانه ام میبردند
هم امام هادی و هم امام صادق رو نیمه ی شب از خانه بیرون بردند،اما بی عمامه ،بی ردا، وقتی خوب توجه میکنی فاطمیه تموم شده، اما مگه میشه روضه های فاطمه تموم بشه، میخوام یه چیزی بگم رد شم،این که امام هادی و امام صادق رو بی عمامه بردند،شاید دلیلش این باشه،شیخ جعفر مجتهدی میگه تو حرم امیرالمؤمنین گفتم آقاجان میخوام من ببینم صحنه ای که شما رو از خونه بیرون کشیدند،بعضی ها می دونند من چی میخوام بگم،از همین اول آه از نهادشون بلند شد، در عالم مکاشفه ،در کتاب مرحوم شیخ جعفر مجتهدی «۱» این قضیه رو نوشته: در عالم مکاشفه امیرالمؤمنین فرمود:شیخ جعفر طاقت نمیآری ببینی رها کن این خواسته رو، میگه عرض کردم آقا جان به من اجازه بدهید ببینم چه خبر بوده مدینه، بی شرمی این قوم رو میخوام بفهمم، آقا فرمود: شیخ جعفر حالا که اصرار داری بسم الله، یه مرتبه پرده از جلو چشمم افتاد دیدم در خونه ی امیرالمؤمنین باز شد،یازهرا… عمامه ی امیرالمؤمنین رو دور گردن آقا انداختند دارند از خونه بیرون میکشنند مولارا..آخی…غریب آقام،غریب آقام،غریب آقام

نیمه شب بود و از غم خاطرم آزردند
بی عمامه مرا از خانه ام میبردند
در غریبی زظلم و کینه آبم کرده اند
وای من وارد بزم شرابم کرده اند

جام شراب و لبخند دشمن آن نیمه ی شب
لرزیدم و آه از دل کشیدم با یاد زینب
حالا امام هادی میخواد برات روضه بخونه
سر خونین، تشت زر، چوب و لب های دلبر

حسین…. دیگه کسی آروم نباشه،همه با امام هادی هم ناله بشن،حسین…… تو مجلس یزید ملعون سر داره قرآن میخونه،یه وقت نانجیب شروع کرد با چوب خیزران بر لب و دهان ابی عبدالله،یه وقت دیدند قاطی این زن و بچه،یه نازدانه رو پا بلند شده،هی میگه عمه جان، این سر بابای منه، بگو به چه جرمی دارند با چوب خیزران میزنند، حسین…… ان شاءالله امام هادی کربلاتو همین امشب امضاء کنه،هر کجا هستی ناله بزن،حسین….

آن شبی که مرا خواند سوی بزم شراب
گشت از شدت غم مرگ عیان در نظرم
زهر نوشیدم و راحت شدم از عمر ولی
ریخته خاک یتیمی به عذار پسرم

۱-کتاب لاله ای ازملکوت،حاج شیخ جعفرمجتهدی

پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام